شنبه, ۱۶ خرداد , ۱۴۰۵
تجمع روزافزون خانواده ها در شهرک آزادی 05 دی 1390

تجمع روزافزون خانواده ها در شهرک آزادی

برنامه روزانه خانواده های مستقر در شهرک آزادی به این صورت است که آنان روزانه به گروه هایی تقسیم می شوند و در ضلع های شمال، غرب و شرق مستقر میگردند و مراقب اوضاع هستند. آنها اسامی فرزندانشان را با خط درشت روی پلاکاردهائی نوشته اند و تلاش میکنند با افراد درون پادگان صحبت نمایند. تعدادی هم با ماشین های سیار از طریق بلنگوها فرزندانشان را صدا می زنند و آنان را دعوت میکنند که به دیدنشان بیایند.

نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی 03 دی 1390

نامه نگار به مادرش طیبه نوری؛ اسیر در فرقه رجوی

هر چه فکرش را می کنم که شما برای چه هدفی در آن بیابان و در یک حصار بسته مانده اید به نتیجه مشخصی نمی رسم واقعا این 10 سالی که نزد شما نبودم از خودتان سئوال نکردید که من فرزندی داشتم الان در کجا بسر می برد و بدون محبت مادری چگونه بزرگ شده است من از شما دلگیر نیستم از آنهایی دلگیر هستم که این بلا را بر سر من و شما آورده اند خداوند آنها را لعنت کند که صد ها کودک مثل من را در حسرت مادری گذاشتند.

حضور خانواده های فداکار آذربایجان شرقی در جمع متحصنین درب کمپ اشرف 01 دی 1390

حضور خانواده های فداکار آذربایجان شرقی در جمع متحصنین درب کمپ اشرف

به حول قوه الهی و در یک حرکت باشکوه و خداپسندانه و انسانی و باارزش , تعداد زیادی از خانواده های محترم آذربایجان شرقی برای پافشاری و اصرار بحق شان در انجام ملاقات با عزیزان شان در کمپ عراق نو (اشرف) و حضور در هر حرکت قانونی و اصولی برای محکومیت فرقه تروریستی مجاهدین خلق طی چند روز گذشته به خانواده های فداکار و متحصن درب اصلی اسارتگاه اشرف پیوستند.

نامه به علی اکبر میریونس حقی از اسیران اشرف 30 آذر 1390

نامه به علی اکبر میریونس حقی از اسیران اشرف

باری برادر جان ما همگی صحیح و سالم به دعاگویی شما مشغول هستیم. برادر جان باری برادر جان مادرتان در تاریخ 25/6/90 فوت کرده و خانواده آمدند مال پدری را تقسیم کرده و هر کس به سهم خودشان برسند و شما هم لازم است یک وکالت نامه به اینجانب محمد میر یونس حقی به شماره شناسنامه 232 تهیه کرده بفرستید که مال تقسیم شود به مدت یک ماه که شما این کار را بکنید و برادر جان اگر توانستید به ایران حتماً بیایید ما همگی خانواده شاد می شویم اصلاً جای هیچ نگرانی نیست تصمیم با خودتان ولی اینجا ایران بیایید خیلی برای شما خوب می شود مطمئن هستم.

خانواده های استان یزد برای دیدار با عزیزانشان راهی عراق شدند 28 آذر 1390

خانواده های استان یزد برای دیدار با عزیزانشان راهی عراق شدند

خانواده های درد کشیده و زحمتکش استان یزد در تاریخ 27/9/90 راهی عراق شدند.این خانواده ها که هر کدام عزیزی در اسارت فرقه رجوی دارند با امید و آرزوی ملاقات با عزیزانشان و پیوستن به خانواده های متحصن در جلوی پادگان فرقه ای رجوی، راهی کمپ اشرف شدند. انجمن نجات برای این عزیزان که ماهها منتظر چنین لحظه ای بودند آرزوی موفقیت دارد. باشد که با باز شدن درب قلعه اشرف رجوی ملاقات خانواده ها با فرزندانشان محقق گردد.

حضور خانواده های گلستانی برای چندمین بار در جلوی اسارتگاه اشرف 26 آذر 1390

حضور خانواده های گلستانی برای چندمین بار در جلوی اسارتگاه اشرف

خانواده های داغدیده گلستانی به همراه خانواده های متحصن در جلوی اشرف در هفته اول از طریق بلندگوهای قرار داده شده با اسیران صحبت می کردند و از اضلاع مختلف در چهار گوشه پادگان رجوی پیام خود را به آنها می رساندند و حتی در یکی از روزها تا جلوی یکی از نگهبانیها در ضلع جنوبی پیش رفتند و از آن مزدوران فرقه رجوی آن پدران و مادران پیری را که تنها برای دیدن چند دقیقه ایی فرزندان خود به آن بیابان قدم گذاشته بودند را با فلاخن و کش کشی تهدید می کردند

بازگشت خانواده های استان مرکزی از عراق 20 آذر 1390

بازگشت خانواده های استان مرکزی از عراق

خانواده های استان مرکزی بعد از دو هفته تلاش خستگی ناپذیر در جنگ با فرقه رجوی با انگیزه ای بالا برای نجات فرزندانشان به سلامت به وطن خود ایران باز گشتند. خانواده هایی که برای چندمین بار عازم عراق شده بودند ماهیت ضد بشری رهبری فرقه و سرانش بیشتر برایشان روشن شده است.

نامه به علیرضا امیری از اسیران اشرف 16 آذر 1390

نامه به علیرضا امیری از اسیران اشرف

علیرضاجان، پسرم مادرت خیلی دلش می خواد مثل خانواده های دیگه کنار ما باشی. پسرم پدرت، آقای حکمعلی امیری در انتظار دیدار پسرشه، علیرضاجان، پسر عزیزم خیلی خیلی دلمون برات تنگ شده دیگه پیر شدیم. چقدر صبر کنیم، چقدر انتظار دیگه آخه آخرای عمرمونه، 12 سال که کم نیست خسته شدیم.

دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده هاجری 13 آذر 1390

دیدار صمیمی اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده هاجری

آقای احمد هاجری که به تازگی از مقابل اسارتگاه اشرف بازگشته در پاسخ ضمن تشکر از زحمات بی وقفه اعضای انجمن نجات گفت: این پیروزی فقط در پرتو تلاشهای اعضای انجمن نجات که طی این چند سال در کنارخانواده ها بودند محقق شده وبازهم خواهد شد.من جزء اولین دسته ازخانواده ها بودم که درمقابل درب پادگان اشرف برای آزادی برادرم تحصن کرده بودم و گاهـآ تا 7ماه مستمرا در آنجا بودم

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده های عبدشاهزاده و بزازان 12 آذر 1390

دیدار انجمن نجات خوزستان با خانواده های عبدشاهزاده و بزازان

آقای عبدشاهزاده با تشکر از حضور اعضای انجمن، این تلاشهای اعضای انجمن نجات را نشانه جدیت و تعهد انسانی درقبال نجات دوستان سابق خود دانسته و اشاره کردند که ما سالیان است که از برادرمان بی خبریم واصلا نمی دانیم زنده است یا مرده و این چه رسمیه؟ مگر در این کمپ تلفنی نیست که این بچه ها بتوانند با خانواده های خود تماس بگیرند وآنها را حداقل از نگرانی درآورند؟ امروزه در دنیا تلفن یکی ازابتدایی ترین وسایل ارتباطی است.

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده های”حدادی” و”والی زاده” 07 آذر 1390

دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده های”حدادی” و”والی زاده”

رجوی روزی پاسخ خون دل خوردن های مادران و پدرانی که در حسرت دیدار و شنیدن صدای فرزندان اسیرخود ماندند را بدهد. هیچ شکی دراین نیست که اصرار رجوی بر ماندن دراشرف فقط بخاطر منافع جاه طلبانه خودشه و ذره ای به فکر جان عزیزان ما که سالهاست آنها را به بند کشیدند نیست و طبعا باید ما خانواده ها برای آزادی فرزندان اسیرمان تلاش کنیم.

نامه خانواده آقای صالح به فرزندشان تقی صالح اسیر در فرقه رجوی 07 آذر 1390

نامه خانواده آقای صالح به فرزندشان تقی صالح اسیر در فرقه رجوی

من با کلی مشکلات جسمی فقط برای ملاقات با شما به عراق سفر کردم خودم را نزدیک دیوارهای قلعه مخوف و نفرین شده رساندم آرزو داشتم که شما را ملاقات کنم ولی متاسفانه با کسانی مواجه شدم که به من توهین می کردند و حریم حرمت من پیرمرد را نگه نداشتن. در مسیر پادگان اشرف با خودم فکر می کردم که بعد از چند سال تقی را می بینم و آن را در آغوش می گیرم. ولی عکس آن ثابت شد

blank
blank
blank