مجاهدین تروریست برگشتی های نمره آلبانی
تفاوت استراتژی در عراق و استراتژی پلاک آلبانی در این است که رجوی آنموقع هارت و پورت سرنگونی می کرد ولی اکنون مریم می گوید مجاهدین فقط آرزویشان مردن با پلاک مجاهد بودنشان است. خط کنونی و شعار کنونی مبنی بر مجاهد مردن ته خط است وهیچ گونه مسئولیتی برای مریم قجر ندارد وقول پیروزی نمی دهد ونقطه ضعفی دست اسیران در فرقه نمی دهد وهمه را به استراتژی ماندن ومردن در فرقه وعده می دهد.
از چه باید کرد؟ تا چه کنم چه کنم های فرقه رجوی؟!
در طی ارتباط های تلفنی اعضای جداشدۀ فرقه در آلبانی با خانواده هایشان بعد از مدت ها اسارت وعدم هرگونه تماس حاکی از این می باشد که شرایط بسیار نگران کننده و بدور از رعایت حقوق انسانی با حضور مریم قجر در تیرانا پایتخت کشور آلبانی در تشکیلات فرقه حاکم است
۹ دی ماه تجلی اسلام و شکست فرقه رجوی
بعد از آنکه عناصر فرقه رجوی با همکاری برخی جیره خواران در روزهای عزیز محرم ان گستاخی را انجام داده و به ساحت مقدس اسلام و مسلمین انگونه بی حرمتی نمودند، امت شهیدپرور و همیشه در صحنه کشور عزیزمان در روز 9 دی ماه همان سال بطور خود جوش به خیابانها ریخته
اگر ضربه ای درکار است، متوجه دوستان باند رجوی است بیشتر!
منظور باند رجوی این است که مثلا دولت سوریه محاکمه خواهد شد که درجوابش باید گفت: زمان اینگونه محاکمات، دوران پس از فروپاشی شوروی و یک قطبی شدن جهان بود واین کارها دریوگسلاوی وعراق اتفاق افتاد، با سرعت زیاد سپری میشود!!
چه آینده ای برای فرقه رجوی متصور است؟
رجوی که با رفتن به عراق و سوار کردن استراتژی اش روی جنگ ایران و عراق می خواست بقول خودش سرنگونی را محقق بکند ؛ اکنون با از دست دادن حمایتهای همه جانبه صدام حسین و خلع سلاح و از دست دادن پایگاه استراتژیکی اشرف و نهایتا هم با خروج خفت بار از عراق و رفتن به کمپ پناهندگی تیرانا عملا دیگر این تشکیلات به مرده متحرک تبدیل گشته است و نه تنها دیگر هیچ کارایی ندارد بلکه بی آیندگی و فروپاشی اش در چشم انداز بسیار نزدیکی قرار گرفته است
صد نفر از فرقه مجاهدین جدا شدند (فاز ساندویچ و فست فود برای سرنگونی؟!)
آنچه از اخبار عناصر جداشده مجاهدین برمی آید این است که بیش از صد نفر از اعضای ناراضی تا کنون از تشکیلات از هم گسیخته فرقه در آلبانی جدا شده و جدایی همچنان ادامه دارد.
آلبانی٬ایستگاه آخر فرقه رجوی
بعد از سی و چند سال که از شروع فاز نظامی مجاهدین در سی خرداد سال 1360 میگذشت٬ سرانجام کار رهبری”بی مثال” رجوی برای این فرقه٬ باین جایی رسیده است که می بینیم! نه تشکیلات منسجم٬ نه قدرت نظامی ٬نه حمایت مردمی ٬نه محبوبیت داخلی و بین المللی و در یک کلام هیچ! و این وضعیت محصول رهبری مسعود رجوی است! رهبری بی خردانه که در یک کلام نام مجاهدین را با کلمه تباهی پیوند میدهد! در یک کلام میتوان سازمان را مجاهدین را اینگونه جمعبندی کرد. تکیه کردن به قدرت خارجی و مزدروی برای آنها بزرگترین اشتباه سازمان طی سی و چند سال گذشته بوده است!
