یکشنبه, ۲۶ بهمن , ۱۴۰۴
فرازی از”کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” – قسمت یازدهم 04 تیر 1397

فرازی از”کتاب خداوند اشرف از ظهور تا سقوط” – قسمت یازدهم

گرفتار شدن در فرقه ها مسیر بی بازگشت است، همیشه کسانی هستند که فریب گروه های فرقه ای را خورده و مسیر زندگی شان به کلی عوض می شود. آن ها هرگز فرصت نمی کنند و شاید کمتر کسانی و آن هم بعد از سالیان سال بتوانند تجربیات و آنچه بر سرشان آمده را بنویسند […]

“کاه” نامۀ فرقه رجوی – قسمت دوم 03 تیر 1397

“کاه” نامۀ فرقه رجوی – قسمت دوم

همانطور که میدانید و در قسمت قبلی اشاره شد فرقه تروریستی دست ساز و مخرب رجوی سالیان طولانی که در عراق اقامت داشت و به شیوه های مختلف و باورنکردنی سعی در کنترل نیرو و شستشوی مغزی می نمود که خلاصه ای از آن اقدامات را عنوان میکنیم. (خلاصه وار به این دلیل که هرگز […]

برای نجات جان فرزندانم مجبور به خودسوزی شدم 29 خرداد 1397

برای نجات جان فرزندانم مجبور به خودسوزی شدم

صبح 27 خرداد سال 1382 ساعت 5 صبح با صدای تلفن از خواب بیدار شدم. پلیس فرانسه مریم رجوی را به اتهام اقدامات تروریستی،فساد مالی و پولشویی دستگیر کرده بود. حالا تمام اعضا موظف بودند برای نجات مریم رجوی کاری بکنند. آن موقع من هنوز هوادار سازمان بودم. کسی که پشت خط بود گفت مریم […]

چگونگی ترک بر داشتن اختناق در درون تشکیلات 22 خرداد 1397

چگونگی ترک بر داشتن اختناق در درون تشکیلات

بعد از انقلاب 1357 شور انقلابی مخصوصاٌ در بین جوانان و نوجوانان، محصل و دانشگاهی خیلی بالا بود. در آن اثناء تحت تاثیر تبلیغات فرقه رجوی خیلی از جوانان و نوجوانان ناخواسته به دام تشکیلات گرفتار شدند، فرقه با شعارهای پر طمطراق و به ظاهر انقلابی خیلی ها را مجذوب خودش کرده بود. شعارهای اصلی […]

«کاه» نامۀ فرقه رجوی – قسمت اول 22 خرداد 1397

«کاه» نامۀ فرقه رجوی – قسمت اول

فرقه تروریستی رجوی که سالیان سال در عراق اقامت داشت تعداد زیادی اسیر جنگی و افراد فریب خورده را با شیوه های مختلف و با نام جذب نیرو و کنترل نیرو نگهداری میکند و افرادی را در این تشکیلات تعیین و مشخص و به هسته درونی مناسبات بسته و محدود خود تحویل داده و اعمال […]

خاطره ای از پیمان کردامیرعضو جداشده درآلبانی 09 خرداد 1397

خاطره ای از پیمان کردامیرعضو جداشده درآلبانی

بواسطه مطلب منتشره ازسوی انجمن نجات کرمانشاه درسایت نجات از رهایی و نجات پیمان کردامیراز تشکیلات سیاه رجوی اطلاع حاصل پیدا کردم و بسیارهم شادمان شدم. عواطف خانوادگی بر ظلم فرقه ای پیروز گشت. ضمن تبریک وشادباش به اعضای خانواده کردامیر؛ عضو رهایی یافته از چنگال رجوی که متاسفانه مادرویکی ازخواهرانش نیز در پی فعالیتهای […]

آخرین اقدام کثیف فرقه رجوی در آلبانی 05 خرداد 1397

آخرین اقدام کثیف فرقه رجوی در آلبانی

سلام دوستان همانطور که اطلاع دارید عده ای از نجات یافتگان از فرقه رجوی حاضر نشدند زیر یوغ مالی فرقه مانده و مستمری ماهیانه پناهندگی خود را از این فرقه با هزار تهدید و توهین و تهمت بگیرند و بعد از تلاش های بسیار موفق شدند تا این مستمری را از کمیساریا مستقیما بگیرند و […]

قران خواندن در فرقه رجوی گناه بود 05 خرداد 1397

قران خواندن در فرقه رجوی گناه بود

قبل از ورودم به سازمان از تبلیغاتی که سازمان درباره شعائر دینی میکرد، فکر میکردم که مدینه فاضله ای که گفته می شود همان تشکیلات و مناسبات درونی سازمان مجاهدین است. شخصیت فردی من طوری بود که قبل از ورودم به سازمان هم نمازم را کامل می خواندم و هم روزه ها را مرتب به […]

افسانه رقص رهایی و ذهن بیمار رجوی 03 خرداد 1397

افسانه رقص رهایی و ذهن بیمار رجوی

این فیلم، روایت خانم ها بتول سلطانی و نسرین ابراهیمی از سوء استفاده جنسی مسعود رجوی از زنان می باشد.

اعضا یک به یک حلقه ها را بداخل سینی انداختند 02 خرداد 1397

اعضا یک به یک حلقه ها را بداخل سینی انداختند

سالن نشست در بهت و ناباوری عجیبی فرو رفته بود! زنان و مردانی که سالیان زیر یک سقف در منتهای عشق زندگی کرده بودند، با هم غریبه می نمودند. ستونهایی از زنان ومردان تشکیل شد، اکنون آنها درمقابل سن مقابل مسعود ومریم صف کشیده بودند. بزرگ ترین تناقض دوران مبارزه و زندگی شان شکل گرفته […]

رجوی های سوداگر و فرصت طلب با ما چه کردند؟ 01 خرداد 1397

رجوی های سوداگر و فرصت طلب با ما چه کردند؟

پرونده فرقه رجوی در عراق بسته شد وهمه اعضاء فرقه و رهبران و… از عراق اخراج شدند، آقای مسعود رجوی هم غیب شده بود! البته همه رهبران فرصت طلب در سربزنگاه ها از پاسخگوئی فرار می کنند و هیچ وقت جوابگوی اعمال ننگین خود نبوده اند. فرصت طلب، سودجو و سوداگر، دروغگو، متقلب، ریاکار، پنهان […]

تنگه چهار زبر قصه های ناگفته بسیار داشت 31 اردیبهشت 1397

تنگه چهار زبر قصه های ناگفته بسیار داشت

عرق سردی بر پیشانی شکری نشسته بود! دست هایش می لرزید و پاهایش توان ایستادن نداشت. با زحمت لبانش را حرکت داد. زندگی من ادامه داشت تا اینکه از طریق یکی از دوستان با سازمان آشنا شدم. قبل از انقلاب تا حدودی سازمان را می شناختم! داستان مقاومت آنها زیر شکنجه وشجاعت شان درمقابل جوخه […]

blank
blank
blank