فحاشی بجای طرح حرف حساب، کاری که محمد نیشابوری کرده است!
آقای نیشابوری عزیز! چرا درمقابل این اظهار نظر آقای جعفر زاده موضعگیری نکرده واین فحاشی ها را برعلیه او انجام ندادید؟! اوکه با ارائه این تحلیل جدید، دست رد بر سینه ی همه ی شما زده ورجوی را به خاک سیاه نشانده است؟! شما چگونه ازراه دور شعار” ما زن و مرد جنگیم بجنگ تا بجنگیم در هر کوی و برزنی، شهر و دیاری” شنیدید وما درداخل اثری ازآن ندیدیم؟! مطمئنید که مغز پریشانتان برگوش میانی تان اثر نکرده تا مثلا صدای وز وز هرمگسی را اینطور تعبیر میکنید؟!
وقتی زندانی سیاسی کشور، صالح کهندل باشد!
ظاهرا منظورتان آن دسته ازخارج نشینانی هستند که درصدای آمریکا حاضر میشدند وازطیف سلطنت طلبان تا شما، اصلاح طلبان زرد، چپ های بریده و… دراین بین حضور داشتند وچرا نمیتوانید توضیح دهید که رسانه های خارجی یاد شده با حضور افراد آنچنانی درخدمت رژیم بوده که اینک نیست؟!
آقای ارژنگ داودی! کشورهای غیراستبدادی کدامند!
چرا توافق لوزان که بموجب آن ایران دربرابر قطع دشمنی های قدرت های سلطه گر وگرفتن بهانه ازآنها که برمردم ایران بیش ازاین ستم نکنند، متعهد شده که به آن نوع فعالیت های هسته ای که همسایگان را ممکن است نگران کند و ایران هراسی را که محصول تبلیغات سالیان سلطه گران بود، سروسامانی مثبت تردهد وثابت کند که اهدافی غیر ازادعاهای دشمنان داخلی وخارجی خود داشته، مایه ی ننگ است؟!
این حرفها را هم که نزنید، دق میکنید! – قسمت دوم
پس اینهمه کنفرانس ومیتینگ ها که بدون حضورنمایندگان معتبر وباصلاحیت ارگان های بین المللی، عمدتا نمایندگان پیروپاتال دولت های سلطه گر جهانی حضور دارند و سازمان هایی مانند صلیب سرخ جهانی اینهمه مغضوب، درنفی دستورات مسعود خان بوده است که ما نمیدانسته ایم؟! سیاوش جان! مردم باندازه ای که فکر میکنیدبی شعور نیستند وشاید براین مسئله خودتان هم واقفید و بنابراین تنها برای مصرف داخلی و فریب دادن مکرر اسرای لیبرتی اینگونه حرف میزنید! نکن اینها را هموطن!
قرار نیست که ما برای همیشه با شعار” مرک بر آمریکا” زندگی کنیم!
ما بدون اینکه ازصحت وسقم این خبر توسط کشورها ویا جریانات بیطرف اطلاع پیدا کرده باشیم، میدانیم که برقراری رابطه ای که ابتدا سخت و غیرمنتظره بنظر میرسد، بین رقبا، مخالفان ودشمنان سیاسی انجام میگیرد وبراین نقطه نیز واقفیم که توافق برای نشستن پشت میز مذاکره، شکلی ازاشکال مبارزاتی است که جریانها یا کشورها باهمدیگر انجام میدهند وبازهم آگاهیم که سرنوشت بزرگترین جنگ ها واختلافات عمیق بین کشورها، سرانجام با مذاکره حل میشود، چنانکه بین آمریکا وویتنام شد وکسی رزمندگان ویتنامی را بخاطر این کار مورد نکوهش قرار نداد!
دکتر هزار خوانی، اسیر چنبره ی جبر اجتماعی و یا جبر پیره سری؟
اینکه اعضای سازمان- ودراصل شخص مسعود رجوی – کرده، تبدیل یک سازمان سیاسی نسبتا مطرح کشور به یک گروه مافیایی وهردمبیلی است ودشمنانی که دراین میان شکست خورده اند، همان مردم، قربانیان ترور وعواقب آن، اهداف پایه گذاران آن، مدافعان استقلال کشور و… بوده اند که لابدآقای هزارخوانی اینها را دشمن میداند که دراین خصوص حرجی براو نیست و او خود را عمیقا به صف” ارتجاع، وابستگی وضد خلق” ملحق کرده است!!
