شنبه, ۱۸ مهر , ۱۴۰۵
خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین 2 02 اردیبهشت 1386

خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین 2

در تشکیلات برای پوشاندن مقاصد غیر انسانی رهبران تشکیلات اقدامات زیادی صورت داده می شد. ازجمله تراشیدن کارهای سخت و طاقت فرسا برای نیروها مانند کارهای ساختمانی، تراشیدن بلوک هائی که از دیوارهائی که فقط برای پر کردن وقت خراب کرده بودند تا ساعت ها نفر وقت صرف تراشیدن یک بلوک که سیمان های چسبیده به آن با ساعت ها تیشه زدن جدا نمی شد! و در نهایت مثلاً 100 دینار یا 5 سنت 100 ریال ایرانی به فروش برسد تازه این را نیز به عنوان صرفه جوئی در هزینه ها به خورد فرد می دادند

خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین 1 28 فروردین 1386

خاطرات و تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین 1

آقای داود باقـروند عضو سابق مرکزیت سازمان مجاهدین ؛ عضو سابق ارتش مستقر در عراق و از اعضای سابق شورای ملی مقاومت ؛ تحلیلی جامع از شرایط مجاهدین در دوران پایانی عمر رژیم دیکتاتور بغداد، به رشته ی تحریر درآورده است که قسمت اول آن را به بهانه ی ورود به چهارمین سال ِ سقوط رژیم صدام مطالعه می فرمایید.

دیکتاتور کوتوله – قسمت اول 24 اسفند 1385

دیکتاتور کوتوله – قسمت اول

فروردین یا اردیبهشت هزار و سیصد هشتاد و یک بود که در اخبار، خبر احتمالی حمله آمریکا به عراق را شنیدیم. طبق معمول خبر را از طریق تلویزیون واقع در سالن غذاخوری گرفتیم. درست با شنیدن این خبر، یکی از هم یگانی هایم بنام صالح که اهل شمال (مازندران) بود گفت: اینطور که بوش میاد، بوش میاد.

ضرب و شتم شدید شهروندان عراقی 16 اسفند 1385

ضرب و شتم شدید شهروندان عراقی

از نیمه ی سال 1382 تا نیمه ی سال 1383، در قسمت انتظامات و سیطره ی کمپ اشرف مسئولیت داشتم.دراین قسمت، فرماندهی با فرمانده ی کمپ اشرف یعنی عذرا علوی طالقانی با نام مستعار و معروف سوسن بود که خود نیز تحت مسئولیت گیتی گیوه چینیان کار می کرد. سیطره در واقع ورودی کمپ اشرف محسوب می شد که با نیروهای اشغال گر امریکایی به طور مشترک اداره می شد و مسئولیت آن با فردی به نام ابوالفضل مرتضوی با نام مستعار مالک بود. قدی متوسط داشت و بسیار چاق و خشن بود.به همین دلیل هم او را درورودی کمپ شرف گمارده بودند تا با خشونت تمام با شهروندان عراقی و خصوصاً با خانواده های اعضای در بند تشکیلات رجوی که از ایران جهت ملاقات با فرزندان و خواهران و برادرانشان به عراق و کمپ اشرف مسافرت می کردند، برخورد کند.

چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی سکوت کردم – قسمت اول 06 اسفند 1385

چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی سکوت کردم – قسمت اول

این سئوالی کاملآ بجا ؛منطقی و حق مسلم اپوزسیون، رسانه های همگانی، هزاران هموطن آگاه به مسائل ایران وپژوهشگران خارجی هست که در رابطه با تحرکات اپوزسیون خارج کشور فعال اند و مایل هستند تا پاسخی در خور، از جانب بنده دریافت نمایند. این موضوع بعد از انتشار اعتراضیه ای که در قبال دروغپردازی و شیادی اخیر فرقه، به هفته نامه ساندی هرالد داده و متعاقب آن مصاحبه ای با رادیو بی بی سی انجام دادم انعکاس فوق العاده گسترده ای یافت

خاطره ای از دکتر کریم قصیم 06 اسفند 1385

خاطره ای از دکتر کریم قصیم

صبح جمعه9.2.07 با تعدادی از دوستانم از شهر کلن آلمان به قصد پاریس برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی که در رابطه با فرقه گرایی و ترویسم و خطر آن برای جوامع اروپایی بود، در حال سفر بودیم. ما برای شرکت در این کنفرانس از طرف فعالین حقوق بشردر این کنفرانس دعوت شده بودیم. در مسیر حرکت در ایستگاه قطار در شهر آخن ناگهان با دوست قدیمی آقای دکتر کریم قصیم یکی از اعضایی شورای ملی مقاومت که در سالهای دور با او در پادگانهای مجاهدین آشنا شده بودم، برخورد کردیم. آقای دکتر قصیم در حالی که برای پیدا کردن صندلی خود به اطراف نگاه می کرد، چهره های که برای او تقریبا آشنا به نظر می رسید، توجه او را جلب کرد.

