هر کس علیه فرفه رجوی حرفی بزند، خائن است
رجوی سعی می کرد با حمایت تلویحی یا صریح از آقای موسوی او را در جبهه خودش بکشاند اما بعد از وقایع روز عاشورا و پیامدهای آن و موضعگیری های آقای موسوی علیه خودش و فرقه اش کف به دهان آورده و تمام آرزوهایش را بر باد رفته دید. او در حالیکه تا پیش از آن کمترین توهینی هم به آقای موسوی نمی کرد، شروع کرد به حمله و او را زیر ضرب گرفت و دق و دلی هایش را خالی کرد تا از این طریق از او انتقام بگیرد.هایتا از تمام حرفهایش این نتیجه را گرفت که هر کس علیه او، فرقه اش و اسارتگاه اشرف حرفی بزند، خائن است.
مقررات سؤال ممنوع در داخل پادگان اشرف
در حال حاضر بخش قابل توجهی از نیروها در داخل پادگان اشرف به شدت مسئله دار بوده و نسبت به سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن فوق العاده بد بین و مظنون می باشند، بطوری که میتوان گفت شکاف عمیقی بین آنان و سازمان بوجود آمده است. در همین رابطه مواردی همچون شعارنویسی علیه رجوی در اماکن داخل پادگان برای ابراز نارضایتی شدت یافته است.
چرندیات، هم استراتژی هم تاکتیک رجوی
رجوی درسهایی را بنام درسهای استراتژی قیام و سرنگونی برای جوانان , در سایت مجاهد منتشر کرده است که با نگاهی گذرا به ان می شود از عمق دور ماندگی و درماندگی این جریان ارتجاعی با خبر شد. رجوی در حالی درس قیام می دهد که در تمامی درسهایش در مدرسه مردم ایران و انقلاب نمره ردی گرفته است. زمین گیرشدن تمامی امکانات مالی و انسانی و سیاسی مجاهدین در باتلاق اشرف،و سرنگونی رجوی در عمق چاه وابستگی به خارجی ها،نمونه اخرین این نمره های ردی مسعود رجوی،هست.
پیام مسعود رجوی مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد
مسعود برای روحیه دادن به نیروهای از دست رفته خود نمی داند چطور پیام بدهد که نیروها روحیه بگیرند و چند صباحی در قرارگاه مسئولین بی دغدغه باشند. وقتی که پیام مسعود را مرور کردم به جمله ای برخوردم که خیلی جالب بود و مرغ پخته را هم به خنده وا می داشت واین بود که ای جوانان , تظاهرات را ادامه بدهید میلیشای مجاهدین به کمک شما می آید , باید سوال کرد کدام ملیشیا آزاد است که برای کمک به تظاهرات کننده ها بیاید.
اهداف حداقلی رجوی در پیام ۳۰ دی ماه
محوری ترین هدفی که رجوی به خصوص از آخرین پیام خود در سی ماه دنبال می کند، القاء این معنی است که آن چهره ای که تا کنون از سازمان مجاهدین بجا مانده، یا در کتاب ها آمده، و یا در مورد سوال جامعه بین المللی قرار گرفته، و یا به هر طریقی حاصل شده، تحریف شده و خلاف واقع است و مسبب اصلی آن جمهوری اسلامی است. محوری ترین نقطه تقابل رجوی در این پیام پاک کردن صورت مسئله تروریسم بودن سازمان مجاهدین است.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پنجم
مسعود رجوی با تشکیلاتش دچار یک انقطاع تاریخی شده است. از سال 1360 تا اکنون نزدیک به سه دهه است که اینها با جامعه و اجتماع ایران ارتباط ندارند. حداکثر تلاش اینها برای پر کردن این خلاء ایجاد طیف هوادار و تجمعات در خارج از کشور است. از سال 1372 که مسعود رجوی همسر سوم یعنی مریم را با یک تعداد از اعضا و کادرها توجیه کرده و به خارج از عراق فرستاد تا جذب مجدد نفرات جدا شده ای که سالیان به آنها تفاله و بریده مزدورمی گفت بتواند طیفی از هواداران تشکیل بدهد
درخواست سرکردگان گروه رجوی از جوانان عراق برای ماندن در عراق
یکی از آخرین دست و پا زدنهای مجاهدین برای ماندن در عراق به تازگی توسط یکی از جوانان عراقی که مجاهدین تلاش داشتند از وی به عنوان طعمه استفاده کنند بر ملا شد. وی گفت: مدتی بود که با نام مستعار با شخصی به نام مصطفی چت می کردم و این شخص در مورد سازمان مجاهدین خلق با من چت میکرد و از آنها تمجید و از جمهوری اسلامی انتقادات فراوانی داشت.
