آنانند کافران پرده دران
سالومه عفریته رسوایی بود که با ناپدری اش امپراطور روم رابطه ی نامشروع داشت و از آنجا که حضرت « یحیی » اعمال غیر اخلاقی شان را نکوهش می کرد، جهت اجرت رقصی عشوه گرانه به کینه و انتقام سربریده حضرت پیامبر را از فاسق قدرتمند طلبید و درنهایت با قوم ظالم و گهنکارش به مکافات عمل رسید. وارث آن شخصیت شیطانی نیز همان راه را می رود و سالهاست به عشوه یی مشئوم خون قربانی طلبیده وشماری قربانیان خودی را از فرط قساوت، به سادگی عروسک و مترسکی به آتش کشیده و مرزهای حیرت درنوردیده است. آری، فرزندان آدم، ساکنین کره ی زمین در راه غلط و درست، آموزگار و پی گیر خلف، ادامه دهنده یکدیگرند.
آوازه عالم گیر رسوایی مجاهدین
رخنمایی دلبرانهی مسعود رجوی پس از سه سال غایب بودن از صحنهی سیاسی، باعث گردید تا مجدداً سیل انتقادات را به سمت خود هدایت کند. اگر چه شاید مجاهدین از همین هم احساس شادمانی کنند که رهبرشان مورد انتقاد قرار میگیرد و این را نشانهی اهمیت وی بدانند! اما یکبار دیگر اثبات شد که مسعود رجوی نه تنها جایگاهی در میان اپوزیسیون ندارد، بلکه مجاهدین برای حفظ پرستیژ وی در میان اعضا و هواداران خود نیز با مشکل اساسی مواجه هستند.
پرت وپلاگویی،گاف هاو تاکتیک های سوخته
طبق سیاق سابت و روش جاری باند تبهکار مجاهدین برای فرار از واقعیت ها وویراژ دادن ها در در رفع ورجوع هر نوع شکستی همه چیز را با ربط دادن به رژیم ووزارت اطلاعات ماست مالی می کرده است،از آنجایی که خود بقایت ابلهه هستند نمی توانند بفهمند که خارج از سیستم ومغز پکیده آنها دنیای واقعی ومبتنی بر شعور وتشخیص واقیعت ها هم موجود است وبه ریش آنها می خندند لذا فکر می کنند همگان مثل مریدان تهی شده خودشان بوده ومی شود براحتی سر آنها را شیره مالید.
مسعود رجوی از عراق به اردن اخراج شد
اسراییل در ماه های گذشته بشدت بدنبال نجات فرقه و استفاده تبلیغاتی از آن بوده است ستاد عملیاتی حزب بعث عراق در اردن این هفته پذیرای عضو دیگری بود که پس از سه سال و اندی بازداشت توسط آمریکایی ها آزاد و به اردن منتقل شد. مدت های بود که دولت عراق ارتش امریکا را برای اخراج مسعود رجوی از این کشور تحت فشار قرار داده بود. امروز با خبر شدیم که مسعود رجوی با دوازده تن دیگر از بازداشتی های همراهش وارد اردن شده و مستقیما در اختیار ستاد عملیاتی باقی مانده حزب بعث عراق (باقی مانده های نظام صدم حسین تحت الحمایه دولت اردن) قرار گرفت.
نامه سرگشاده به مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق ۲
پیام دیگری به” ملت ایران، به رئیس جمهور برگزیده مقاومت و اشرف قهرمان” به تاریخ 3 دی 1385 داده بودید که در پایگاه اینترنتی” همبستگی ملی” به تاریخ دوشنبه 4 دی 1385 درج گردیده بود. این پیام را با دقت تمام خوانده و در خصوص آن فکر کردم. بهر حال پیام شما بعد از سه سال و نیم که هیچ پیامی نداده بودید و از صحنه سیاسی سازمان غایب بودید، علی الخصوص در موقعیت بحرانی فعلی، قطعا خواندنی است. پیام نسبتا طولانی شما در ذهن من سؤالات و ابهاماتی را برانگیخت که میخواهم در این نامه جسارتا به آنها پرداخته و همچنین نظرات خود را بیان نمایم و تقاضا کنم تا در پیام های بعدی خود این مسائل را نیز لحاظ نموده و حداقل بخشی از ابهامات مطرح شده در این نامه را پاسخ دهید.
