جمعه, ۱۵ خرداد , ۱۴۰۵
نامه به ایوب آستا از اسیران فرقه رجوی 15 شهریور 1390

نامه به ایوب آستا از اسیران فرقه رجوی

ایوب جان اینجا چشم انتظار شما زیاد هستند که مهمتر از همه مادر است که برگردن همه ما حق دارد چون سختی زیادی را متحمل شده است با آن همه مشکلات ما را بزرگ کرده و آرزو زیاد داشته که در موقع پیری بتوانیم عصای دستش باشیم و کمک حالش باشیم. خودت هم خوب می دانی که چقدر شما را دوست داشت با رفتن شما همه آرزو هایش بر باد رفته الان پیر شده و خوب نمی تواند ببیند و تنها آرزویش دیدن شما است امیدواریم که این آرزویش را برآورده بکنید

َتلنگری بر باقیمانده اراده مسخ نشده اسیران اشرف 07 شهریور 1390

َتلنگری بر باقیمانده اراده مسخ نشده اسیران اشرف

هنوز خانواده های اعضاء را وادار به طلاق اجباری نکرده و مسعود زن های سازمان را به عقد خود در نیاورده بود.هنوز اجازه ی تماس تلفنی و نوشتن نامه از طرف شما به خانواده را می دادند , نه این که به طرف آنها سنگ بیندازند و مادر و پدرِ پیر ِخود را مزدور خطاب کنند.حالا, بجای سر کوچه کمینه, مدح و ثنای آنها را می گویند.

پیام مسعود تقی پوریان به اسیران اشرف 07 شهریور 1390

پیام مسعود تقی پوریان به اسیران اشرف

دوستان عزیز، چنانچه مطلعید سازمان بعد از سقوط پدرخوانده خود یعنی صدام حسین، با هر ترفند عاطفی تا برخورد فیزیکی و سایر ابزارهای سرکوب روحی و جسمی که منبعث از شاخصه های کامل ساختار فرقه ای اش میباشد، به دنبال حفظ سپر انسانی و نیرویی خود در اردوگاه اشرف است. تا هم از فروپاشی تشکیلات نمانده خود ممانعت کند و هم اگر نیاز شد با قربانی کردن هراز چند گاهی تعدادی از شما مواضع حقوق بشری گرفته و دجالانه خود را عددی بنمایاند.

چه کسی پاسخگوی سئوالات ما خانواده ها است؟ 16 مرداد 1390

چه کسی پاسخگوی سئوالات ما خانواده ها است؟

پدر، من یک انسان هستم یک بشر هستم که 25 سال انتظار تو را می کشم این چه سازمانی است که اجازه دیدن از راه دور را به من نمی دهد که ببینمت که به من بگویند که این پدرت است، چرا؟ پدر عزیزم ما آمدیم تا درب قرارگاه ولی مسئولین اجازه دیدن شما را به ما ندادند؟

حضور پرشور خانواده های گلستانی در جلوی پادگان اشرف 16 مرداد 1390

حضور پرشور خانواده های گلستانی در جلوی پادگان اشرف

خانواده های آسیب دیده از فرقه رجوی استان گلستان به منظور حمایت بیشتر از خانواده های حاضر در جلوی قرارگاه مجاهدین در تیرماه سال جاری به کشور عراق عزیمت کردند و با شور و حالی که داشتند باعث تحرک بیشتر افراد حاضر شدند. این افراد که از خانواده های مختلفی تشکیل شده بودند با حضور گسترده خود در ساعات مختلف و اضلاع متفاوت شور و حال دیگری به کمپ خانواده ها داده بودند.

نامه فرزندی به پدرش که ۲۳ سال در اشرف اسیر است 12 مرداد 1390

نامه فرزندی به پدرش که ۲۳ سال در اشرف اسیر است

پدر جان آنقدر دلتنگم که اسم پسرم را عبدالحسین گذاشتم تا با صدا زدن او با نام تو قدری تسلی قلبم را فراهم سازم. البته این بی مهری و غیر مسئولانه بودن آنهایی است که در ظاهر خود را آزادی خواه می دانند و می نامند ولی در عمل هیچ چیزی از آزادی خواهی نمی دانند. این چه آزادی خواهی است که بین پدر و خانواده اش 23 سال فاصله انداخته اند و هنوزم که هنوزه نمی گذارند به اندازه لحظه ای این دیدارها تازه شود؟