مجاهدین در حال انقراض
آن زمان شما به همه نیروها کاملاً مسلط بودید طوری که کسی هم چیزی می گفت سریع آن را خاموش می کردید ولی امروز نیروها بر شما مسلط شده اند طوری که از روی فشار برای حفظ آنها نمی دانید چه کار کنید. این است آینده انقلاب و این است آینده تئوری فرقه ها , یکی زود ویکی دیر از صحنه حذف خواهد شد و خونهایی که در کمپ جاری شده است امروز به بار می نشیند و نمی گذارد شما راحت بخوابید
آقای رجوی می خواهند صورت مسئله اصلی را پاک کنند!
هدف محوری رجوی در این مقطع این است که صورت مسئله اصلی را پاک کند چرا و چگونه در ادامه این مقالات به آن خواهم پرداخت. اتفاقا بخش دوم و مکمل اظهارات آقای رجوی دقیقا نشان می دهد که نگرانی و اضطراب و تشویش ایشان از چه جانب و سمتی است. در این خصوص هم به تناوب خواهم پرداخت. اما بدون شک نتیجه گیری و راه حل ایشان برای رفع این ابهامات و سوء تفاهم ها به همان اندازه غیر معقول و غیر منطقی است که ادعای اول ایشان مبنی بر اینکه در طی این سال ها هر چه از منابع مجاهدین را جمهوری اسلامی منتشر و انعکاس داده یا استناد به اثبات ادعاهایی قرار داده، یکسره تحریف شده است
نیمچه امید رجوی هم از دست رفت!
رجوی در هر سر فصل وقتی می دید اوضاع به مراد او نیست گرد و خاک کردن را شروع میکرد از اینکه دیگر جنگی بین ایران و عراق متصور نبود و از طرفی هم در داخل ایران رجوی به فراموشی سپرده شده بود و صحنه بین المللی بر ضد تمایلات رجوی پیش می رفت ؛ رجوی تمام تلاش خود را بکار گرفت تا اعضاء متوجه این موضوع نشوند علاوه بر سانسور خبری و بی خبر نگه داشتن اعضاء از اخبار و اوضاع ایران و جهان؛ رجوی با برگزاری سلسله نشستها درونی و با وارونه نشان دادن واقعیتها اعضاء را به دنبال سراب می کشاند
باز هم قمپز در کردن مسعود رجوی شروع شد
مگر شما به نیروی جوان اهمیتی می دهید اگر واقعا شما برای جوانها ارزشی قائل بودید آنها را با فریب به عراق منتقل و در پادگان مخوف اشرف قرنطینه نمی کردید و به آنها آموزش ضد مردمی نمی دادید که آنها را به ایران بفرستید که اموال مردم را به آتش بکشند و از طرفی شورای سرکوب رهبری شما از خارجه به آنها خط و خطوط می دهند بندگان خدا از کاری که در حق مردم انجام دادند احساس گناه می کنند حق هم دارند
رجوی و درماندگی باز هم بیشتر
بنظر می رسد استراتژی جدید رجوی بعد از شکست خوردن تمام استراتژی های قبلی او اعم از «جنگ چریک شهری»، «زدن سر انگشتان رژیم»، «واحد های آزادیبخش» و آخرین آن یعنی «ارتش آزادیبخش» باشد. یعنی بعد از به کشتن دادن تعداد زیادی از نیروها و کشتن بسیاری از افراد در طرف مقابل و همکاری با صدام، تمام استراتژی هایش در گل نشستند و البته او هیچگاه و به هیچ کس پاسخ نداد که چرا چنین خطوطی را تعیین و چرا آن خطوط جواب نداشته و چرا آنها را تغییر داده است