بنیاد گرای واقعی چه کسی است – قسمت دوم
در نشست های مردان با زنان می بایست تمامی دکمه های یقه و مچ دست ها بسته باشد در صورت باز بودن در جا باید به فرد خاطی تذکر داد که دکمه را ببندد. – استفاده هرگونه عطر ویا ادکلن برای مردان ممنوع است چونکه می گفتند بوی زندگی طلبی میدهد و به این شکل مردان نظر زنان را به خود جلب می کنند.
مجاهدین و حصارهای نامرئی
مسعود رجوی رهبر سازمان مجاهدین خلق که از زمان سقوط تنها متحد و پشتیبان خود مخفی گردیده اخیرا مطالبی تحت عنوان”سلسله آموزش برای نسل جوان در داخل کشور” در سایت های سازمان منتشر نموده است. مسعود رجوی از”سؤالات شما” صحبت به میان می آورد. بر اساس تجربه 23 ساله خود در داخل تشکیلات سازمان مجاهدین خلق میتوانم حدس بزنم که میزان سؤالات به چه اندازه بوده است که وی را مجبور به پاسخ گویی علنی کرده است
مقررات سؤال ممنوع در داخل پادگان اشرف
در حال حاضر بخش قابل توجهی از نیروها در داخل پادگان اشرف به شدت مسئله دار بوده و نسبت به سازمان مجاهدین خلق و رهبری آن فوق العاده بد بین و مظنون می باشند، بطوری که میتوان گفت شکاف عمیقی بین آنان و سازمان بوجود آمده است. در همین رابطه مواردی همچون شعارنویسی علیه رجوی در اماکن داخل پادگان برای ابراز نارضایتی شدت یافته است.
چه کسی مجاهدین را نقد می کند؟
در سازمان مجاهدین خلق به مانند هر فرقه دیگری، هیچ فردی اجازه انتقاد از گروه را ندارد. هر عضوی از سران فرقه انتقاد کند فوراً به عنوان عامل وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی برچسب می خورد. سران فرقه هرگز برای متهم کردن یک عضو مخالف یا اعضای منتقد سند و گواهی ارائه نمی دهند، اما با القاب تحقیر کننده آن ها را مزدور رژیم ایران می نامند.
بنیاد گرای واقعی چه کسی است – قسمت اول
بعد از شکست در عملیات فروغ که دیگر دید سرنگونی رژیم ایران کار سازمان وی نیست.و از طرفی هم بعد از آن شکست دیگر در نشست ها نیرو ها رو در روی وی می ایستادند واز وی حسابرسی می کردند که چرا شکست خوردیم، چرا این همه کشته داده شد. وقتی که دید شیرازه تشکیلات دارد از دست می رود وارد حربه آخرش شد که چند سال قبل پایه گذاری کرده بود. انقلاب ایدئولوژی همگانی یعنی هرکس در آن مناسبات می خواهد باشد باید زن وشوهر چه آنهایی که دارند، چه آنهایی که مجرد هستند، اما در ذهن یکی را دارند طلاق بدهند.
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت دوم
سایر بچه هایی که با من در یک سلول بودند اعتقاد داشتند بازجوهای سازمان برای ایجاد رعب و وحشت رگ علیرضا را زده اند و می گفتند علیرضا دروغ می گوید که اقدام به خودکشی کرده است به او گوشزد کرده اند تا در باره ی شکنجه و آزارش با کسی حرف نزند. یادم است علیرضا طاهر لو را چون خیلی شکنجه کرده بودند سلول به سلول بازجوهای سازمان می چرخاندند تا سایر بازداشتی ها را بترسانند.
خائنی که مسعود رجوی باشد هزاران مار خورده تا افعی شده
مسعود رجوی از هر سو که به کل قضیه نگاه کند، اینکه او بازنده اصلی این شرایط خواهد بود، خودش هم تردیدی ندارد. و در این وضعیت بحرانی بدون شک تنها و تنها اهرم و امکانی که برای فرافکنی و نجات خود پیش رو می بیند. هدف نهایی خود را نه در سوء استفاده از عواطف و احساسات اسیران خود، که به جد در اهتمام به قربانی کردن تمامی آنها متمرکز کرده است.مسعود رجوی با زبان بی زبانی گفته بود وقتی به گوشه رینگ برود و مفری برای فرار و نجات خود نداشته باشد، تنها سرمایه ممکن اش یعنی اسیران در قرارگاه اشرف را وجه المصالحه و قربانی خود خواهد کرد که سال 2009 مشاهده فاجعه انسانی در قرارگاه اشرف بودیم 11 کشته و تعداد زیادی زخمی بر جای گذاشت.
