رجوی به دنبال سر نخ گم شده در کشورهای دیگر
بعد از ناکامی، رجوی دنبال سرنخ در کشور عراق، فرانسه و آمریکا است که بتواند بادکنک آهنی خود را چند صباحی درعراق نگه دارد تا از آن تشکیلات بر بقای سیاسی خود بیفزاید ولی نمی داند که سر نخ اصلی را درسال 60 بعد از شروع مبارزه مسلحانه از دست داده آن سرنخ مردم ایران بود سرنخ های بعدی ممکن چند صباحی نگه دارد ولی چون محکم نیست به ته چاه می اندازد هرکاری کنی مثل تغییر ایدئولوژی، مزدوری و وطن فرشی فقط مسیر طی شده را برای سقط آسان می کنند.
توطئه، توهم توطئه یا راه حل استراتژیکی برای رجوی
واقعیت این است که توسل رجوی به این راه حل هم ریشه در خودبزرگ بینی متوهمانه و هم در احساس حقارت و خودکم بینی و هم واقعیت گریزی دارد. اما سوای اینها می توان تاکید کرد این رویکرد در پروسه گذر از آن دلایل مورد اشاره، به یک خط مشی کاملا استراتژیکی شده است. به یک راه حل فرافکنانه که به جای زحمت کشیدن برای جستجوی شکست ها و عقب ماندگی های ایدئولوژیکی، سیاسی و استراتژیکی، و حقیقت به مفهوم راه گشایانه، سر راست می رود سراغ یک دشمن خیالی و با آسمان و ریسمان کردن همه دنیا را با او پیوند می دهد
فراخوان رجوی یا فریب دوباره افکار عمومی
رجوی برای اینکه از قافله عقب نماند سعی کرده با شعار دادن و دادن خط و خطوط برای مردم ایران خودش را در صحنه نگه دارد ولی باید گفت رجوی مانند آن کسی است که او را به ده راه نمی دهند و او سراغ خانه کد خدا را می گیرد. مردم ایران به خوبی به چهره کثیف رجوی و فرقه اش پی بردند و میدانند که رجوی بعد از خیانت در جنگ عراق علیه ایران و ترور افراد بی گناه و غلطیدن به دامن امپریالیسم دیگر در ایران جایی ندارد
پیام ۳۰ دی بازتاب حقارت درونی رجوی
ایشان مثل همیشه خودشان را به خواب خرگوشی زده و نمی خواهند بپذیرند که نه تنها این نسل ایشان را بجا نمی آورند که اساسا مسئله و دغدغه ذهنی شان نه رجوی و نه سازمان مجاهدین است. اشاره کردم این پیام در عین دیرهنگام اما کاملا برای اهلش قابل پیش بینی بود. چون فقط اهلش می دانند که رجوی در طول چند ماه گذشته چقدر و از کجاها بسیار سوزیده شده و چقدر حقارت و گوشه و کنایه و نیش و… تحمل کرده است.
تشکیل سازمان تروریستی با ائتلاف مجاهدین و ریگی
در ادامه حمایتهای گروه تروریستی مجاهدین از عبدالمالک ریگی و تشکیلات تروریستی زیر مجموعه وی که تحت عنوان جنبش مقاومت ملی فعالیت میکنند اخیرا جلساتی با حضور تعدادی از سرکردگان گروه مجاهدین و شخص عبدالمالک ریگی در شهرهای کراچی و اسلامآباد پاکستان به منظور حمایت و همکاریهای مشترک برگزار گریده است. در این جلسات توافق شده است گروهی جدید به نام سازمان نیروهای مسلح مجاهدین ایران با همکاری عناصر ریگی و گروه مجاهدین تشکیل شود.
بذله گوئی های فرقه رجوی
علیرغم مواضع انسانی دولتمردان عراقی مسئولین فرقه رجوی که خود را تافته جدا بافته از تمامی معیارها میدانند به هیچکدام از قوانین کشورعراق و همچنین قوانین بین المللی پایبند نبوده و نیستند و هشدارها و مهلتهای مکرر دولت عراق در مورد تخلیه پادگان عراق جدید را نادیده گرفته و بر ادامه اشغال این قسمت از خاک عراق اصرار میورزند.
