پیام به دوستان اسیر در لیبرتی!
رهبران فرقه با وعده های دروغین چندین سال عمر ما را به تباهی کشیدند و طی این چندین سال فقط از ما بیگاری کشیدند و همیشه زیر ضرب آنها بودیم و جالب این جاست که این همه شکستی که رهبران فرقه و سرانشان در عراق خوردند و خودشان خوب می دانند که استراتژی به بن بست رسیده
به ما در آزادی گروگانهای رجوی از کمپ لیبرتی کمک کنید (نامه سرگشاده به آقای بن امرسون)
از سال ۱۳۶۱ که سازمان وارد منطقه کردستان عراق شده است تا همین الان که این نامه نوشته می شود فرقه رجوی دارای زندان و شکنجه گاه بوده است اوج این سر کوب و شکنجه در سال ۱۳۷۳ بوده است که که براساس شواهد این دوران و شکنجه گاهها امار زندانیان رقمی بین ۷۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر بوده است. و تعدادی از این شکنجه شدگان با فرار از جهنم رجوی خودرا به اروپا رسانده و الان در این کشورها ساکن هستند.
فرقه ای که ماهیتا تنها در ترور و بحران امکان بقا دارد
اخیرا نامه جمعی از نجات یافتگان از فرقه تروریستی مجاهدین را در یکی از سایت ها خواندم مبنی بر این که رجوی طی فرمان و فتوای تشکیلاتی، اسیران در لیبرتی را موظف و مجبور به خودسوزی نموده و کتبا نیز از آنها تعهد گرفته است. و اضافه شده این فرمان به مثابه فرمان در فروغ جاویدان 2 است
به کوری چشم رجوی ها سیزده سال ۱۳۹۳ را بدر کردیم
برای اجرای برنامه سیزده بدر تشکیلات فرقه همه بچه ها را بسیج می کردند تا تمامی میز و صندلی ها و امکانات صنفی و فرهنگی و ورزشی را بار خودروی ایفا کنند و به پارک منتقل نمایند بعد از اتمام برنامه، همه آن امکانات را می بایست به جای قبلی برمی گرداندیم علاوه بر این، فشار کار آشپزخانه و سرو غذا و شستن ظروف و سایر کارهای دیگر را هم باید اعضاء تحمل می کردند گذشته از این ها شرکت در برنامه اجباری بود
اخبار و ناگفته های کمپ پناهندگان در آلبانی ـ قسمت دوم
سران فرقه مجاهدین سعی دارند با اتخاذ شیوه ها و ترفندهای متعدد مانع ریزش و جدایی افراد انتقالی از کمپ لیبرتی به کمپ پناهندگان در آلبانی بشوند. خبرها حاکی از آشفتگی حال سران فرقه ستیزه جوی مجاهدین دارد. مریم رجوی به افراد رده بالا و مسئولین تشکیلات رهنمود داده است که برای جذب جداشده ها در آلبانی آزاد هستند بر خلاف موازین و اصول لایتغیر تشکیلات و دستگاه اعتقادی مجاهدین ترتیب مراسم و جشن را بدهند
عید سال ۹۳ به دور از تشکیلات فرقه ای رجوی
در طی چندین و چند سالی که در تشکیلات رجوی بودم، جشن نوروز بهانه ای برای برگزاری نشستی با حضور خود لعنت الله (رجوی) بود. که در چندساعتی که در خدمت این شیطان آدم نما بودیم، می بایست پشت سرهم قربونت برم برایش می سراییدیم، کف و سوت و حورا برایشان حواله می کردیم
دلایل مبسوطی دال بر خود شیفتگی و روانپریشی مزمن در مسعود و مریم رجوی
برای ظاهر شدن در میان نزدیک ترین طرفدارانش بدون اطلاع از درب مخفی وارد می شود، ادا و اطوارهایی در می آورد که گویا شخصی مهم و برتر از دیگران است و وانمود می کند که همه جهانیان مخل پیشرفت او هستند و به جایگاه و مقامش حسادت می ورزند، لذا برای نابودیش طرح و برنامه ریخته اند. با این نوع توهمات از هوادارانش می خواهد تا از او به طور ویژه و چشم گیری حفاظت نمایند.
نامه سرگشاده به آقای بن امرسون
در این سازمان سانسور شدید و سرکوب شدید نیروها برقرار است و نیروها در کمال بی خبری قرار دارند و حق گوش کردن به یک رادیو دیگر حتی ندارند و از اینترنت و سایر رسانه های ارتباطات جمعی محروم هستند و با افراد مخالف و معترض برخورد شدید میشود و در زمان صدام حتی زندان و شکنجه و اعدام در این سازمان فرقه گرا وجود داشت.
رهائی از دید مسعود و مریم رجوی
رجوی رهائی را در ذوب کامل افراد در اعتقادات کذایی خودش می داند، به عنوان نمونه از جمله اعتقادات رجوی طلاق های اجباری و طرد خانواده و فرزند بوده است، حال هرکس در این معیار طلاق از همسر خود و رها نمودن خانواده و فرزندان پیش قدم تر باشد و از سوی دیگر سر سپرده تر به رجوی گردد از دید رجوی رهاتر است
جنون قدرت طلبی رجوی و خشونت ایدئولوژیک ـ قسمت اول
من اعلام جدایی از فرقه رجوی را کردم. مسئولین فرقه مدت ۵ روز مرا در بنگالی نگهداری کردند و تحت فشار قرار دادند تا از تصمیمی که برای برای خروج از لیبرتی گرفته ام صرف نظر کنم. ولی من پایم را توی یک کفش کردم که نمی خواهم به حرفهای شما گوش بدهم. بعد از ۵ روز من را تحویل کمیساریای عالی پناهندگان دادند. اطراف بنگال نگهبان گذاشته بودند و نگهبانان هم از فرماندهان مجاهدین بودند.
مردگانی در زنجیر
نکته اصلی و قابل توجه در این اطلاعیه این است که رهبران مجاهدین تا چه اندازه دچار بدبختی، بی آبرویی شده و به پیسی و دریوزگی گرفتار آمده اند که برای مقابله با یک فرد جدا شده ای که فقط آزادی خود آنها را طلب و آرزو میکند دست به دامان مادر و خواهر مرده ای شدند که خود آن مادر و برادران در بیست و دو سال قبل با آرتیست بازی توانستند از آن فرقه جدا شده و در کشور هلند به همان نوع زندگی ادامه میدهند که خودشان آن را مورد توهین قرار داده اند.
در فراق فرزند
این مادر که اعضای انجمن نجات کرمانشاه پای صحبت هایش نشستند، می گوید: در یکی از حضورهایش در پشت خاکریز زندان اشرف مصادف بوده با تجمع اجباری ساکنان اشرف در آنسوی خاکریز به قصد فحاشی و سنگ پرانی به خانواده ها که در این روز او پسرش را می بیند.