همایش دگردیسی در فرقه تروریستی رجوی در رشت
در راستای روشنگری نسل جوان خصوصا اساتید و دانشجویان میهنمان پیرامون تهدید فرقه ها مشخصا تهدید فرقه تبهکار رجوی در تاریخ دوم و سوم و پنجم و ششم دیماه 1391 بمدت چهار روز در دانشگاه آزاد اسلامی گیلان همایش و نمایشگاهی تحت عنوان دگردیسی در فرقه تروریستی رجوی برگزار شد که شدیدا مورد استقبال مدعوین قرار گرفت.
نفوذ یک افسر اطلاعاتی افبیآی به تشکیلات مجاهدین
وی که پس از انجام وظایف اطلاعاتی خود از پادگان اشرف گریخت، در اطلاعاتی که در این ماموریت کسب کرده و در اختیار سرویسهای امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده قرار داده با اشاره به ایدئولوژی و فعالیتهای گروه مجاهدین میگوید: مجاهدین خلق یک گروه مطرود و منفور نزد ایرانیان است و سابقه شستشوی مغزی، امر به خودکشی و خودسوزی پیروان، نقض گسترده حقوق بشر از جمله زندان و شکنجه اعضای دگراندیش در پادگان اشرف را دارد.
همه برای یکی، یکی برای همه
درهرنشستی ابتدا مسعود شروع به تعریف و تمجید از مریم می کرد تا زمینه برای این ادعا که مسعود واقعا رهبرعقیدتی است فراهم شود و مریم شروع به صحبت کند. تملق گویان مسعود تا جایی پیش رفتند که بعضی ها در نشست جمعی مسعود و مریم را با شاه و فرح مقایسه کردند ولی پررویی مسعود تا جایی پیش رفت که خود را صاحب خون افراد معرفی کرد!!
مرادی: مجاهدین ورود صلیب سرخ به اردوگاه را ممنوع کرده بودند
وی سرنگونی صدام را موجب ایجاد فضایی آزادتر برای اعضای مخالف با عملکرد رجوی دانست و اذعان کرد: پردههای دیکتاتوری صدام اجازه نمیداد تا ما تصویر درستی از کشور داشته باشیم زیرا به ما القا کرده بودند که در ایران هیچ نوع آزادی وجود ندارد.این عضو سابق فرقه تروریستی مجاهدین، اضافه کرد: با سرنگونی صدام و ملاقات با خانوادههای ما تصویر روشنتری از ایران به ما رسید
چه کسی مسئول مرگ ساکنان لیبرتی است؟
اصرار برای نگه داشتن نیروهایی که 30 سال بدون هیچ دست آوردی به دنبال مطامع رهبری مجاهدین به عراق برده شده و به ورطه خیانت به کشورشان کشانده شده اند، تحت عناوینی چون «تعهد برای مبارزه » و سلب آزادیهای فردی آنان به اسم «وفاداری به تشکیلات» و زیرپانهادن حقوق فردی این اشخاص به بهانه « تحمل شرایط سخت مبارزه » و تشجیع برای پذیرش هرمحدودیت و اقدام غیرانسانی که از جانب رهبری این گروه اعمال شود تحت عنوان «تبعیت ایدئولوژیک»، نمونه محرزی از زندگی اجباری و سلب اختیار و انتخاب این افراد است.
درد دلهای خواهری درفراق برادر اسیرش
بالاخره سال 1382 خبر زنده بودن او همه ی اقوام و دوستان را خوشحال کرد. مادر مسافر کربلا شد برای دیدار یوسف گم گشته اش!…شادی دیدار فرزند، با دیدنش در اسارت در اردوگاه اشرف شیرینی دیدار را کم نکرد اما هراس و نگرانی را در دل مادر بیشتر کرد.غلامرضا در بند بود از لحاظ فکری،جسمی، روحی و روانی.
