اضمحلال فرقه رجوی

بست نشینی یکساله خانواده های اسیران فرقه رجوی و تاثیر آن برجمع شدن اشرف

وقتی گرگ پیر وبی دندان در نهانگاه خود زوزه مرگ می کشد بست نشینی خانواده های ایرانی وعراقی درجلوی اسارتگاه بردگی اشرف به پایان موفقیت آمیز یک ساله خود نزدیک می شود _ باید بر اراده استوار این خانواده های مقاوم و پابرجا درود فرستاد واز آنها سپاسگزاری فراوان نمود که این چنین شجاعانه آب درخوابگاه مورچگان ریخته اند.
طی این مدت 8 نفر از اسیران توانسته اند علیرغم موانع و سدهای ترک خورده تشکیلاتی و مراقبت های سرکوبگرایانه چماقداران فرقه رجوی از آن قلعه متروک و ناامن بگریزند وخود را به آغوش گرم خانواده ها برسانند _ چنین رخدادهای سازنده این تنها به همت وجرات و توانایی مادران و پدران مصمم ممکن گردیده وطبعا باعث ترک خوردن های فراوان این تشکیلات مخرب فرقه ای گردیده است _ قلعه بردگی اشرف درحال فروریزی است وچنین است که سرجوخه مسعود تکریتی (برادروهمخون صدام معدوم) این چنین شوریده وپریشان دوباره لباس سرجوخه گی اهدایی صدام رابه تن کرده وبه اسیران وبردگان ذهنی دستور تهاجم به خانواده ها را صادر کرده است… یک سال است خواب برچشم این گرگ پیر وبی دندان نیامده است واین سرجوخه بزدل فراری هرلحظه وهر آن منتظر است تا بردگان علیه برده داران بشورند و اسارتگاه اشرف برسر چاکران ونوکران بجامانده اش آوارشود. اوج ارتقای ایدئولوژیک همین است! از دریوزگی ومزدوری برای صدام تا کاسه لیسی برای مشتی مسئول سابق وبازنشسته دستگاه جنگ طلب حاکمیت درامریکا و تعدادی لابی های دولت اسرائیل در پارلمان های اروپا _ تبلیغ وجیغ وداد وآه وناله والتماس که: به کی به کی قسم که ما تروریست نیستیم! ما از سال 2001 پس از برپایی جشن انفجار برج های دوقلوی نیویورک دراشرف دیگر دست از پا خطا نکرده ایم! _ ما درسال 2003 هرچه شورت وعرق گیر وپارچه سفید داشتیم برای تسلیم برسر کشیدیم _ ما 2000 تانک وتوپ ونفربر و هزاران اسلحه فردی مان را دو دستی و از سراخلاص وعاجزانه تحویل شما دادیم _ ما عاجز ودرمانده و بدبختیم به ما کمک کنید _ اگرچه پیر ودرمانده وبیماریم ولی هنوز می توانیم همچنان جاسوس وخبرچین باشیم و…… ولی گوش کسی به این دروغ ها بدهکار نیست _ چراکه همگان می دانند گرگ _ گرگ است وخوی وخصلت درندگی دراو کاهش نمی یابد وازبین نمی رود حتی اگر به سن اسیران اشرف وسرکرده فراری شان پیر ودرمانده وفرتوت بی دندان ودرحال مرگ باشد….. براستی چرا این سرجوخه بیسواد و شیاد و خونخوار این چنین پریشانحال ودرمانده از نهانگاه خود برای خانواده های آزادیبخش بست نشین زوزه می کشد وتهدید وتوهین می نماید؟ برای پاسخ کافی است که به شرایط پیش روی سران این فرقه درحال حاضر توجه کنیم.. 1- آقای دکتر نوری المالکی مجددا به نخست وزیری قانونی دولت عراق برگزیده شده است _ واین اولین تیر خلاصی است برشقیقه این فرقه تروریستی درحال احتضار بود _ چراکه دستگاه تبلیغی دروغزن این فرقه به همراه پس مانده های حزب بعث و تروریست های القائده مدت شش سالست از هیچ تلاشی برای ضربه زدن به این دولت منتخب فروگذار نکرده اند _ کافی است به موضع گیری های سران این فرقه طی شش سال گذشته علیه دولت منتخب آقای نوری مالکی نگاهی دوباره بیاندازیم… از فحش وتوهین وناسزا تا آماده سازی وآموزش کودکان بی سرپرست عراقی برای بمب گذاریهای انتحاری _ از خریدن برخی از نمایندگان طرفدار رژیم واژگون شده صدام درسیستم حکومتی عراق تا تطمیع تعدادی نشریه وساختن انجمن های قلابی غیر دولتی…… ولی آخرین خبرها از عراق که باعث بالارفتن فشارخون سرجوخه فراری شده چنین است _ آقای هوشیار زیباری گفت: قانون اساسی عراق اجازه فعالیت به تروریست ها از جمله مجاهدین را نمی دهد (پنجم ژانویه 2011) _ مسئول پرونده جمع آوری اشرف درنخست وزیری عراق گفت: پرونده مجاهدین کامل شده است و تا آخر سال 2011 این سازمان از عراق اخراج خواهد شد (هشتم ژانویه 2011) انتخاب شدن آقای مالکی و فعال ترشدن " کمیته جمع آوری اشرف " در نخست وزیری تب سران این فرقه را تا درجه مرگ بالا برد _ چراکه دریافتند تا جمع شدن این اسارتگاه تروریستی چندان زمانی باقی نمانده است _ وچنین است که سرجوخه فراری درعین یاس وناامیدی نوک حمله خود را به ناچاری از نشانه رفتن به سوی دولت عراق به طرف خانواده متحصن اسیران اشرف نشانه گرفته است.. 2- تحصن وبست نشینی حدود یک ساله خانواده ها در جلوی پادگان بردگی اشرف مراجعه خانواده اسیران فرقه رجوی برای دیدار عزیزانشان حرکت تازه ای نیست _ مصطفی محمدی (پدراسیرسمیه محمدی) اولین کسی بود که سه سال پیش برای نجات دخترش بارها به عراق رفت و حتی موفق شد حکم جلب و بازداشت سه نفراز اعضای فرقه درعراق (عباس داوری _ مژگان پارسایی وصدیقه حسینی) را از دادگاهی دراستان دیالی بگیرد ولی درسال 82 نیز اعضای خانواده اسیران رجوی بایک اتوبوس از ایران به عراق رفتند تا شاید موفق به دیدار فرزندان اسیرشان گردند (که البته موفق نشدند) _ ولی از سال گذشته گروهی از خانواده ها پس از مراجعه وعدم موفقیت دردیدار افراد اسیر خود مصمم شدند به تحصن خود تارسیدن به درخواست هایشان همچنان تحصن وبست نشینی رادرآن شرایط سخت وناامن ودشوار عراق ادامه دهند _ سران فرقه رجوی که درابتدا این تحصن را موقتی فرض می کردند سعی نمودند تا از کنار آن به سادگی بگذرند وتنها چند نفر ازاسیران را با نمایش تلویزیونی مجبور کنند که بگویند: اینها خانواده مانیستند ومامور ان رژیم هستند! ولی این توهم پراکنی های فرقه رجوی نه تنها هیچ سودی برای این درماندگان نداشت بلکه تداوم بست نشینی باعث شد تا صدای خانواده ها درفضای خفقان این اردوگاه تروریستی به گوش اسیران رسیده وتاثیر مثبت بگذارد _ فرار چند نفراز اسیران حاصل این تلاش مستمر وسازنده خانواده ها بود. سران فرفه رجوی که که کم کم کنترل سرکوبگرایانه براسیران را از دست می دادند تصمیم گرفتند با تلاشی مقابله جویانه بلندگوهایی غول پیکر را بکارگیرند تا شاید بتوانند مانع رسیدن پیام خانواده ها به اسیران گردند _ ولی اینگونه کوشش ها هم بدون نتیجه ماند _ تداوم مقتدرانه خانواده ها باعث شد تا این تحصن به افکار عمومی عراق کشیده