زندان یا کمپ پناهندگی، مریم قجر کدام یکی را باور کنیم!؟
بعد از فرار روز افزون نفرات فرقه از لیبرتی مشخص شد که درد اصلی مریم اصلا زندان بودن یا نبودن آن نیست بلکه وی حاضر نیست کسی از عراق خارج شده و یک روز به آزادی دست یابد. او می داند که اگر این محل کمپ موقت ترانزیت باقی بماند نفرات زمان زیادی را در آنجا باقی نخواهند ماند و باید عراق را ترک کنند و این یعنی فروپاشی تشکیلات جهنمی فرقه.
احتمال جدایی دستهجمعی اعضای مجاهدین
در عرض 3 هفته گذشته تعداد 9 نفر از اعضای مجاهدین موفق شدند تا از کمپ لیبرتی فرار کنند و خبرهای جدیدی از مخالفت اعضای داخلی سازمان با دستورات رجوی ارائه کردند که برای اولین بار به صورت آشکار بروز کرده است. رجوی در پیامی از نیروهایش خواسته کسانی که هنوز هم قصد همراهی با سازمان را دارند به صورت کتبی تعهد دهند که تاکنون 300 نفر از امضای این تعهد سرباز زدهاند.
نشست مشترک خانواده با بازگشته ها – قسمت سوم
خانم حیدرزاده گوشه هایی از رذالت مسئولین و فرماندهان فرقه که در ملاقات سال 82 که با پدر و مادر پیرش روا داشتند بعنوان خاطره تلخ برای حاضرین شرح داد:در سال 82 پدر و مادر پیرم در وضعیت بسیار بد و هوای بارانی یک روز در جلوی درب اشرف منتظر ملاقات بودند ولی رجوی ملعون اجازه نداد و شب را با همان وضع در جلوی درب ماندند در روز دوم فقط یک لحظه برادرم را آوردند
فرقه رجوی دزد بزرگ فرزندان مردم ایران
واقعیت اینست که فرقه رجوی با فریفتن جوانانی که بهر دلیلی از ایران به امید یافتن زندگی بهتر در دنیای بورژوازی ترک وطن کرده بودند وبا دادن وعده و وعیدهای دروغین و پوشالی باین افراد که ما به شما کار بهتر و پر درآمد میدهیم و کافیست برای مدت کوتاهی برای گذراندن دوره های تخصصی بیکی از کشورهای عربی برویم و بعد از گذراندن دوره های کاری با خرج خودمان به یکی از کشورهای اروپایی بازگردانده خواهید شد
خاطرات مادر یکی از اسرای دربند مجاهدین از ۴ سال زندگی در کنار نردههای اشرف
وی با بیان اینکه بعد از گذشت یک هفته از سفرشان به عراق هنوز نتوانسته بودند فرزندانشان را ملاقات کنند، توضیح داد: یک هفته گذشت و خبری از بچه ها نشد، به ما گفتند آمریکایی ها اجازه نمیدهند که بروید آنجا. بعد از20 روز گفتند شما بروید جلوی در و از آنجا داد بزنید و بچه هایتان را صدا کنید خانواده کرمانشاهی ها که قبل از ما به اشرف رفته بودند، گفتند ما قبلا جلوی در رفتیم و این کار را کردیم، اما کسی نیامد.
مجاهدین، صهیونیسم و تخریب نظام خانواده
رجوی با نادیده گرفتن ِزمان ِ عدّه, در ازدواج خود با مریم قجر , پس از طلاقش از مهدی ابریشمچی ,و در ادامه ی آن , طلاق اجباری اعضای فرقه و تجاوزاتی که به همسران بعضی از آنان نمود , دیگر بر کسی پوشیده نمی ماند که او یک صهیونیسم واقعی شده است. تمام رسانه هایی که ترویج بی بند وباری را می نمایند , اکنون مبلّغ این فرقه شده اند.
