وارونه نمایی

مرگ اعضا در اثر فشار تشکیلاتی فرقه در لیبرتی

امروز خبر مرگ بهروز رحیمیان در سایت های فرقه را خواندم بسیار ناراحت شدم و به رجوی لعنت فرستادم که چگونه باز هم یکی دیگر از اعضای فرقه را به نام کارشکنی دولت عراق به کشتن داده است. من بهروز را از سالیان قبل به علت همشهری بودن در مناسبات سازمان می شناختم و چند سال قبل از سرنگونی صدام بعلت نوع کاری که در سازمان داشتم رابطه بسیار نزدیکی با او پیدا کردم و از شرایط و وضعیت تشکیلاتی او خبر داشتم و یا بعضی اوقات او از فشارهای مناسبات و مسئولین روی خودش برایم تعریف می کرد یعنی با هم محفل می زدیم و وضعیت خوبی نداشت و سعی می کرد خودش را در تشکیلات نگهدارد و دیگر کسی به او گیر ندهد یعنی اینکه سعی می کرد بطور روزمره خودش را بکشد.
مسئولین فرقه به سیاق همیشگی که هیچ اشکالی در کارشان وجود ندارد و همیشه بیرون از سازمان است که مقصر همه کارها می باشد این بار مرگ بهروز را به گردن دولت عراق و آقای کوبلر انداخته و در بوق و کرنا کرده که کارشکنی دولت عراق و مسئولین کمپ لیبرتی باعث مرگ وی شده است.
ولی چیزی که در این میان بسیار مهم می باشد و سران فرقه حاضر نیستند به آن پاسخ دهند اینکه چرا افراد به این وضعیت افتاده و هر روز بر تعداد افرادی که بر اثر ایست قلبی در سازمان می میرند اضافه می شوند چیست؟ آیا این مسئله بخاطر فشار بیشتر تشکیلات در لیبرتی روی افراد نیست؟ نمونه های زیادی وجود دارد که خود سازمان سعی کرده کار معالجه افراد را انجام نداده تا بتواند با کار تبلیغاتی از این افراد سوء استفاده کند. چرا رجوی ها قبل از اینکه افراد به این نقطه از فشار تشکیلاتی برسند که دچار ایست قلبی شوند آنان را به حال خود رها نکرده تا خودشان برای آینده و زندگی خود تصمیم بگیرند؟
چرا سازمان هنوز بر این اصرار دارد که کمپ لیبرتی را کمپ پناهندگی نامیده و افراد در عراق بمانند؟ چرا رجوی ها حاضر نیستند کسی از عراق خارج شود و به دنیای آزاد راه پیدا کند؟
اگر سران فرقه ذره ای به فکر جان اعضای خود بود می توانست مشکل آنان را حل کرده و با همکاری بیشتر با کیمسیاریای پناهندگی ریل اعزام آنان به خارج از عراق را شروع کند ولی متاسفانه به خاطر ماهیت رجوی که همیشه برای بقا به خون و مرگ دیگران نیاز دارد باز هم این بار سعی دارد نفرات را به کشتن داده تا مریم قجر در فرانسه نعره سر داده و با شهید!! خواندن آنان دکانی برای وطن فروشی خود باز کند.
سران فرقه در جایی از خبر مرگ بهروز از برادرش بیژن هم یاد می کنند ولی باید گفت متاسفانه عامل مرگ وی نیز سازمان بوده چون که برادرش از ناحیه پا مشکل داشته و با عصا راه می رفته است او به همراه تعدادی دیگر از نفرات معلول تنها و بدون محافظ در قرارگاه جلولا نگهداشته بودند ولی بعد از یورش به این پایگاه کسی نبود که بتواند از آنان دفاع کند و همه کشته می شوند در حالی که این افراد در جنگ هیچ کارآیی نداشته و در هیچ ارتشی این گونه افراد را به منطقه درگیری اعزام نمی کند در حالی که این افراد می توانستند در اشرف باقی بمانند و کشته نشوند. اکنون نام بردن از برادرش بیژن از دجالگری رجوی ها است که سعی دارد روی جنایتی که انجام داده را بپوشاند و خودش را مبرا از هر گناهی نشان دهد.
باشد که روزی رجوی های جنایتکار به همراه سایر مسئولین جلادش به سزای جنایت شان رسیده و تاریخ از وجودشان پاک شود.

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا