آرمان شکست خورده رجوی ها
رجوی برای اثبات خیانت خود از هیچ دروغ و دجالیتی دریغ نمی کند و تلاش دارد که تمامی خیانت ها و جنایت ها و ضدیت خود از انقلاب و مردم ایران را که تا کنون مرتکب شده است را به حساب تضادهای ایدئولوژیک با رهبری آن بگذارد.علم کردن ضدیت آقای خمینی با جامعه بی طبقه توحیدی مجاهدین از قبل از انقلاب خود راهی برای گریز و فرار از شکست آرمان های فرقه ای مجاهدین است.
وقتی که در فرقه رجوی ارزشهای انسانی بخاطر مسائل شخصی از بین می رود
قطع رابطه ها امروز در فرقه طوری شده است که برای حل مشکل به خانواده هر فرد یک مارک می زند تا بتواند از این طریق اینها را نگذارد با خانواده خود ملاقات کند. چنانکه در پیام های خود فرقه رجوی از طریق شورای ملی مقاومت آمده خانواده را ماموران وزارت اطلاعات حکومت ایران معرفی کرده و می گوید: اینها خانواده این بچه ها نیستند و ماموران اطلاعات هستند , فقط می خواهم بگویم که آقای رجوی وخانم مریم هویت این خانواده نه رژیمی هستند و نه اطلاعاتی , اینها مثل شما بی مهر و محبت نیستند بلکه عاطفه پدری و مادری نسبت به فرزند در زنجیر خود دارند
مریم رجوی بازیچه غربی ها
مریم رجوی! به هر قیمتی که شده می خواهد رده قلابی ریاست جمهوری خودش را به اثبات برساند. اگر شده با مزدوری و بالا کشیدن پول مردم بی گناه عراق، خودش در بین غربی ها جا میاندازد!!! و از طرفی هم ژست سیاسی می گیرد که با شخصیتهای ارشد پارلمان اروپا ملاقات کردم!!! اگر دست سازمان باز بود در سایت خبری درج می کرد که تمام شخصیتهای غربی پشت درب اقامتگاه خانم رجوی صف کشیده اند که با این خانم ملاقات کنند!!!
امسال سال آخر مجاهدین است
رجوی ریشه خودش را در ایران از سال 59 قطع کرده و دیگر نسل های دهه 60 و 70 و 80 اساساً سازمانی به نام مجاهدین نمی شناسند پس سرمایه گذاری رجوی روی انتخابات ایران که در پیام های پی درپی مشخص بود تحریم بود ولی 85%مردم شرکت کردند , و بعد از انتخابات که وضعیت در ایران کمی بغرنج شد همسرش در فرانسه هر روز پیام می داد که حکومت ایران رو به سرنگونی است و یک روز از موج سبز و روز دیگر از آقای منتظری حمایت می کرد
رجوی یک دجال حرفه ای است!
رجوی در سلسله افاضاتی تحت عنوان آموزش برای نسل جوان بعد از داستان عاشورا سال 88 به راه انداخته در قسمت یازدهم پیام خودش به تعریف دجال پرداخته است که حقا تعریف درستی از خود بیان داشته و کاملا خود را برای همه ترسیم نمود. او در این پیام می گوید:دجال فردی است که در آخر زمان ظهور می کند. منتهای فریب و ریا کاری و تزویر و دروغگویی است. بسیاری مردمان را می فریبد و حق را باطل و باطل را حق جلوه می دهد و
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت ششم
از سال 1364 مسعود رجوی رهبری ایدولوژیکی مجاهدین و خلق قهرمان را بر عهده دارد، طبعا جایگاه نخست وزیر و رئیس جمهور که قاعدتا باید موقتی باشند، کفاف خوی و شهوت قدرت طلبی وی را نمی دهد. بنظر می رسد او جایگاه بالاتری را برای خود به عنوان رهبر ایدئولوژیک یا عنوانی مشابه ولایت فقیه قائل می باشد، چرا که اگر قرار بر صدق اثبات گفته هایش بود، باید از مریم رجوی همسرش سخن می گفت که رئیس جمهور خودخوانده ومادام العمر می باشد> نظر شما را در این ارتباط می خواستم بدانم.
مجاهدین و سلطنت طلبی
پیام مسعود رجوی و تشکیل اتحاد با سلطنت طلب ها , یک طرح ایده ال برای برآورده شدن رویای مسعود است , که رضا پهلوی قبول کند که مسعود در کرسی شاه و مریم در کرسی بانوی اول و رضا در کرسی نخست وزیری باشد. این راه در 30 خرداد با آقای بنی صدر رفته شد و در گام اول ایشان رئیس جمهور شد و بعداً دامادش مسئول شورای ملی مقاومت , اما طرف حساب کسی است که همیشه خواسته از دیگری بهره ببرد و خودش را که این روزها اساساً در خارجه برد ندارد با یکی از گروه های میانه رو و شناخته شده در غرب متحد کند و چند صباحی به عمر خود ادامه دهد
خانم مریم عضدانلو چرا فریب و دروغ؟
وقتی خانم مریم عضدانلو در مصاحبه ها و کنفرانس های مطبوعاتی از حقوق زنان و نقض حقوق بشر حرف میزند به یاد دوران موسوم به چک امنیتی در قرارگاه اشرف می افتم که بیش از پانصد نفر از اعضای با سابقه ی مجاهدین صرفا به جهت اعتراض و انتقاد از خط مشی و مناسبات درون تشکیلاتی دارودسته رجوی تحت شدیدترین شکنجه های قرون وسطایی قرار گرفتند و تعدادی در زیر شکنجه بازجویان بیرحم زندان مخوف اشرف جان باختند
سران مجاهدین از چه می هراسند؟
مریم رجوی، که نتیجه دیدار خانواده ها در قرارگاه اشرف را دیده بود، از دیدارهای بیشتر وحشت دارد. او به خوبی می داند که دیدارهای خانوادگی عواطف و احساسات را در دل ساکنان در بند اشرف زنده می کند و سئوال هایی تازه را در اذهان آن ها به وجود می آورد و این که چرا آن ها در چنان شرایطی در سازمان هستند.دیدارهای خانواده ها بارقه ای در دل های ساکنان اشرف روشن می کند که باعث فاصله گرفتن آن ها از فضای فرقه می شود و این همان چیزی است که سران فرقه از آن هراس دارند.
فرقه رجوی و رهبر بازنشسته و در حاشیه
مسعود رجوی خدای فرقه در چهارراه ایدئولوژیک از چراغ قرمزهای خود ساخته عبور می کند و پاسخگوی اعتراض و انتقاد این و آن نبوده و نیست! کسی نیست از مسعود رجوی بپرسد کجایی؟ چکار می کنی؟ چرا از سوراخ انقلابی که به آن خزیدی بیرون نمی آیی؟ آیا خزیدن و خفتن شما از بازنشستگی به مراتب بدتر نیست؟ پس غیر مجاهد بودن خود را باور کن، فریبکاری، عوامفریبی، سرخلق خدا کلاه گذاشتن حد و مرزی دارد
مجاهدین باید از گذشته درس گرفته و به حال و آینده فکر کند
باند رجوی این روز ها شیپور انتخابات عراق را به صدا درآورده طوری که قبل از سفر معاون رئیس جمهور آمریکا به عراق نتیجه ها در فرقه مشخص شده که در عراق نقش دولت مردان آمریکا تعیین کننده است. این روز ها رجوی کم حافظه شده است طوری که نشست های تشکیلاتی و ایدئولوژی و سیاسی قبلی خودش را هم به یاد نمی آورد.
تمکین و مدیحه سرایی، شاخص اول و آخر رجوی
می خواهیم به یک مورد قابل تاکید و اشاره از سوی رجوی و در همین پیام 30 دیماه اشاره کنیم که در نوع خود می تواند مصداق و ملاک خوبی باشد برای اثبات اینکه آقای رجوی اساسا کاری به این ندارند که منتقدین او چه کسانی هستند و از چه موضعی با او مخالفت می کنند، بلکه برای ایشان تنها ملاک و معیار فقط تمکین به او است