تاملاتی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت پنجم 11 مرداد 1390

تاملاتی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت پنجم

همانطور که دوستان توضیح دادند رهبران مجاهدین با زدن تهمت و انگ به ما جدا شدگان در واقع ترس خود را به نمایش گذاشتند وقتی ما از طریق بلندگوها با دوستان خودمان که در اشرف محبوس هستند حرف میزدیم آنها را راهنمایی کرده و راه چاره را به آنها می گفتیم در باره ی واقعیت هایی که در بازگشت به ایران با آن مواجه شدیم سخن گفتیم مطمئن بودیم ذهن نفرات درگیر شده به فکر فرو خواهند رفت

نامه خانواده عبدی به فرزندشان سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی 09 مرداد 1390

نامه خانواده عبدی به فرزندشان سعید عبدی اسیر در فرقه رجوی

پس تکلیف دل شکسته مادرت، دستان پینه بسته پدرت، خستگی همسرت و دل تنگی دخترت سپینود چی می شود؟ دوری تو وجودمان را خورده به چه دلیل عمرت را در آن اُردوگاه برای هیچ و پوچ داری از بین می بری و دل ما خانواده ات را خون کردی؟ سعید جان خانواده ات خیلی نگران تو هستند آغوش وطن و آغوش خانواده ات برای تو باز است دخترت و همسرت خیلی دلشان برای تو تنگ شده است

تاملی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت چهارم 30 تیر 1390

تاملی بر نقطه نظرات جدا شدگان مجاهدین پس از سفر به اشرف – قسمت چهارم

هدف ما زدن به راس و رهبری سازمان بود و سعی داشتیم با روشنگری و به یادآوردن ماجراهای تلخ نشست ها و رفتارهای مستبدانه رهبران سازمان در مناسبات به ذهن افراد و دوستانمان که در اشرف اسیر هستند تلنگر بزنیم چنانکه گفتم از طریق بلندگوها سعی داشتم جمعبندی داشته باشم و به بچه ها در اشرف خاطرات تلخی را یادآوری کردم که چگونه نزدیک به چهار ماه در قرارگاه باقرزاده و در نشست های” دیگ” همه را به زیر تیغ بردند و سلاخی کردند

دادخواهی خانواده های اسرای پادگان اشرف از نماینده محترم سازمان ملل در عراق 29 تیر 1390

دادخواهی خانواده های اسرای پادگان اشرف از نماینده محترم سازمان ملل در عراق

، رجوی فریب کار با وقاحت تمام ما خانواده ها را متهم نموده که عامل قتل فرزندان مان در عراق شدیم ما ضمن نفی هر گونه خشونت و کشتار که رجوی از هم اکنون با گستاخی و عدم تعامل با دولت عراق و مجامع بین المللی و تحریک و مغز شویی فرزندان مان آن را زمینه سازی می کند تا مانع جمع شدن قرارگاه اشرف که به منزله پایان عمر فرقه اوست، خواهان پیش گیری از کشتارهای بیشتر در اشرف هستیم

پیام تبریک مادران استان مرکزی به زهرا میر باقری 13 تیر 1390

پیام تبریک مادران استان مرکزی به زهرا میر باقری

بارها به درب پادگان اشرف مراجعه کرده ایم که بعد از چندین سال با فرزندانمان؛ پروانه ربیعی عباسی و طیبه نوری ملاقات کنیم در مقابل با یک فرقه قرون وسطایی مواجه شدیم. طبق خبری که به دست ما رسیده فرزندان ما هم در اردوگاه اشرف شکنجه می شوند و کسی نیست به داد آنها برسد. تجربه ثابت کرده که فقط از طریق فرار می توان از شر فرقه خود را خلاص کرد و به دنبال زندگی آزاد رفت. مجددا به شما تبریک می گوییم و امید واریم در آینده موفق باشید.

نامه ای به حسن نجفی از اسیران اشرف 12 تیر 1390

نامه ای به حسن نجفی از اسیران اشرف

کم و بیش در جریان وضعیت اُردوگاهی که در آن زندگی می کنی هستم. واقعا برای چه هدفی عمرت را در آن بیابان تلف کرده ای؟ آیا تا به حال به نتیجه ای هم رسیده ای؟ کارت شده چاله بکن و چاله پُرکن؟ و خودت را قربانی یک سری آدمهای قدرت طلب کرده ای؟ آدمهایی که در ایران وجود خارجی ندارند. سر شما و امثال شما را در آن اُردوگاه حصار بسته شیره می مالند و دارند شما را به تباهی می کشند.

blank
blank
blank