مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟- قسمت دوم
نیروها بایستی در برابر رهبری سازمان و تشکیلات درونی مجاهدین در نقطه اوج صداقت، فداکاری، پایبندی به اصول و وفاداری باشند. بطوریکه بایستی جزیی ترین و خصوصی ترین نکات یا مواردی که فقط به ذهنشان زده است را و هیچ نمود بیرونی هم نداشته به رهبری یا نماینده مورد اعتماد وی بازگو کنند. تا رهبری از مختصات ایدئولوژیکی هر فرد در لحظه مطلع باشد. مثلا بیاد دارم در نشستی یکی از بچه ها خوابی که شب قبل دیده بود را بیان کرد و مسئول نشست تا دقایقی با او برخورد میکرد و میگفت: تو که از این مدل خوابها میبینی حتما در طی روز باین چیزها فکر میکنی
میخ دیگر بر تابوت فرقه در اشرف
رجوی های جنایتکار آب پاکی را بر روی دست همه ریخته و نشان دادند که قصدی جز به کشتن دادن تمام اسیران را نداشته و ندارند تا با این روش جنایتکارانه مانع از افشای کامل آنچه در اشرف انجام داده اند شده و از در هم شکستن تندیس نکبت باری که از خود ساختند جلوگیری کنند.
دستگیری مریم قجر و خودسوزی اعضا به دستور مسئولین فرقه
به بچه ها که هنوز از شوک بازگشت به اشرف و خلع سلاح در نیامده بودند ضربه بعدی وارد شد و آن هم دستگیری مریم و لو رفتن وی و اینکه او به فرانسه گریخته بود، و همه می گفتند که مریم قرار بود جلودار ارتش در امر سرنگونی باشد او حالا در فرانسه چکار می کند. وی ما را در زیر بمباران رها کرده و اکنون در فرانسه جا خوش کرده است. اکنون دلمان را به چی خوش کنیم و رهبران سازمان ابتدا به فکر جان خودشان می باشند. و اگر او را به ایران استرداد کنند ما باید چکار کنیم.
تهدید جدید مریم رجوی به قتل عام باقیمانده گروگانهای مجاهدین در اشرف
قابل توجه است که رجوی همزمان با این تهدید آشکار، مشخصا از بیان صریح اینکه چه کسی این قتل عام را عملی خواهد کرد خودداری کرده است. اگر به درگیری های هشتم آوریل گذشته مراجعه کنیم می بینیم که ارتش عراق در این روز با قرار قبلی برای تحویل گیری بخشی از قسمت شمالی کمپ و پس دادن آن به صاحبان کشاورزش بر اساس حکم صادره از دادگاه مراجعه کرده بود ولی نیروهای ویژه مجاهدین خلق (فرقه رجوی) با آمادگی و نقشه قبلی با خشونت تمام در مقابل این نیروی نظامی به مقابله پرداختند.
مجاهدین سازمانی انقلابی یا فرقه ای؟ – قسمت اول
در لغت فرقه بمعنی گروه یا سازمانیست که افراد آن برای رسیدن به اهدافی که رهبر مشخص میکند دست به کارهای خاص و تا حدود زیادی غیرعادی و البته خطرناک برای جامعه میزنند و همین مسئله آنان را از گروهای سیاسی و اجتماعی دیگر متمایز و حساب آنان را جدا میسازد. فرقه ها اساسا توسط شخصی که خود را رهبر معرفی کرده است هدایت میشوند که آن شخص قدرت برتر و بلا منازع میباشد که همه افراد بایستی نسبت به او سرسپردگی مطلق داشته باشند. که دقیقا این مثال مسعود رجوی در سازمان مجاهدین است.
فرار از پادگان فرقه ای اشرف را چگونه تبیین می کنید؟
از تمامی کسانی که معتقدند”درهای ورودی سازمان بسته ولی درهای خروجی آن باز هستند و افراد به میل و اراده خود در اشرف مانده اند” باید پرسید که پس مقوله فرار از پادگان اشرف را با این همه مشکلات چگونه تبیین میکنید و چه لزومی دارد که افراد از اشرف فرار کنند؟ فرقه مخرب و کنترل ذهن رجوی بارها علنا اعلام نموده که فرار از سازمان بالاترین خطائی است که یک فرد میتواند مرتکب شود که مجازات آن قطعا مرگ است.