وقتی جلادان سیاهچال های ابوغریب”ضد اعدام” می شوند
شنیدیم که همپالگی های رجوی بعد از سه سال و نیم بالاخره تخم دو زرده کرده و مجبور شده اند وجود صدام، حضور دو دهه گذشته شان در زیر قبای وی و بالاخره اعدام اخیر ولینعمتشان بخاطر جرایم ضد بشری را بصورت اطلاعیه ای نیم بند و از سر ناچاری و با ترس و لرز عنوان کنند. عجب جرئت و جسارتی! واقعا که تخم دو زده کرده اند. جا دارد مسعود رجوی دلقک اطلاعیه دیگری در مورد این”پیروزی بزرگ مقاومت” به پوست و استخوانهای باقی مانده و علیلان و از دست درفتگان قهرمان شهر اشرف بفرستد!!.
پیام مسعود رجوی، ناکامی ذهن تیره بخت
محتوای پیام مسعود رجوی بیشتر به یک شوخی بی مزه شباهت دارد تا تحلیل منطقی عالم واقع. در شوخی نامه مسعود رجوی از کلماتی همچون دموکراسی، عدالت طلبی، آزادی و شرافت انسانی استفاده می گردد که هیچ سنخیتی با تفکر فاشیستی و رفتار ضد میهنی وی ندارد. کسی که داعیه دموکراسی و دفاع از دین را در سر دارد به خاطر به دست آوردن قدرت و بقاء تشکیلات خود با رژیمی چون صدام متحد می گردد
نامه ی سرگشاده به مسعود رجوی
نمی دانم من را بجا می آورید یا نه. معمولا اربابان قدرت حافظه ی درستی در بیاد آوردن قربانیان خود ندارند. اصولا برای همین بود که به ما قرص و نارنجک می دادید تا بیاد آورده نشویم. پیام دوم شما را خواندم و احساس کردم لازم است این نکات را بدانید و با خود مرور کنید. بلکه در این نقطه شما تکانی بخورید و بچه های مردم از شر این شجره ی خبیثه و زندانی که که برایشان ساخته اید خلاصی یابند. گرچه با شخص شما سر هیچگونه سازشی ندارم.
درآستانه فروپاشی
در یکی از شماره های روزنامه اینترنتی مجاهد (آبان ماه) به نقل از خانم مریم عضدانلو جملاتی نقل شده که حاکی از اعتراف به اشتباه در محاسبات استراتژیک فرقه رجـوی به ویژه” اتخاذ خط مشی مسلحانه” و ” استقرار در خاک عراق” طی سالهای پس از سی خرداد است. خانم مریم عضدانلو در واقع با اذعان به اشتباهات استراتژیک متعدد و مخرب، از جمله اتحاد استراتژیک با رژیم ضد بشری و ضد ایرانی صدام و استمرار رویکرد خشونت آمیز از سوی دارودسته رجوی، غیر مستقیم به خیانت رهبر فرقه رجوی به”منافع ملـــــی” و”آرمان میهن پرستی” مهر تایید می زند این یک علامت و سیگنال مثبت و واقع بینانه از سوی خانم مریم عضدانلو است و نیز بیان یک واقعیت انکار ناپذیر و مشهود.
نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مریم رجوی
این نامه را به شما به عنوان رهبر عملی متشکل ترین و فعال ترین سازمان اپوزیسیون خارج از کشور از موضع یک منتقد و مخالف سیاستها و عملکردهای فعلی سازمان مجاهدین خلق مینویسم. اما لازم است یاد آور شوم که من بر خلاف بسیاری از افراد در خارج و داخل کشور که خواهان نابودی سازمان هستند مایلم تا سازمان مجاهدین خلق دوران عزت و بزرگی گذشته را از نو آغاز کرده و در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران نقش مؤثر و مثبتی را ایفا نماید و از این بابت جای آنرا بسیار خالی میبینم.