خلع شعار شدن مجاهدین پس از خلع سلاح
در هنگام حمله امریکا به عراق و سرنگونی صدام علیرغم همه شعارهای بظاهر انقلابی ضد امریکایی سازمان مجاهدین و رهبر آنان، با چرخش 180 درجه بر تز ضد امپریالستی و شعار های استراتژیک نقطه پایانی گذاشت و بطور علنی و رسمی به آمریکایی ها در عراق پناه بردند و تا آخرین نقطه جاسوسی و وطن فروشی پیش رفت.
از شعارهای تهی و فریبنده تا فروپاشی فرقه رجوی جنایت کار
قبل از اینکه به حرفهای معدوم موسی خیابانی بپردازیم، بهتر است قدری به ایدئولوژیی که سران فرقه آن را برای سرنگونی شاه در نظر گرفته بودند دقت کنیم چون اساس و بنیاد این فرقه روی موجی از فرصت طلبی و خیانت و کشتن افراد ناراضی که بعدا رجوی جنایت کار هدایت آنرا به عهده گرفت سوار بوده است. نقطه اوج این خیانت همکاری آشکار رجوی با ساواک برای جاسوسی و لو دادن اعضای مرکزی فرقه بود تا او خودش را از خطر اعدام برهاند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی این خیانت و همکاری با سازمانهای اطلاعاتی خارجی ادامه داشت که می توان به سفرهای مخیفانه رجوی به ترکیه و… اشاره نمود.
اشتباهات بزرگ فرقه رجوی
رجوی بعد از اینکه صدام حسین را از دست داد سعی کرد در این مدت سیزده سالی که مناقشه هستهای ایران با قدرت های بزرگ غربی در جریان بود سوار این تضاد شده و هم سو با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا خواستار تحریم های اقتصادی شدید تر و جنگ و ویرانی علیه مردم ایران گردید و در این رابطه برای نشان دادن مخالفت خود با پیشرفت مذاکرات هستهای ایران با کشورهای پنج بعلاوه یک و کار شکنی در این رابطه ؛ پشت سر هم انواع و اقسام سایت های اتمی در ایران کشف می کرد و خلاصه اینکه کاملا در مقابل منافع ملی مردم ایران قرار گرفت ؛ همان خلق قهرمانی که به دروغ سنگ حمایت از آنرا به سینه می زند و به دروغ مدعی می باشد که می خواهد برای آنها آزادی را به ارمغان بیاورد.
باز هم رجوی در پیامش به اعضای خود وعده های سرخرمن داد!!
رجوی در پیامش اشاره کرد که غربی ها یعنی 1+5 با ایران مماشات کردند و وی در این مورد گفت: تردیدی نیست که دولت آمریکا تا منتهی الیه کشش تاریخی و بین المللی و سیاسی خود هوای حکومت ایران را داشته و به آن امتیاز داده است در این حقیقت جای شک شبه نیست فهرست این امتیازات به راستی طولانی و شرم آور است اگر به قول رجوی ها غربی ها با ایران مماشات کردند معنای سیاسیش چیست؟ غیر از این است ایران در منطقه جایگاهی دارد لاجرم باید با او مذاکره کرد نه به زور متوسل شد، این منطق را طرف حسابهای غربی می فهمند
وقتی که حرف لق لق زبان و برای فریبکاری باشد نتیجه اش می شود این!
کمتر از 4 سال از این تحلیل مشعشع نگذشت که توافق ایران با 1+5 حاصل شد. بعد از این توافق رجوی و مریم قجر پیام فرستادند. مقایسه صبحت های امروزشان با حرف های چهار سال قبل به شناخت بهتر این سمبل های وقاحت کمک خواهد نمود. رجوی در پیامی که نه صوت و نه تصویری از او در آن بود و توسط یکی از نفرات فرقه قرائت شد، در حالی که از یک سو برای روحیه دادن به نیروهای فرقه که مشخص است از 180 درجه غلط از آب درآمدن تحلیل هایش درباره توافق دچار تناقض شده و مسئله دار هستند