یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
فدا و صداقت در فرقه رجوی 15 دی 1389

فدا و صداقت در فرقه رجوی

نگاهی به زندگی و دغدغه رهبران مجاهدین به ما بیشتر خواهد گفت که آنها دائماً از نفرات شان صداقت و فداکاری می طلبند و هم اکنون فداشدن را به مثابه باز شدن راه تلقی می کنند. که اگر چنین تزی درست باشد و بر اثر فداشدن کسی راهی باز شود، پرسش اینجاست چرا رهبران این جماعت، خود را فدا نمی کنند تا راه بزرگتری باز شود؟ از رهبران این گروه هر چه دیده شود، صداقت و فداکاری دیده نمی شود و آنها با این دو واژه بیگانه اند و اساساً این شعار را در مورد خود قبول ندارند.

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت ششم 15 دی 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت ششم

چند روز در درب ورودی اشرف بودیم یکی از همراهانمان حدوداً پنجاه سال داشت از درد و ناراحتی و از فشاری که به ایشان به دلیل اجازه ندادن به ما برای ملاقات با بچه هایمان وارد آمد دچار سکته ی قلبی شد. من شخصاً ایشان را با ماشین ارتش عراق به بیمارستان رساندم با مشکلات بسیار زیاد و بعد از چند روز حالش خوب شد در هنگام بازگشت به ایران هم ناخوش بود. این صحنه ها واقعاً درد آور است، رقت انگیز است.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهارم 14 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهارم

هنگامی که والدین یا دوستان یک فرد نسبت به موضوع معینی در خصوص نحوه زندگی در گروه مربوطه سؤال میکنند، عموما یک عضو فرقه به‌این شکل پاسخ میدهد که: «من نمیتوانم به‌این سؤال پاسخ بدهم. هر کس لازم است خودش بداند».اعضا نه تنها نحوه واکنش نشان دادن را آموزش میگیرند، بلکه اغلب از آنها انتظار میرود که ـ به صورت شفاهی و یا کتبی ـ برخوردهای خود با بیرونی‌ها را به طور کامل گزارش نمایند

خانواده های اسیران اشرف قربانی مطامع رجوی 14 دی 1389

خانواده های اسیران اشرف قربانی مطامع رجوی

اخیرا فردی به اسم علی صارمی در زندان اوین اعدام شد. مجاهدین با جار و جنجال اخبار این اعدام را منعکس کردند و تقریبا تمام برنامه های تلویزیون خود را در شبانه روز به اعدام این فرد انعکاس دادند. شاید کسی که نداند فکر می کند که این از سر دلسوزی است و اینکه یکی از افرادش را اعدام کرده اند میخواهد اطلاع رسانی کند! ولی این اشتباه محض است. رجوی ابتدا افراد را به کشتن می دهد بعد روی آنها تبلیغات میکند. یعنی کشته شدن افراد با هدف تبلیغات کردن است.

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت اول 13 دی 1389

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت اول

آقای جابر مجدمیان از اعضای با سابقه ی فرقه ی مجاهدین است که در سال 84 پس از رهایی از حصارهای فیزیکی و ذهنی دارودسته ی رجوی به میهن عزیزمان ایران بازگشت. تنفس در مناسبات مبتنی بر ساختار فرقه گرایانه ی فرقه ی رجوی و مشاهده و تجربه ی روندی که جز تباهی و تلاشی ماهیت آدمی را در دنیای تاریک و سیاه مجاهدین به ارمغان نمی آورد تاثیر مخرب و ویرانگری بر ذهن و روان آقای مجدمیان در اشرف بر جای نهاد تا اینکه ایشان برای رهایی از وضعیت بغرنج و آزاردهنده ی مناسبات فرقه ای تقاضای خروج می کند.

درک نادرست رهبر عقیدتی مجاهدین از ضرورت تئوری بقاء 13 دی 1389

درک نادرست رهبر عقیدتی مجاهدین از ضرورت تئوری بقاء

آنچه که به طور مشخص در گفتار و لحن کلام مسعود رجوی آشکار است علیرغم همه ی قدرت نمایی و بهره گیری از ترویج پندار اسطوره اندیشی، حالت تدافعی وی در سخنرانی های خسته کننده و کلیشه ای ست. بویژه وقتی در چهره ی تک تک افراد و مستمعین که در حال گوش دادن اجباری به سخنان تکراری رهبر عقیدتی مجاهدین هستند دقت کنیم، نهایت یاس و درماندگی را می توان بوضوح در آنان مشاهده کرد.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سوم 13 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سوم

