جنازه رجوی در سردخانه تاریخ
مریم ومسعود رجوی مبتلا به سرطان پیشرفته و درحال مرگ هستند و بهمین خاطر برای آنها دو قبر درقرارگاه اوورسوروازحفر نموده اند _ مسعود رجوی بیش از یکماه است از کشور اردن وارد جزیره ایسلند درقطب شمال گردیده است (به علت پیشرفته شدن بیماری سرطان واحتمالا جهت معالجه) _ درگفتگوهای پشت پرده بین دولت عراق وامریکا ودولت عدن درمورد چگونگی جمع شدن قرارگاه اشرف قرار است گروهی از این افراد به کشوریمن انتقال یابند تا از آنها بعنوان مزدور جنگی علیه شورشیان حوثی استفاده گردد _ و همه رخدادها منجر به اخبار منجر به رخدادهای تعین کننده ای درسال 2011 میلادی خواهند گردید.
کانون ایران قلم نسبت به ماجراجویی خشونت طلبانه مجاهدین هشدار می دهد
بر اساس اخبار شاهدین عینی از عراق و مقابل درب قلعه اشرف، فرقه مجاهدین خلق قصد دارد تا بیش از گذشته خشونت را چاشنی جنگ روانی با خانواده های متحصن در مقابل قلعه اشرف و دولت عراق کند. کانون ایران قلم هشدار می دهد که مسعود رجوی برای خروج از بن بستی که خانواده های قهرمان و دلیر اسیران قلعه اشرف با مظلومیت خود برپا کرده اند، راه را برای نجات خود و خروج از این بن بست بکارگیری خشونت و حتی درست کردن فشنگ با قطعه قطعه کردن میل گرد دانسته است.
سرتیپ الشمری: یکی دیگر از گروگانهای رجوی از کمپ اشرف فرار کرد
یکی مسئول امنیتی عراقی از تسلیم شدن یکی دیگر ازعناصر گروه تروریستی مجاهدین به نیروهای عراقی خبر داد و تاکید کرد که این فرد از شکنجه های مسئولان اردوگاه اشرف، گریخته است. وی افزود: اطلاعات امنیتی دقیق و موثقی وجود دارد که بیانگر دست داشتن عناصر گروه تروریستی مجاهدین درحمایت از گروه های مسلح به منظورمتزلزل کردن وضع امنیتی عراق است.
بازخوانی مواضع رجوی در قبال سفارت آمریکا در ایران
در مرحله اول اصرار سازمان بر قطع روابط سیاسی و افشای وابستگان سیاسی و فکری به آمریکا است. در این مرحله سازمان بیشترین توان اش را بر روی تشدید تظاهرات و مواضع ضدآمریکایی می گذارد و تا آنجا پیش می رود که نزدیکی و دوری با هر جریان و گروه سیاسی را به مواضع آن گروه در قبال آمریکا و نماد عینی این مبارزه یعنی اشغال سفارت آمریکا منوط می کند.
استراتژی بقا در شکاف رجوی، همان استراتژی چسبیدن به ریش این و آن است
از زمانی که رجوی تلاش های گسترده ای برای جلب احزاب و دولت های به اصطلاح چپ گرا و سوسیالیستی و شخصیت های چپ مطرح در عرصه بین المللی آغاز کرد. اما زمانی که رجوی پی برد حمایت این احزاب دردی از او درمان نمی کند، به جذب و جلب حمایت سیاسی دولت های اروپایی و پارلمانترها و احزاب دست راستی و بعضاً نژادپرستی مثل حزب سبزها در آلمان دل بست. اما اینها تمامی پیش درآمدی بود برای پیدا کردن راه و مسیر اصلی وابستگی و به نوعی بسته شدن به ریش کسانی که بتوانند در معامله به اصطلاح قوای جهانی نقش تعیین کننده ای داشته باشند.
مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها
آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد
چرا رجوی اصرار دارد که قلعه اشرف باقی بماند؟
در چنین شرایطی که سران فرقه در اوج درماندگی و استیصال هستند و خود را در بن بست کامل می بینند ودر حالیکه از تحصن خانواده های محترم حسابی خشمگین هستند یک مرتبه با تظاهرات مردم استان دیالی در اطراف اسارتگاه مواجه شدند که به حمایت از خانواده ها و خواستار برچیده شدن اسارتگاه و محاکمه سران فرقه برپا شد موجودیت خود را در خطر دیدند و راه چاره را در سرکوب وخفقان و سانسور دیدندهرچه
خروش اشرف یا فروش اشرف
این خروش اشرف است یا فروش اشرف که با قیمت گذاری روی بنگال و جرثقیل و…. بنا گذاشته شده است؟ پس جایگاه انسانها در فرقه رجوی کجاست؟ برای رهبری فرقه مال و اموال بیشتر ارزش دارد یا جان انسانها؟ در گذشته رهبری فرقه در پیامی گفته بود اگر دولت عراق بخواهد ما اشرف را ترک کنیم بایستی 200 میلیون دلار به ما قرامت بدهد. اگر توجه کرده باشید بعد از هر درگیری با سربازان عراقی فرقه اطلاعیه می دهد و اولین موردی که روی آن انگشت می گذارد قیمت امکانات اشرف است.
مجاهدین درگیر جنگ قدرت هستند
یکی از حضار می گوید: مشکل دراینست که مجاهدین آنچنان درگیرجنگ قدرت هستند که دیگر افسار پاره کردند وهیچ چیزازجمله مردمان کشورشان برایشان ارزشی ندارد و دقیقا ضدایرانی شدند وصرفا به قدرتهای خارجی چسبیدند تا با حمایت آنان به قدرت برسند که برای رسیدن به آن جنون گرفته اند.خواهر یکی دیگر از اسرای دربند که تحصیلات دانشگاهی دارد در ادامه می افزاید کارمجاهدین ازاین حرفها گذشته وچونکه مطلقا درایران پایگاه اجتماعی ندارند واساسا مطرح نیستند به بیگانگان چشم دوختند شاید
بست نشینی یکساله خانواده های اسیران فرقه رجوی و تاثیر آن برجمع شدن اشرف
درکنار مسئله خروج کامل نیروهای امریکایی از خاک عراق در سال 2011 باید به این نکته اشاره کرد که عامل رهایی بخش تحصن یکساله خانواده ها ی اسیران در جلوی پادگان اشرف باعث شده است تا پیچ ومهره های تشکیلات این فرقه شل و هرز شوند و به همین دلیل این احتمال وجود دارد درماه های پیش رو تعداد قابل توجهی از این اسیران ناامید وبی آینده بتوانند از بند وبست وقفل و زنجیر اسارت و بردگی خود را رها ساخته وبه آغوش گرم خانواده ها پناه برند.
شکست توطئه رجوی برای پایان دادن به تحصن خانواده ها
انتشار کتاب از جانب پدر خوانده این فرقه بر علیه خانواده ها تا دادن اطلاعیه های دروغین از جانب شورای دست ساز رجوی و نامه نگاری برای مقامات امریکایی و اروپایی و همچنین گرفتن مصاحبه از اسیران اشرف بر ضد خانواده ها و… نتوانسته رجوی را از گوشه رینگی که خانواده ها قرارش دادند نجات بدهد و علاوه بر ان حضور خانواده ها در جلو درب اسارتگاه فرقه باعث شده نور امیدی برای فرار از جهنم رجوی در دل اسیران اشرف باشد که با وجوداین خانواده ها شاهد فرار اسیران فرقه و پیوستن شان به خانواده ها بودیم
مصاحبه محمد حسین سبحانی با مهدی خوشحال – قسمت دوم
در رابطه با دولت عراق باید ببینید، همانطور که سازمان مجاهدین منافع اش ایجاب می کنه که در این نقطه قرار بگیره، در این نقطه ای که الآن است، اشرف مقدس و تاریخی و قرارگاه نمیدونم آزادی و غیره، داره با تمام توش و توان از این نقطه حراست میکنه، باید ببینیم که عراق هم منافعی داره، منافع داخلی و خارجی اش در اینه که سازمان مجاهدین در آنجا نباشه. به دلیل اینکه سازمان مجاهدین با دولت صدام حسین همکاری میکرده و از نظر این دولت، باید محاکمه بشه و مورد پیگرد قانونی قرار بگیره.