نگاهی به روش های اخاذی مالی مجاهدین در اروپا ـ قسمت دوم
کار در ستاد مالی اجتماعی در طول روز از ساعت 8 صبح آغاز و بدون اغراق بعضاً تا ساعات 10 تا 11 شب در خیابان ها ادامه داشت و متشکل از تیم های 2 نفر یا 4 نفره بودند که به شهر های مختلف آلمان می رفتند. گرفتن اجازه کار مالی اجتماعی در شهر ها با بخش حقوقی بود که مسئولیت این کار با بهروز جان نثار بود و از مقامات شهرداری شهر مربوطه اجازه کار و جمع آوری پول می گرفت و اعضای تیم های مالی اجتماعی نیز براساس برگه و مجوزی که از مقامات شهرداری داشتند، در آن شهر و در محل مشخص شده کار را آغاز می کردند.
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت چهارم
مسعود رجوی یک پیام صوتی تحت عنوان سرنگونی و قیام استراتژی اشرف کانون استراتژیکی نبرد شروع کرده که تا کنون چهار قسمت ازاین صحبت ها بر روی رسانه های اینترنتی این فرقه منتشر شده است. مسعود رجوی می کوشد فرصت طلبانه و با دوباره سازی و بزک مواضعش در ابتدای انقلاب و حق دادن به جانب خودش، برای مجاهدین داخل قلعه حقانیت بتراشد
پرواز در قفس – قسمت دوم
در قرارگاه اشرف هر فرد تشکیلاتی می بایست روزانه یک گزارش در مورد دیگران به مسئولین می نوشت که بین بچه ها معروف بود به زدن به این و یا آن فرد و این آتوی خوبی بود در دست مسئولین سازمان و آنان در نشست ها به عنوان یک نقطه ضعف بر علیه افراد بکار می گرفتند. یعنی افراد را بر علیه هم می شوراندند و نسبت به هم عقده ای می کردند. البته نفراتی نیز بودند که بخاطر خود شیرینی و تملق و چاپلوسی افراد دیگر را در دام مسئولین می انداختند تا چند صباحی از بی حرمتی مسئولین دور بمانند.
قرارگاه رجوی برای خودزنی و تهاجم نهایی آماده می شود
آنچه در پی آمد اظهارات آخرین عضو متواری از قرارگاه اشرف در خصوص اقدامات به اصطلاح تدافعی ساکنین اشرف در مقابل نیروهایی است که مسئولیت مستقیم آنها تخلیه قرارگاه اشرف و انتقال ساکنین آن به بغداد یا هر نقطه فرضی دیگر است. اظهارات علیرضا فتاحیان عضو جداشده و متواری از اشرف بیش از همیشه باعث خشم و غضب مجاهدین گردید، از این رو که توضیحات و افشاگری های او در این شرایط و در وضعیتی که تمرکز عمده رجوی و حامیان او بر جلب ترحم افکار عمومی و همچنین مظلوم نمایی متمرکز است، می تواند بخشی از ابعاد آن فاجعه مورد تاکید رجوی را بر ملا کند.
پیام فرار و جدایی افراد از فرقه رجوی چیست؟
مگر درون فرقه چه می گذرد که این همه افراد با به جان خریدن خطرات و مشکلات در طی این سالیان حاضر به ماندن در آن نبوده و از آن فرار می کنند؟ مگر بسیاری از این افراد به اختیار خود به سمت این گروه جذب نشده بودند؟ پس بر آنان چه گذشته و چه بلایی در فرقه بر سر آنان می آورند که بسیاری از آنان نه تنها حاضر به ماندن در گروه نیستند بلکه آن چنان از سران فرقه وحشت دارند که در منتهی مخفی کاری اقدام به فرار از فرقه می کنند؟