گردد ودررسانه های مستقل عراق بطور وسیع منعکس گردد. گردهمایی مردم عراق و مسئولین رسانه درپشتیبانی از خانواده های متحصن درتاریخ های یازدهم سپتامبر2010 فرقه رجوی را به کلافگی وسردرگمی بسیار کشانید بگونه ای که سرکرده فراری این فرقه که به نهایت عجز ودرماندگی رسیده بود برای جلوگیری از تاثیر حضورخانواده ها ی متحصن به میدان آمد و تهدید کرد که " از این پس گروهی از اسیران سرسپرده را به مقابله با خانواده ها خواهد فرستاد! " هنوز مدتی ازاین تهدیدات توخالی نگذشته بود که " کمیته پشتیبانی از خواست خانواده های متحصن درعراق" که یک کمیته غیردولتی باهدف دفاع از خواست خانواده ها بوجود آمده است گردهمایی بزرگی را درتاریخ هفتم ژانویه 2011 درجلوی پادگان اشرف سازماندهی نمود _ دراین تاریخ صدها عراقی به همراه ده ها تن از خانواده اسیران فرقه رجوی درجلوی پادگان اشرف گرد هم آمدند تا ضمن پشتیبانی از خواست خانواده ها خواهان جمع شدن هر چه سریعتر این قلعه تروریستی بجامانده از دوران صدام شدند _ تجمع این تعداد توجه از مردم عراق سرکردگان بزدل وفراری فرقه رجوی رابه ترس ووحشت انداخت بگونه ای که تعدادی از همان سرسپردگان گروه طبق دستور سرکرده فرقه به پشت سیم های خاردار آمدند وبطرف تجمع عراقی ها وایرانی ها سنگ وخاک پرتاب نمودند ودرمقابل تعدادی از جوانان عراقی هم به این عمل زشت واکنش نشان داده به تلافی روی آوردند که درنتیجه بنابرگزارش منابع عراقی دراین درگیری ها 12 نفر از جمله دکتر نافع عیسی مسئول کمیته پشتیبانی از خواست خانواده های اسیران اشرف زخمی شدند _ دستگاه تبلیغی دروغزن فرقه رجوی دراوج کلافگی وپریشان گویی چنین رخدادی را به گونه بی شرمانه " حمله نیروهای عراقی به اشرف " دررسانه های رسمی وپوششی خود منعکس نمود! _ البته چنین دروغی هیح انسان عاقلی وباشعوری را فریب نداد زیرا هیچ یک از خبرگزاری های بیطرف وموثق چنین خبری را تائید نکردند….. دستگاه رجوی که درانتشار این خبر دروغ شکست خورده بود شروع به فحاشی به رسانه های مستقل وموثق نمود وبگونه ای عاجزانه از رسانه ها گلایه کرد که چرا هیچ یک به این خبردروغ واکنش نشان نداده واز کنار آن گذشتند! _ لازم به یاد آوری است که رسانه هایی چون بی بی سی _ صدای امریکا _ دویچ وله _ رادیو زمانه وسایت پیک ایران _ سایت گویا ودیگر رسانه های مستقل و موثق به دلیل دروغ بودن از کنار آن گذشتند وتنها رادیو فردا این خبر را از جانب مجاهدن! به دور از هرگونه تحلیل وتفسیری منتشر نمود……..! پس از پایان این ماجرا سرجوخه فراری مسعود تکریتی از پناهگاه خود دراردن طی پیام نوشته ای از اسیران سرسپرده تشکر کرده که به " پاتک عراقی ها " جواب دندان شکن دادند! _ چنین موضع گیری خودبخوبی نشان می دهد که حمله کننده اولیه خود این اسیران تحریک شده بوده اند…….. سال 2011 سالی خوش برای آزادی اسیران دفن شده فرقه رجوی درعراق……… همانگونه که همه علائم و شواهد نشان می دهند سال پیش رو بدون تردید سال تعیین تکلیف اردوگاه تروریستی عراق خواهد بود _ سرکرده خائن وفراری فرقه نیز از این امر خود به