چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی سکوت کردم – قسمت اول
این سئوالی کاملآ بجا ؛منطقی و حق مسلم اپوزسیون، رسانه های همگانی، هزاران هموطن آگاه به مسائل ایران وپژوهشگران خارجی هست که در رابطه با تحرکات اپوزسیون خارج کشور فعال اند و مایل هستند تا پاسخی در خور، از جانب بنده دریافت نمایند. این موضوع بعد از انتشار اعتراضیه ای که در قبال دروغپردازی و شیادی اخیر فرقه، به هفته نامه ساندی هرالد داده و متعاقب آن مصاحبه ای با رادیو بی بی سی انجام دادم انعکاس فوق العاده گسترده ای یافت
خاطره ای از دکتر کریم قصیم
صبح جمعه9.2.07 با تعدادی از دوستانم از شهر کلن آلمان به قصد پاریس برای شرکت در کنفرانس مطبوعاتی که در رابطه با فرقه گرایی و ترویسم و خطر آن برای جوامع اروپایی بود، در حال سفر بودیم. ما برای شرکت در این کنفرانس از طرف فعالین حقوق بشردر این کنفرانس دعوت شده بودیم. در مسیر حرکت در ایستگاه قطار در شهر آخن ناگهان با دوست قدیمی آقای دکتر کریم قصیم یکی از اعضایی شورای ملی مقاومت که در سالهای دور با او در پادگانهای مجاهدین آشنا شده بودم، برخورد کردیم. آقای دکتر قصیم در حالی که برای پیدا کردن صندلی خود به اطراف نگاه می کرد، چهره های که برای او تقریبا آشنا به نظر می رسید، توجه او را جلب کرد.
راه پیموده شده یک مهاجر 1
بنا به تقاضای دانشجویان داروسازی بیمارستان شهر خرونینگن هلند در روز 12 فوریه، سمینار فشرده ای در مورد شرایط ویژه روحی –روانی و مشکلات و پروسه های حقوقی و پزشکی مهاجرین، برگزار گردید. پس از توضیحات مسئول دانشجوئی در مورد نیاز دانشجویان به آگاهی بیشتر در مورد نگرش و تفاوت فرهنگی اروپا و مهاجرینی که در هلند ساکن می باشند، و شیوه برخورد با این مسائل، خانم” میرینگ” از سازمان پناهندگی شروع به سخنرانی نمود و در مورد پروسه پناهندگی و فشارهای روحی که در شرایط گوناگون به آنان تحمیل شده است، پرداخت.
عاشورا
عاشورای حسینی که یادآور مظلومیت حسین و نیز یادآور تلاشهای او و همه آزادیخواهان در راه به دست آوردن آزادی و برقراری عدالت است فرا رسیده است. ضمن تسلیت به همه عزاداران آن شهید که امید است با فراگیری از او به تلاش در راه آزادی و عدالت اقدام کنند، باز هم ناچارم به روزهایی که در عراق و در سازمان مجاهدین بودم برگردم و خاطراتی را از آن روزها بیان کنم. متأسفانه به هر چیزی که میرسیم ماهایی که در سازمان بودیم به دلیل اینکه تقریباً تمام عمرمان یا لااقل تمام عمر مفیدمان را در آنجا گذرانده ایم به یاد آن دوران میافتیم. لااقل در مورد من که این طور است و فکر نمیکنم آن خاطرات، چه تلخ و چه شیرین، از یادم بروند.