قرارگاه اشرف، بر باد رفته
قرارگاه اشرف می تواند به هر چیزی که دردی از رنج و محرومیت و فقر مردم استان دیالی را برطرف و تعدیل کند تبدیل بشود. حتی می تواند تبدیل به سرپناه هزاران آواره و بی خانمان عراقی بشود…!! اما هر چه بشود، و با آن هر چه بکنند، اشرف نماد و تداعی کننده چند نسل قربانی شده است. گورستان آرمان ها و آمال ها و آرزوهای چال شده چند نسل تشنه آزادی و عدالت که سراب اشرف فریب شان داد و در خود کشاند.
قرارگاه رجوی برای خودزنی و تهاجم نهایی آماده می شود
آنچه در پی آمد اظهارات آخرین عضو متواری از قرارگاه اشرف در خصوص اقدامات به اصطلاح تدافعی ساکنین اشرف در مقابل نیروهایی است که مسئولیت مستقیم آنها تخلیه قرارگاه اشرف و انتقال ساکنین آن به بغداد یا هر نقطه فرضی دیگر است. اظهارات علیرضا فتاحیان عضو جداشده و متواری از اشرف بیش از همیشه باعث خشم و غضب مجاهدین گردید، از این رو که توضیحات و افشاگری های او در این شرایط و در وضعیتی که تمرکز عمده رجوی و حامیان او بر جلب ترحم افکار عمومی و همچنین مظلوم نمایی متمرکز است، می تواند بخشی از ابعاد آن فاجعه مورد تاکید رجوی را بر ملا کند.
پیام ۳۰ دی رجوی دیکتاتور: هر نوع سوال ممنوع
رجوی میخواهد مدعی شود که در ایران نیروهای زیادی دارد که با سازمان در ارتباط هستند. ترفندی که سال ها برای فریب نیروها در اشرف و امیدوار نگه داشتن آنها و بزرگ جلوه دادن سازمان استفاده می کرد، یکی دیگر از ویژگی های کم نظیر رجوی این است که هیچگاه انتقادی را نسبت به خود وارد نمی بیند و از کسی نمی پذیرد و هر کس به او انتقادی داشته باشد و یا به نقد او بپردازد بلافاصله مزدور ایران و دشمن خلق خواهد شد.
حکایت بی خانمانی رجوی و جستجوی خانه کدخدا
بعد از سقوط صدام رجوی سیاست بقا در شکاف را به خاک عراق کشاند و با ایجاد روابط پنهان و آشکار با عوامل حزب بعث و از سوی دیگر با ایجاد درگیری های لفظی و بعضا هتاکانه با مقامات عراقی به حامیان بعثی خود بیشتر و بیشتر نزدیک و اطمینان خاطر داد که می توانند بر روی حمایت های سیاسی و همچنین قابلیت های تروریستی و فضاسازی رسانه ای و شانتاژبازی آنها برای ادامه حیات به اصطلاح سیاسی در روند تحولات داخلی عراق حساب ویژه باز کنند
حامی مجاهدین (صالح المطلک) سر مجاهدین را هم کلاه گذاشت
یک نویسنده عراقی در یادداشت خود با نام «صالح المطلک دزد سیاست و مال» به افشای گوشه ای از کلاه برداری های نماینده فعلی پارلمان عراق و نامزد رد صلاحیت شده دور جدید انتخابات عراق پرداخت. این نویسنده عراقی اعلام کرد: او سالی 10 میلیون دلار از مجاهدین دریافت می کند تا برخی احتیاجات و نیازهای آنها از جمله تامین مواد غذایی آنها را برعهده بگیرد اما با گذشت 7 سال و دریافت 70 میلیون دلار از مجاهدین، بسیاری از تعهدات خود را به سرانجام نرسانده است.
آیا می شود خلقی را تا به ابد اسیر مجاهدین نگه داشت
اکنون رجوی سعی دارد با عوام فریبی باز هم تعدادی دیگر از نیروهای خود را به کشتن دهد و فکر می کند که با کشتن آنها صبح پیروزی او نزدیک تر خواهد شد. او اکنون با آویختن به غرب و درخواست از آنان برای حمله به ایران و تحریم همه جانبه سعی می کند که روی این خیانت سرپوش بگذارد. وقتی نگاه کوتاهی به زندگی سراسر خفت بار رجوی در این سالیان می کنیم همه چیز دیده می شود الا عشق به ملت و مردم ایران و احساس دوستی نسبت به هم نوع خود.