رجوی ها هرگز خواهان خروج اعضا از عراق نیستند – قسمت سوم
فرماندهان فرقه کماکان برنامه های اجرایی اشرف را در آنجا دنبال می کنند. هر چند که کارهای مختلفی در اشرف انجام می دادیم ولی به دلیل محیط کوچکتر لیبرتی کارهای اجرائی اینجا بیشتر شبیه به بیگاری و کار اجباری است مثلا جابجایی شن با دست و برانکارد در محوطه کانکسها به بهانه جاده سازی و… از جمله کارهایی است که برنامه روزانه افراد را پر می کنند و در ادامه هم با انجام نشست های مسخره و تکراری و مغز شویی فرماندهان فرقه سعی می کنند بقیه ساعات روز افراد را پر کنند تا کسی قدرت فکر کردن نداشته باشد.
نقض حقوق بشری گروگانها توسط فرقه رجوی هنوز ادامه دارد
من به مدت نوزده سال در فرقه مجاهدین اسیر بودم و تمام جوانی خودم را دراین فرقه سپری کردم. روزی که از این فرقه بیرون آمدم حتی نمی دانستم که آیا به چه طریق باید با خانواده ام تماس پیدا کنم. هیچ مدرک هویتی در دست نداشتم چون سازمان مجاهدین از همه اسیران و نیروهایش مدارکشان را گرفته تا دیگر امکان خروج را از همه گان بگیرد.
این همان هزار دستان رجویها است
روزگاری نه چندان دور بود که رجوی دراین نشست برای نفرات جایزه هزار دستان را داد ومنظور از هزاردستان لقب زن های شواری رهبری بود که درآن مقطع رجوی برای بیشتر کردن هیزم جنگ در ایران درسالهای 1376 به آن نفرات داده بود ونفرات غافل ازاین که درآینده چه سرنوشتی دارند اعلام آمادگی کردند که اکثریت آنها دررده (Mجدید) بودند که امروز دیگر از این نفرات اندک باقی مانده است
در فراق دوست
ازصمیمیت و دوستی که بین ما بوجود آمده بود هردو احساس خطر کردیم که مبادا ما را ازهم جدا کنند به همین خاطرحسین پیشنهاد داد درنشست های عملیات جاری ما هم مثل بقیه به همدیگر انتقاد کنیم تا مسئولین سازمان شک نکنند پیشنهاد خوبی بود پس پذیرفتم از آن روز به بعد انتقادها را با هم می نوشتیم و در نشست همدیگر را مخاطب انتقاد قرار میدادیم تا مسئولین سازمان شک نکنند
نامه سرگشاده امیر موثقی به رئیس پارلمان ملی فرانسه
آیا شما خبر دارید که افراد اجیر شده توسط همین خانم در تابستان گذشته در روز 17 ژوئن در پاریس چه بر سر منتقدینی که از این فرقه جدا شده اند آوردند و این عمل جنایتکارانه را برای اولین بار نبود که در پاریس تکرار میکردند. ایا گزارش پلیس ضد شورش شهر پاریس را شما در رابطه با حمله و هجوم وحشیانه این فرقه تروریستی در پاریس خوانده اید. اگر که نخوانده اید لطفا مراجعه کنید و پیگیری کنید
راه آزادی زنهای گرفتار در فرقه با گشایش انجمن زنان میسر شد
اول باید به بنیانگذاران این انجمن تبریک بگویم که توانستند آن کمبودی که برای رها یافتن از فرقه وجود داشت را تاسیس کنند تا زنهای گرفتار شده برای آینده خود امید داشته باشند که هم نوع های خودشان برای حل وفصل مشکلاتی که بعد از جدایی دارند، تلاش می کنند. قبل از تاسیس این انجمن کمبودهایی وجود داشت و به همین خاطر زنهایی که در تشکیلات مشکل تشکیلاتی داشتند، نمی توانستند خودشان را از فرقه رها کنند.