درستی آگاه است و به همین دلیل درخواب های پنبه دانه ای وتوهمات وتخیلات رذیلانه خود برای این تحول شرط وشروط قائل شده است که خنده دار ترین این شرط ها دریافت دویست میلیون دلار باج میباشد! چنین درخواست های ابلهانه ای را البته این فرد متوهم زمانی ارائه نمود که نیروهای امریکایی همچنان سرپرستی و قیومیت این اسیران درعراق رابعهده داشتند ومخاطب این باج خواهی ها درواقع دولت امریکا بوده است _ اینکه آیا دولت امریکا حاضر است که این میزان باج را به این گروه تروریستی پرداخت نماید جای تردید وجود دارد ولی آنچه مسلم است اینست که آنچه این فرد متوهم بعنوان دارایی های! این گروه از آن نام می برد ثروت سرقت شده مردم عراق است که صدام حسین معدوم با دست ودلبازی درمقابل مزدوری از کیسه مردم عراق به آنها پرداخت کرده است _ شاید امریکا مجبور شود دستمزد جاسوسی ها وخبرچینی های این گروه تروریستی را طی سالهای 2003/2008 را پرداخت کند! _ ولی آنچه مسلم است اینست که این مسئله هیچ ارتباطی به دولت عراق ندارد وموضوع تخلیه این قرارگاه وتحویل آن به صاحبان اصلی این زمین ها موضوع دیگری است _ واقعیت اینست که این قطعه از خاک عراق بیش از دودهه است که توسط این گروه تروریستی به تصرف عدوانی درآمده وباید به صاحبان اصلی آن بازگردانده شود. عوامل تسریع کننده در تعیین تکلیف نهایی کدام هستند؟ درکنار مسئله خروج کامل نیروهای امریکایی (پشتیبانان مرعی ونامرعی این گروه) از خاک عراق درسال 2011 باید به دو عنصر تعیین کننده و روان ساز دراین تحول اشاره نمود _ اول اینکه عامل رهایی بخش تحصن یکساله خانواده ها ی اسیران درجلوی پادگان اشرف باعث شده است تا پیچ ومهره های تشکیلات این فرقه شل و هرز شوند و به همین دلیل این احتمال وجود دارد درماه های پیش رو تعداد قابل توجهی از این اسیران ناامید وبی آینده بتوانند از بند وبست وقفل و زنجیر اسارت و بردگی خود را رها ساخته وبه آغوش گرم خانواده ها پناه برند. ومسئله مهم بعدی اینست که پایداری ومقاومت یک ساله خانواده ها باعث شده است که مسئله توسط رسانه های عراقی به آگاهی عمومی مردم عراق برسد وچنین تحولی خود به حساسیت مردم عراق دامن زده و باعث باز شدن پرونده کشتارهای سال 1991 توسط این گروه تروریستی درمقام بخشی از ارتش سرکوبگرصدام گردد. تجمع هزاران عراقی درتاریخ هفتم ژانویه 2011 درجلوی پادگان اشرف ودرخواست آنها از دولت عراق جهت تسریع درامر جمع نمودن این پایگاه تروریستی عامل سازنده دیگری است که می تواند باعث سرعت بخشیدن به جمع آوری این قلعه بردگی درعراق گردد. تمامی این عوامل باعث شده که سرکرده فراری این فرقه به حالت احتضار ومرگ بالینی دچار گردد _ فحش و توهین وناسزاها وتهمت های این تروریست فراری طی این یک سال علیه خانواده اسیران راباید درهمین راستا تلقی نمود. آیا این تحول بدون تردید درسال 2011 با آرامش وگفتگو و بدون بکارگیری خشونت انجام خواهد گردید؟ گرچه بکارگیری هرگونه عمل خشونت آمیز برای پایان یافتن و مختومه شدن پرونده فرقه رجوی درعراق از طرف این گروه ممکن است ولیکن انجام اعمالی چون خود زنی و خودسوزی وخودکشی هیچ نتیجه ای برای این گروه دربرنداشته ومانع جمع شدن این پادگان تروریستی نخواهد شد _ همانگونه که خود زنی تشکیلاتی 11 نفراز افراد این گروه درسال 2009 و درجریان استقرار پلیس و نیروهای عراقی دراین پادگان هیچ نفعی برای این گروه در برنداشت و دروغ های این فرقه مبنی برکشته شدن این افراد به دست نیروهای عراقی را هیچ کس باور نکرد _ دولت عراق هم با آگاهی رسانی به موقع خود و درخواست ازسران این فرقه جهت تحویل اجساد کشته شدگان جهت بررسی علت مرگ توسط یک هیات حقیقت یاب تمامی طرح های مظلوم نمایی ونقشه های این فرقه را برهم زد بگونه ای که سران این فرقه جهت پوشاندن طرح شکست خورده خود فورا جنازه این اسیران را مدفون نمودند. بنابراین بنظر می رسد تکرار اینگونه خودزنی ها وخودکشی های تشکیلاتی برای این فرقه نتیجه عکس دربرداشته باشد چراکه فراموش نکنیم خودسوزی های تشکیلاتی طرفداران این گروه درسال 2003 پس از بازداشت مریم قجرکه منجربه کشته شدن دو زن و معلولیت چندین نفرشد بعنوان برگی منفی درپرونده این گروه تروریستی است. آیا علت زوزه کشیدن های سرجوخه مسعود تکریتی فقط به علت جمع شدن اسارتگاه اشرف است؟ جمع شدن اسارتگاه اشرف البته یک واقعیت است که سران این فرقه درنهایت مجبور به پذیرفتن آن هستند ولی آنچه از ورای این التماس ودرخواست وگریه وزاری ومرثیه خوانی ها باید بیرون کشید _ نتیجه وپیامدهای چنین تحولی است _وآن چیزی نیست جز تحت پیگرد قرارگرفتن سران موجود درصحنه وفراری این فرقه تروریستی است _ وحشت اینها به این دلیل است که دستگیری ومحاکمه سران ترور وجاسوسی موجود درصحنه راه رابرای تحت تعقیب قرارگرفتن مهره های اصلی هموار نماید _ این تنها علت مهم نگرانی آنهاست وگرنه آزادی سه هزارواندی آدم سالخورده و بیمار ومصدوم ومعلول ذهنی وفریب خورده هیچ گونه ضربه و زیانی را متوجه این فرقه منفور تروریستی از هم پاشیده نخواهد کرد. سرکرده این فرقه به تصورواهی خود فکرمی کرد می تواند با گروگان گیری و سو استفاده از وجود این سه هزار آدم بیمار وکهنسال راه گریزی برای فرار خود ونزدیکانش از چنگ قانون بگشاید! که چنین تصوری همانند دیگر تخیلات مالیخولیایی این فرد با واقعیت های عینی هیچ گونه سازگاری نداشته وبنابرشواهد موجود محکوم به شکست بوده است. بهرروی باید از خانواده های مقاوم وهمچنین فعالان حقوق بشر درعراق ودولت آقای نوری المالکی سپاسگزاری نمود که عزم خود را جزم کرده اند تا حداکثر تاپایان سال جاری این پادگان تروریستی رابرچیده واعضای بدنه وگرفتار آن را آزاد نموده وبه آغوش خانواده ها باز گردانند…… سران فرقه تروریستی رجوی از جمله مسعود تکریتی هیچ راهی جز تسلیم نهایی وقبول شکست ندارند وبه همین دلیل بجاست تا یک بار دیگر همچنان سال 2003 پرچم تسلیم رابرافراشته _ اسیران را آزاد کرده و سرانجام خود را به رای و اراده مراجع قانونی بسپارند. سحر نزدیک ونزدیک ترشده است _ سیاهی شب روبه روشنی پگاه _ ودرب اسارتگاه باز وباز ترخواهد شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا