زمان از دست رفته، امیدهای فرا روی – قسمت دوم
بخش دوم نامه آقای قادر رحمانی (عضو با سابقه گروه رجوی و ارتش به اصطلاح آزادیبخش ملی) به آقای نصرالله مجیدی (فرد مستقر در قرارگاه اشرف) در واقع روایت درخوری ست که علیه دنیای تاریک و سیاه فرقه رجوی، مناسبات و روابط زشت و غیر انسانی قرارگاه اشرف می شورد. او در بیان واقعیات، حقایق و نیز واکاوی و نقد آن چه که در قرارگاه اشرف گذشته است قصد بر پایی جهانی زیباتر را دارد،
کشتار بیگناهان، شادی تروریست های رجوی – قسمت چهارم
یازدهم سپتامبر دو هزار و یک دو هواپیما به دو برج مرکز تجارت جهانی کوبیده می شود. امدادگران بهت زده برای نجات مردم به داخل برجها می شتابند. دو برج فرو میریزد. دو هزار و هفتصد و چهل و نه تن از هشتاد و هفت کشور جهان طی چند ساعت در زیر آوار جان میبازند. تنها بیست تن از زیر آوار نجات مییابند تروردر لغت، در زبان فرانسه، به معنای هراس و هراس افکنی است؛ و در سیاست به کارهای خشونت آمیز و غیر قانونی افراد و گروههای سازمان یافته برای سرکوبی مخالفان خود و ترساندن آنها ترور میگویند و نیز کردار کسانی که برای رسیدن به هدفهای سیاسی خود دست به کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز میزنند، ترور نامیده میشود.
۱۱ سپتامبر، شادی تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف – قسمت دوم
با وجود انبوه مقالات تحلیلی برای جلب توجه به موضوع (یازده سپتامبر) که بیش از حد مخاطبان را اشباع کرده است، برای بازنمایی این واقعه آزاردهنده در تاریخ مدرن که خود آن را به پدیداری فراموش نشدنی حداقل در طول زندگی یک نسل بدل کرده است، ضروریست تا خاطرات دو تن دیگر از جداشدگان فرقه تروریستی رجوی خانم مرضیه قرصی با نام مستعار آرزو و آقای سیامک حاتمی که در یازده سپتامبر در قرارگاه باقرزاده شاهد شادی و هلهله و پایکوبی عناصر تروریست فرقه رجوی به خاطر کشتار زنان و مردان و کودکان بیگناهی که در این حادثه جان باختند، انتشار یابد
۱۱ سپتامبر، شادی تروریست های رجوی در قرارگاه اشرف – قسمت اول
آن چه که مسلم است خشونت و ترور با عقلانیت و خردورزی در تضادی آشکار است.آدمی با دستهای آلوده به خون هیچوقت با ارزشهای انسانی و دموکراتیک، آزادی و دموکراسی چفت نخواهد شد. آرمان انسانی با شیوه و روش انسانی قابل دسترسی است و گر نه ادعای آزادی و دموکراسی و حمایت از حقوق بشر یک شوخی بی مزه تاریخی ست و یا ناشی از ذهن بیمار و زشت حامیان تروریسم و خشونت طلبان.
خاطرات مسعود اولادی – قسمت دوم
مسعود رجوی با حربه های مختلف قصد حمله به ایران در مجامع بین المللی را دارد. یکی از این حربه ها، بحث آزادی زنان است. آنان به اشکال مختلف از حجاب و پوشش زنان ایران اشکال گرفته و می گویند که ما قصد آوردن یک حکومت دموکراتیک در ایران را داریم و افراد آزادند که هرگونه که بخواهند بپوشند و در پوشش از آزادی برخوردارند. چرا رجوی چنین بحثی را پیش می آورد؟ در صورتی که در بین سران فرقه و زنان شورای رهبری حجاب نسبی حداقل در ظاهر وجود دارد،دلیل مطرح کردن این بحث عوام فریبی محض است و کاربرد آن مخالف کردن تعداد ی از افراد با دولت ایران است و این همان چیزی است که رجوی و یارانش با نشست های زیاد و ترفندهای مختلف سعی در انجام آن را دارند و در نتیجه می خواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند
زمزمه های زیر درختان زیزفون
به مثابه زنی احساساتی که در سالهای مهر ورزی و با هم بودن، در سلسله فراموشی ناپذیر ایثار، وفاداری و فداکاری، بنام خدا و خلق و به عشق یکدیگر، در راه های پیچ در پیچ و پر فراز و نشیب، تو یکی از نزدیکترین شاهدینی! بقول خودت با آهنگ محزون نصیحتی دلسوزانه، چون پروانه یی میسوزم و دیگر بار بِِـگِرد آتش میرقصم و میچرخیم! یا زن پیچیده در پوشال احساسات، به تعبیر خودم! جذب شدن به آن سازمان، آسان و حتی اجتناب ناپذیر بود. به یادواره شهدا که از آن نوید انسانیتی شگرف برمیخاست، و هیجان انقلاب! که میلیونها ایرانی را به دگرگونی برد. دریغا در نیاز ترفیع انسانیت، به تاریکی هولناک و حضیض ذلت هبوط کردیم، در نیاز آب به سراب،و در هوای آزادی، به زندانی غریب افتادیم!
عملیات جاری ؛ محصولی از ذهن علیل و بیمار رجوی!…(۲)
عملیات جاری ؛ محصولی از ذهن علیل و بیمار رجوی!…. خاطرات غلام رضا سگوند عضو سابق مجاهدین خلق! قسمت دوم: در قسمت قبلی این نوشتار ( با عنوان عملیات جاری تولیدی از ذهن علیل و بیمار رجوی و تحت موضوع خاطرات بنده) علاوه بر نحوه ی وصل و پیوستگی ام به سازمان مجاهدین خلق ( […]
سید شجاع سید لطیفی از آدم ربایی مجاهدین خلق سخن می گوید
سید شجاع سید لطیفی از آدم ربایی مجاهدین خلق سخن می گوید: سید شجاع الدین سید لطیفی یکی دیگر از کسانی است که سال ها در چنگال تشکیلات اهریمنی رجوی اسیر بوده است علاوه بر این که خود سید شجاع توسط مجاهدین خلق با حیله های حیوانی ربوده شد، مجاهدین به همین خیانت اکتفا نکرده […]
عملیات جاری؛ تولیدی از ذهن علیل و بیمار رجوی!… (۱)
“عملیات جاری؛ تولیدی از ذهن علیل و بیمار رجوی!…” خاطرات غلامرضا سگوند – عضو سابق مجاهدین خلق قسمت اول: من”غلامرضا سگوند” ( نادری یکتا) متولد 1358 درخوزستان وساکن همان جا هستم. در شهریور ماه سال 1380 ، به دلیل ورشکستگی مالی و در شرایطی که در پی یافتن راهی برای فرار و خلاصی از شرایط […]
اسیر بیدادگر – قسمت نهم
با خودم میگفتم: من که گناهی ندارم، من هدفم خیرخواهانه بوده است. من به خاطر وطنم و به خاطر مردم کشورم از همه چیزم گذشتم هر چند که راهی را انتخاب کرده بودم راهی غلط و ناثواب بود.من چه میدانستم که اینها اینقدر بی مروت وضدبشر هستند.