آن سوى پرده (4)
آن سوى پرده (4) خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین دادگاه رجوى دست ها و چشمانم را بستند و بعد از گذر از راهى پر پيچ و خم سوار ماشين كردند. باران مىباريد. فهميدم فصل زمستان آغاز شده است. نمىدانم مرا به كجای قرارگاه اشرف بردند. در يك اتاق بزرگ چشمان مرا گشودند و […]
آن سوى پرده (3)
آن سوى پرده (3) خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین فرار مدت زيادى بود كه به عنوان افسر موتورى در سازمان كار مىكردم. قبلاً مهدى مفيدى اين وظيفه را انجام مىداد اما چون خودروها در حين مأموريت مرتباً دچار مشكل مىشدند، من را بر اساس تجاربى كه در ايران داشتم به اين پست گماردند، […]
آن سوى پرده(خاطرات طالب جلیلیان) – قسمت دوم
خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین نشست ديگ تا قبل از عمليات فروغ جاويدان شاخص ارتقاء افراد ميزان كار، تلاش و مسئوليتپذيرى آن ها بود. افرادى كه در رأس بودند، افرادى لايق و جدى بودند؛ اما بعد از عمليات اوضاع دگرگون شد، لازمه پيشرفت افراد حل شدگی تام و تمام و ستايش از مريم […]
یازده سپتامبر، شادی تروریست های رجوی قسمت 3
فاجعه بزرگ روزگار معاصر ما که آدمی را بیش از هر چیز رنج می دهد و براستی از آن رنج میبریم اسارت ذهنی و روانی انسانها در یک سیستم توتالیتر و شیوه بهره گیری از آنها به سود ترور و کشتارهمنوعان خویش است. اندیشه بسته و فرقه ای دارو دسته رجوی آبستن اعمال و رفتار خشونت آمیز و تروریستی در بیش از دو دهه بوده است.
آن سوى پرده(خاطرات طالب جلیلیان) – قسمت اول
آن سوى پرده خاطرات طالب جلیلیان از جداشدگان سازمان مجاهدین فهرست: 1. مقدمه 2. آغاز ماجرا 3. عمليات چلچراغ 4. عمليات فروغ جاويدان 5. نشست تنگه و توحيد 6. جنگ امريكا و عراق و شورش هاى داخلى 7. انقلاب ايدئولوژيك (طلاق) 8. نشست ديگ 9. دستگاه قضايى 10. نشست حوض 11. فرار 12. بازگشت به […]
زمان از دست رفته، امیدهای فرا روی – قسمت دوم
بخش دوم نامه آقای قادر رحمانی (عضو با سابقه گروه رجوی و ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی) به آقای نصرالله مجیدی (فرد مستقر در قرارگاه اشرف) در واقع روایت درخوری ست که علیه دنیای تاریک و سیاه فرقه رجوی، مناسبات و روابط زشت و غیر انسانی قرارگاه اشرف می شورد. او در بیان واقعیات، حقایق و نیز واکاوی و نقد آن چه که در قرارگاه اشرف گذشته است قصد بر پایی جهانی زیباتر را دارد،
کشتار بیگناهان، شادی تروریست های رجوی – قسمت چهارم
یازدهم سپتامبر دو هزار و یک دو هواپیما به دو برج مرکز تجارت جهانی کوبیده می شود. امدادگران بهت زده برای نجات مردم به داخل برجها می شتابند. دو برج فرو میریزد. دو هزار و هفتصد و چهل و نه تن از هشتاد و هفت کشور جهان طی چند ساعت در زیر آوار جان میبازند. تنها بیست تن از زیر آوار نجات مییابند تروردر لغت، در زبان فرانسه، به معنای هراس و هراس افکنی است؛ و در سیاست به کارهای خشونت آمیز و غیر قانونی افراد و گروههای سازمان یافته برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور میگویند و نیز کردار کسانی که برای رسیدن به هدفهای سیاسی خود دست به کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز میزنند، ترور نامیده میشود.
11 سپتامبر، شادی تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف – قسمت دوم
با وجود انبوه مقالات تحلیلی برای جلب توجه به موضوع (یازده سپتامبر) که بیش از حد مخاطبان را اشباع کرده است، برای بازنمایی این واقعه آزاردهنده در تاریخ مدرن که خود آن را به پدیداری فراموش نشدنی حداقل در طول زندگی یک نسل بدل کرده است، ضروریست تا خاطرات دو تن دیگر از جداشدگان فرقه تروریستی رجوی خانم مرضیه قرصی با نام مستعار آرزو و آقای سیامک حاتمی که در یازده سپتامبر در قرارگاه باقرزاده شاهد شادی و هلهله و پایکوبی عناصر تروریست فرقه رجوی به خاطر کشتار زنان و مردان و کودکان بیگناهی که در این حادثه جان باختند، انتشار یابد