نگاهی به کارنامه سراسر خیانت رجوی از سی خرداد سال شصت تا کنون
بله سازمانی که در سال شصت تعداد قابل توجهی را به تظاهرات در تهران کشانده بود اکنون حدود سه هزار و سیصد نفر نیروی سالخورده و بیمار دارد که در کمپ لیبرتی عراق گرفتار هستند و منتظر انتقال به کشورهای امن ثالث هستند و سازمان اکنون برای برگزاری مراسم همان سی خرداد سال شصت که آن همه خطر کشته شدن و دستگیری داشت ؛ بقول خودش پانصد هزار نفر را به خیابانها کشانده بود قادر نیست که پانصد نفر را به این مراسم بی خطر بیاورد و مجبور هست که از چند ماه قبل با خرجهای کلان و با وعده و وعید های دروغین عدهای از افغانی ها و دانشجویان بلوک شرق و آفریقایی ها را به این مراسم رسوا و تکراری و بی رونق بکشاند. و به نظر بنده دلیل اصلی این وضعیت اسف بار سازمان مجاهدین در شرایط کنونی کارنامه سیاه و سراسر خیانت بار رجوی در این سالیان هست که در بالا به گوشه ای از از به صورت گذرا اشاره کردم.
ویلپنت خالى از ایرانى چه معنایى دارد خانم رجوى
طبق آمار و ارقام اینترنتى تقریبا ۲۰۰۰۰ ایرانی در کشور فرانسه و در کل اروپا حدود ۲۰۰۰۰۰ و در آمریکا و کانادا حدود ۴ میلیون ایرانی زندگى میکنند. سازمانى که خود را آلترناتیو و تنها آلترناتیو جمهورى اسلامى میداند و ادعاى آن را دارد در طى این ۳ دهه اخیر چند درصد از این ایرانیان خارج از وطن را توانسته جذب خود کند؟ آلترناتیو بودن باید بر اساس محبوبیت و مقبولیت در بین جوامع ایرانى باشد , واقعا اگر اینفرقه مدعى آلترناتیو بودن است پس چرا در اکسیونهایش به تعداد انگشتان دست ایرانى شرکت میکند و در مراسم بزرگ ویلپنت پاریس به جز چند صد ایرانى مابقى آفریقایى, عرب، افغانى، لهستانى, بلغارى و،،،،،،،،،،،،،،،،،، میباشند این یک تناقض آشکار در آلترناتیو بودن اینفرقه نمیباشد؟
شما هنوز هم در” دیروزهای” اصحاب کهف زندگی میکنید!
شما درتعریف سیستم حکومتی ایران آنرا با واژه ی من درآوردی و غیر علمی” آخوندی” توصیف کرده اید که هیچکس نمی پذیرد وبنابراین این چرند گویی یقه ی شما را ازسئوال مطرح شده رها نخواهد کرد!وما بازهم سئوال خواهیم کرد که ازنظر علمی وعملی، سیستم حکوکتی ایران چیست!!
تلاش زیاد فرقه ی رجوی برای نفی پوشاندن فراموش شدنش درتبریز!
مسائل بازی بین تراکتور سازی تبریز و نفت تهران پیش آمد که این حوادث دردناک حاصل عدم درایت بعضی از دست اندرکاران مربوطه در فوتبال کشور بود، هرکسی دروسع خود کوشید که ازاین حادثه ی ناخوشآیند درتبلیغات برعلیه حکومت سوء استفاده کند که فرقه ی رجوی بعنوان نخود هرآش از پیشروان این جنجال آفرینی بود! دست بقلم های این باند منفور ابدا توجه نکردند که تیم پرطرفدار تراکتورسازی تبریز، وابسته به کارخانه ی تراکتور سازی و سپاه پاسداران است و خیل تماشاگران این تیم بدون توجه باین مسائل، تیم 50 ساله ی خود را دوست دارند، همانطور که در دوران طاغوت هم این تیم، محبوب ترین تیم آذربایجان بود!
کفگیر رجوی به ته دیگ خورده و حسن خانی بریده هم یک نویسنده مجاهد ازآب درآمده!
حسن خانی بارها وبارها با خودش خلوت میکرد و درگوشه ای ازحاشیه مقربه فکرفرومیرفت ووقتی ازمشکلاتش جویا میشدم میگفت” فکرخانه وخانواده خیلی آزارم میدهد. پدرومادرم روستایی هستند وخدا را خوش نمی آید که ازمن بیخبرباشند. میتونی جورکنی بتونم یک تماس با خانواده ام بگیرم ودستکم خبرسلامتی ام را به آنان بدهم وبدانند حداقل من زنده ام ویک روزی اگرشرایط ممکن ومیسرشد بتونم فرارکنم ونزد آنان برگردم.” که البته این امرهیچگاه برایش مقدورومیسرنشد.
وقت نوشتن که شد،آقای ستارنژاد چهره خوبی ازخودش ارائه نداد!
مگر مسعود چه آرمانی دارد که ازهمه چیزت بگذری؟ شما اگر فرد آزادی باشید، صاحب مال وجان خود بوده ومیتوانید آنرا مصرف کرده وازدست بدهید ولی درمقابل این ازدست دادن چیزی را هم بدست آورید تا جانتان را مفت نفروشید! اگر فروختن جان برای مردم است با تشخیص مسعود رجوی، این کاررا حتما نکنید!