راه پیموده شده یک مهاجر 1 02 اسفند 1385

راه پیموده شده یک مهاجر 1

بنا به تقاضای دانشجویان داروسازی بیمارستان شهر خرونینگن هلند در روز 12 فوریه، سمینار فشرده ای در مورد شرایط ویژه روحی –روانی و مشکلات و پروسه های حقوقی و پزشکی مهاجرین، برگزار گردید. پس از توضیحات مسئول دانشجوئی در مورد نیاز دانشجویان به آگاهی بیشتر در مورد نگرش و تفاوت فرهنگی اروپا و مهاجرینی که در هلند ساکن می باشند، و شیوه برخورد با این مسائل، خانم” میرینگ” از سازمان پناهندگی شروع به سخنرانی نمود و در مورد پروسه پناهندگی و فشارهای روحی که در شرایط گوناگون به آنان تحمیل شده است، پرداخت.

عاشورا 15 بهمن 1385

عاشورا

عاشورای حسینی که یادآور مظلومیت حسین و نیز یادآور تلاشهای او و همه آزادیخواهان در راه به دست آوردن آزادی و برقراری عدالت است فرا رسیده است. ضمن تسلیت به همه عزاداران آن شهید که امید است با فراگیری از او به تلاش در راه آزادی و عدالت اقدام کنند، باز هم ناچارم به روزهایی که در عراق و در سازمان مجاهدین بودم برگردم و خاطراتی را از آن روزها بیان کنم. متأسفانه به هر چیزی که میرسیم ماهایی که در سازمان بودیم به دلیل اینکه تقریباً تمام عمرمان یا لااقل تمام عمر مفیدمان را در آنجا گذرانده ایم به یاد آن دوران میافتیم. لااقل در مورد من که این طور است و فکر نمیکنم آن خاطرات، چه تلخ و چه شیرین، از یادم بروند.

آن سوى پرده (4) 03 دی 1385

آن سوى پرده (4)

آن سوى پرده (4) خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین دادگاه رجوى  دست ها و چشمانم را بستند و بعد از گذر از راهى پر پيچ و خم سوار ماشين كردند. باران مى‏باريد. فهميدم فصل زمستان آغاز شده است. نمى‏دانم مرا به كجای قرارگاه اشرف بردند. در يك اتاق بزرگ چشمان مرا گشودند و […]

آن سوى پرده (3) 13 آبان 1385

آن سوى پرده (3)

آن سوى پرده (3) خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین فرار مدت زيادى بود كه به عنوان افسر موتورى در سازمان كار مى‏كردم. قبلاً مهدى مفيدى اين وظيفه را انجام مى‏داد اما چون خودروها در حين مأموريت مرتباً دچار مشكل مى‏شدند، من را بر اساس تجاربى كه در ايران داشتم به اين پست گماردند، […]

آن سوى پرده(خاطرات طالب جلیلیان) – قسمت دوم 20 مهر 1385

آن سوى پرده(خاطرات طالب جلیلیان) – قسمت دوم

خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین نشست ديگ تا قبل از عمليات فروغ جاويدان شاخص ارتقاء افراد ميزان كار، تلاش و مسئوليت‏پذيرى آن ها بود. افرادى كه در رأس بودند، افرادى لايق و جدى بودند؛ اما بعد از عمليات اوضاع دگرگون شد، لازمه پيشرفت افراد حل شدگی تام و تمام و ستايش از مريم […]

یازده سپتامبر، شادی تروریست های رجوی قسمت 3 17 مهر 1385

یازده سپتامبر، شادی تروریست های رجوی قسمت 3

فاجعه بزرگ روزگار معاصر ما که آدمی را بیش از هر چیز رنج می دهد و براستی از آن رنج میبریم اسارت ذهنی و روانی انسانها در یک سیستم توتالیتر و شیوه بهره گیری از آنها به سود ترور و کشتارهمنوعان خویش است. اندیشه بسته و فرقه ای دارو دسته رجوی آبستن اعمال و رفتار خشونت آمیز و تروریستی در بیش از دو دهه بوده است.

blank
blank
blank