سران فرقه رجوی قاتلند
نغمه به سران رجوی نه گفت و با نفراتش مجددا گرم گرفت زهره قائمی و معاونش از برخوردهای خوب نغمه با نفراتش بهم ریخته بودند حدودا یک ماه گذشت نغمه باز غیبش زد با دوستانی که در مقر داشتم می گفتیم باز چی شده این بار می خواهند با نغمه چکار کنند. در مقر مشغول کار بودم به من ابلاغ کردند آماده شو خواهر فرزانه معاون زهره قائمی با یگان نشست دارد سر ساعت به محل نشست رفتم یگان در اتاق کار فرزانه برای نشست تجمع کرده بود فرزانه وارد اتاق شد بدون مقدمه گفت خبر دارید که نغمه فوت کرده است
یادداشتهایی از دوران اسارتم در اسارتگاه اشرف – قسمت سوم
در یکی ازاین گزارشها آورده بود که نفرات با بدنسازی ارزشهای جامعه عادی را به فرقه آورده اند. لمپنیسم را برای ما آورده اند. یعنی بازو کلفت میکنند وآنرا به رخ همدیگرمیکشند. و جلوی خواهران شورای رهبری ژست می گیرند.و همه اش درباره خاطرات خود درایران ویا زمانی که در اروپا ورزش میکردند محفل میزنند. بعد از این گزارش بود که سران فرقه تصمیم گرفتند این محل بورژوازی (سالن بدنسازی)!!! را جمع کنند.
انقلاب مریم نسل کشی بوده است نه انقلاب بارندگی
نفرات زوج در لحظه اول به این کار مثبت نگاه می کردند که سازمان به رهبری مریم و مسعود به آنها خیلی لطف کرده که بچه هایشان از عراق درحال جنگ به مکان امنی برده و شاید فردا خودشان هم برای دیدن بچه ها به آن مکان بروند ولی این شگرد رجوی در آن شرایط برای خیلی ها روشن بود اما سرکوب درون تشکیلاتی نمی گذاشت بیان کنند و آن چیزی که نباید می شد، شد. رجوی بعد از آن زوج ها را از هم جدا کردند و بقای یک نسل از نفرات گرفته شد و این نسل کشی تا امروز هم ادامه دارد
حسین نژاد: سوء استفاده جنسی از زنان در تشکیلات توسط رجوی واقعیت دارد
من هم به عنوان یکی از مردانی که تا همین هفت ماه پیش در اشرف بودم و سی سال در داخل تشکیلات مجاهدین خلق بودم حاضرم گواهی بدهم که قبل از افشاگری خانمهای جدا شدۀ عضو شورای رهبری مجاهدین، من دراشرف از یکی از آقایون که بسیارمخفیانه توانسته بود با همسرش صحبت کند شنیدم که گفت: همسرم به من گفته است: خدا لعنت کند رجوی را. و همسرم همه چیز را به من گفته است که رجوی بعد ازاینکه ما را به عقد خود در آورد با ما ارتباط برقرارکرده است
سران مجاهدین خلق مسئول فوت آقای بهروز رحیمیان در لیبرتی هستند
درسایت های وابسته به فرقه ستیزه جوی مجاهدین خلق امروز صبح اعلام شد که آقای بهروز رحیمیان از اعضای با سابقه مجاهدین درکمپ لیبرتی درگذشته است.بی شک مسئولیت جان تک تک اعضای تحت اسارت در کمپ موقت ترانزیت برعهده سران و رهبران مجاهدین است که همه روزنه ها و راههای ارتباط آنان را با دنیای پیرامونی و اعضای خانواده هایشان بسته اند و امکان انتخاب آزادانه را از افراد در کمپ لیبرتی سلب نموده اند.
مرگ اعضا در اثر فشار تشکیلاتی فرقه در لیبرتی
امروز خبر مرگ بهروز رحیمیان در سایت های فرقه را خواندم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم که چگونه باز هم یکی دیگر از اعضای فرقه را به نام کارشکنی دولت عراق به کشتن داده است. مسئولین فرقه به سیاق همیشگی که هیچ اشکالی در کارشان وجود ندارد و همیشه بیرون از سازمان است که مقصر همه کارها می باشد این بار مرگ بهروز را به گردن دولت عراق و آقای کوبلر انداخته و در بوق و کرنا کرده که کارشکنی دولت عراق و مسئولین کمپ لیبرتی باعث مرگ وی شده است.