خواهان محاکمه رجویهای مزدور هستیم – قسمت دوم
همان طوری که غالب شما به عراق رفتید و از نزدیک وضعیت قرارگاه را مشاهده نمودید، نیروهای عراقی بعد از آزاد سازی زمین های شمالی در حال حاضر در قسمت شمالی جاده اصلی (جاده 100) که در واقع از یک سوم شمالی اشرف بصورت غربی – شرقی کشیده شده است مستقر شده و خاکریز بلندی زدند و با ایجاد پست های نگهبانی در آنجا بر اوضاع کنترل دارند و ظاهرا خانواده ها نیز در آنجا بلندگوهایی نصب کردند تا بتوانند پیام هایشان از فاصله نزدیک تر به گوش افراد داخل قرارگاه برسانند.
ترسیم اوضاع به سیاق مسعود رجوی
هروقت اوضاع بر وقف مراد نبود ؛ مسعود رجوی نشست میگذاشت و با ترسیم چند تابلو و اشکال هندسی نشان میداد که اتفاقا بر خلاف آنچه که فکر میکنیم همه چیز حاکی از پیروزی است و علاوه بر این حتی اگر چنان هم باشد که فکر میکنیم بازهم پیروزی در انتهای مسیر دیده میشود و این پیچیدگی در مسیر است که مانع از دیده شدن نور در انتهای آن شده است. ما هم برای ختم به خیر شدن قائله و خلاص شدن از دیدن تکرار نشست و گزارش نویسی و بحث ؛میپذیرفتیم و میرفتیم سرکارمان.
پیام آقای رجوی برای چیست؟
ازیک طرف برای کشته شدگان اشرف اشک تمساح می ریزی و از طرف دیگر با به راه انداختن خیمه شب بازی در سیمای مجاهدین نخست وزیر و سران دولت فعلی عراق را تحریک میکنی که بیایند و به جان بیگناهانی بیفتند که اسیر فرقه سرا پا کذب تو شده اند و آنان را با زره پوش و گلوله به خاک و خون بکشند و تو و مریم هم از این جوی های خون ریخته شده لذت ببرید و از طرف دیگر برای اینکه خود و مریم را از انزوای سیاسی بیرون بیاورید و دست به دامان ارباب خودت می شوید تا کمی به تو ومریم محل بگذارند.
دیدار و گفتگوی پژوهشگر سوییسی با آخرین دسته نجات یافتگان از فرقه رجوی
به ابتکار کانون ایران قلم و با دعوت از پژوهشگر و کارشناس سوییسی آقای آنتوان گسلر نویسنده و محقق در امور تروریسم و فرقه ها، همچنین سرکار خانم بتول سلطانی و آقایان علی جهانی، مهرداد ساغرچی، روح الله تاجبخش و کریم غلامی از آخرین دسته از جدا شدگان فرقه رجوی سمینار پژوهشی در روزهای سیزدهم و چهاردهم می در شهر کلن آلمان برگزار گردید. در این جلسه همچنین فعالان حقوق بشری آقایان مهدی خوشحال، میلاد آریایی و محمد حسین سبحانی حضور داشتند.
مریم قجر: ما که می دانیم دردت چیه
در قاموس رجوی ها منفورترین کلمه که همه باید از آن بیزار باشند کلمه « خانواده » است که رجوی بارها در پیامهای خودش اعلام کرده که خانواده ما کسانی هستند که در اشرف زندگی می کنند و یا در این راه کشته شدند حال این فریبکاری نیست که خانم رجوی اهالی وال دوآز را که برای خوش گذرانی و گرفتن پول که در جشن های آنان شرکت می کنند خانواده مجاهدین اعلام می کنند؟
دیکتاتوری نه، ولی رئیس جمهور مادام العمر آری!!
بعنوان یکی از اعضای این فرقه که مزه آزادی و برابری و عدالت خانم قجر را سالیان در اشرف چشیده ام، می گویم آزادی در قاموس رجوی های دیکتاتور یعنی بی اختیاری محض فرد در تشکیلات و ابزاری در دست رهبری فرقه بودن.آیا قطع هرگونه ارتباط دو نفره – ممنوعیت قدم زدن دو نفره – آیا نداشتن امکانات ارتباطی شامل رادیو، تلویزیون، اینترنت، روزنامه آیا ممنوع بودن نوشتن تماس و نامه به خانواده آیا اجازه خروج از محوطه آسایشگاه نداشتن در طول شبانه و روز و… آزادی وعده داده شده خانم قجر است؟