مثال‌های بسیاری از مجلات و روزنامه‌ها، بیـش از آنچـه کـه بشـود حساب کـرد، وجــود دارند که نامه‌های تهدید به اقدامات قانونی، برای مطرح کردن حتی نام برخی گروه‌های فرقه‌ای، دریافت کرده‌اند.خبرنگاران مارشال کیلدوف و رون جاورز در خصوص گذر یک زن گزارشگر روزنامه سان فرانسیسکو کرانیکل از هفت خوان نوشتند. وی زمانی که نسخه نهایی داستان که نمونه‌ای کاملا بی بو و خاصیت و تملق گویانه بود بیرون آمد، گزارشگر با بارانی از سی صد نامه روبه‌رو شد. او بر اساس گزارش‌های رسیده داستان خود را شش بار دیگر هم نوشت که هر نوبت از بار انتقادی آن کمتر می‌کرد.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دوم 12 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دوم

اخیرا پروفسوری که چندین مجلّد کتاب و تعدادی مقاله نوشته و هم اکنون نیز به طور گسترده‌ای به کار تدریس مشغول است، بر روی کتابی در خصوص فرقه‌ها کار می‌کرد. نامه‌ای به آدرس منزلش رسید که نوشته بود: گروه و من می‌دانیم که شما کتابی در دست انتشار دارید. شما نباید منابع، ‌ایده‌ها و نام اشخاصی را که در زیر آمده و در نسخه فعلی کتاب شماست و گروهم و من با آن مخالفیم، فاش نمایید.

پروژه مغزشویی مجاهدین برای خودسوزی و خودزنی آغاز شد 11 دی 1389

پروژه مغزشویی مجاهدین برای خودسوزی و خودزنی آغاز شد

اطلاعات رسیده از داخل پادگان فرقه‌ای اشرف حاکی است که موضوع اقدام به خودکشی یا خودسوزی جمعی قوت بیشتری گرفته و تصمیم بر این است که افراد سرطانی یا درگیر بیماری‌های حاد را به نوعی از بین ببرند. سران فرقه مجاهدین، افرادی را مغزشویی و به اصطلاح توجیه کرده است تا در برابر نیروهای عراقی، با از بین بردن خود به صورت خودسوزی یا خودزنی، مسئولیت این اقدام را متوجه عراقی‌ها سازد و به این وسیله هزینه بین‌المللی عراقی‌ها را در این باره افزایش دهد.

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت هشتم 11 دی 1389

گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت هشتم

نفراتی که تو تیف جمع شدند هر کدام عملیات های منحصر به فردی انجام دادند تا از اشرف خارج شوند و به تیف بیایند. مسئولین سازمان شرایط بحرانی برای افراد خواهان خروج از اشرف درست می کردند تا آنها را منصرف کنند هیچ موقع سازمان به طور عمومی نگفته بود اجازه خروج به افراد می دهد این شایعه را فرماندهان سازمان ساخته بودند تا استفاده تبلیغاتی کنند.

وای بر این حقوق بشر که شکنجه گران فرقه رجوی از آن دفاع می کنند 11 دی 1389

وای بر این حقوق بشر که شکنجه گران فرقه رجوی از آن دفاع می کنند

در سیمای آزادی خانم رئیس جمهور فرقه زالو صفت رجوی با افتخار درباره حقوق بشر صحبت می کرد آن هم زمانی که هنوز خون احمد رازانی خشک نشده و بهتر است بگویم خونهای امثال احمد رازانی، که خانم مریم رجوی رهبر فرقه مجاهدین خلق درباره نقض حقوق بشردر ایران با آب و تاب در اوور صحبت می کند چنانچه اگر کسی از نزدیک او را نشناسد و در مناسبات آنها نباشد فکر می کند این زن حامی حقوق بشر است اما این زن، همان شخصی است که روزی در عراق فرمان شکنجه نیروهای خود را صادر می کرد

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و یک 08 دی 1389

میزگرد نقد مناسبات حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت چهل و یک

در سالن ستاد نشستی گذاشتند بعد خواهر زهره پای نشست آمد او مسئول نشست بود نفرات لایه ی ما در آن نشست حاضر بودند. یکی از بچه ها به عنوان طرح تناقض بلند شد و گفت: خواهر مریم اگر با شهردار اووِر دست می دهد پس اینجا (اشرف) هم بگذارید ما با خواهرانمان دست بدهیم. سکوت بر سالن حاکم شد اما زهره چیزی نگفت.

blank
blank
blank