چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
دلشوره های خانم مریم رجوی 24 بهمن 1387

دلشوره های خانم مریم رجوی

تأکیدات خانم رجوی روی عدم تحمل باز شدن دربهای اشرف و آزادی نیروهای زندانی در آن، بسیار شگفت آور و قابل تأمل است و این شبهه را برای سازمانهای حقوق بشری تقویت می کند که در آنجا چه می گذرد که ایشان بشدت از بازشدن دربهایش به وحشت افتاده اند؟ البته این پیام در ادامۀ سخنانی است که رهبر مخفی شدۀ فرقه دوهفته قبل زده و در آن اشاره هایی هم به اعتصاب غذا کرده بود.

نامه به دینا روهزا باکر عضو کمیته خارجی کنگره امریکا 19 بهمن 1387

نامه به دینا روهزا باکر عضو کمیته خارجی کنگره امریکا

من که جوانی 24 ساله و مشغول زندگی در کشور زیبای کانادا بودم به خاطرشعارهای فریبنده ازادی ودمکراسی که مجاهدین در انجا سر میدادند به انها پیوستم و در نهایت هم به عراق اعزام شدم.19 سال از عمرم در این پادگان سپری شده است اکنون مردی 48 ساله هستم و به تازگی از عراق به فرانسه امده ام.در این 19 سال وقایع تلخ و شیرین زیادی را در این پادگان تجربه کردم.تنها واقعیت شیرین، دوستانم بودند که هم اکنون تعدادی از انها در انجا بسر می برند.فاجعه رخ داده است و سران مجاهدین خواهان ادامه ان هستند.

« بینه » ی مریم رجوی در ملبورن 14 بهمن 1387

« بینه » ی مریم رجوی در ملبورن

درحقیقت رجوی جهت همکاری، بر نقطه ضعف افراد دقیق می شود و همواره ضعیف ترین ها را انتخاب می کند تا با متورم کردن عقده ی « جاه طلبی» و آماس « خودشیفتگی» شان، معتاد آنچه رجوی از کیسه ی خلق محروم عراق وزیر سرنیزه ی صدام حسین به حلقوم شان ریخته، فرزندان ما که هیج، زاده ی خود را هم به دریا و بیابان خواهند بیندازند.

مجاهدین خلق فرقه هستند 13 بهمن 1387

مجاهدین خلق فرقه هستند

مجاهدین خلق اعضای ناراضی خود را شکنجه می کنند، آنها اقدامات تروریستی داشته اند و به لحاظ اعتقادی مارکسیست اسلامی می باشند و دهه 1960 نیز قتلهایی را انجام داده اند و سال 1979 در گروگانگیری سفارت امریکا در ایران شرکت داشتند و زمانی که قدرت خود را از دست دادند به عراق تحت حاکمیت صدام پناه بردند تا توسط آن دیکتاتور حفاظت شوند.

داستان یک مادر مغز شویی شده 02 بهمن 1387

داستان یک مادر مغز شویی شده

نوشین بشیری 12 ساله بود هنگامی که فهمید مادری در عراق دارد. همسر جدید پدرش به او گفت که مادر بیولوژیک نوشین نیست. او اولین بار در عکس های 7 سالگی نوشین دیده شده بود… او می گوید دلیل اصلی که پدرش پشیمان شد ان بود که وی در سازمان نمی توانست با خانواده اش باشد. نوشین گفت:” هنگامی که به آن جا رسیدیم، افراد بسیاری بودند که متأهل بودند و فرزندانی داشتند. اما بعد همه مجبور شدند جدا شوند. چون می بایست سرباز می بودند. همین شد که پدر دیگر نپذیرفت. او بیش از یک بار در هفته نمی توانست مرا ببیند. او به تنگ آمده بود. دلیل آمدن او به عراق این نبود. او با سران کمپ نزاع کرد تا بتواند هر شب به خا نه بیاید. یعنی جایی که من و مامان بودیم تا بتواند مرا ببیند. بالاخره دیگر نتوانست پذیرای آن وضع باشد. او در عین حال امید داشت که من نیز بتوانم به کشوری بروم تا بتوانم زندگی بهتری داشته باشم. پدر چنین فکر می کرد اما مادر نه. او فکر میکرد که من در آن جا مشکلی ندارم.”

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت نوزدهم 30 دی 1387

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت نوزدهم

شرایط در قرارگاه را طوری برای بچه های حاضر در آنجا فراهم کرده بودند که افراد مجبور بودند برای رهایی از فشار بر خلاف میل باطنی خودشان رفتار کنند و به روی همدیگر به اصطلاح تیغ بکشند. به نظر من هیچکدام از ما مقصر نبودیم اگر به روی هم تف می کردیم یا به همدیگر دشنام و فحش های آن چنانی می دادیم مسئولین سازمان و شخص مسعود رجوی مقصر و گناهکار بودند.

نامه خانم شادرام به سفیر آلمان در سوئد 24 دی 1387

نامه خانم شادرام به سفیر آلمان در سوئد

به اطلاع می رسانم که سازمان مجاهدین خلق (MKO) اخبار گسترده ای را در رابطه با سفر مریم رجوی به آلمان در سیستم رسانه ای خود منتشر کرده است. شما حتماً می دانید که سازمان مجاهدین به دلیل کشتار مردم ایران و عراق، در لیست گروه های تروریستی ایالات متحده، کانادا و اتحادیه ی اروپا قرار دارد. خانم مریم رجوی همچنین پرونده ی رسمی فعالی در رابطه با انجام فعالیت های تروریستی و سازمان دهی جرائم و کلاهبرداری و همچنین پولشویی در فرانسه دارد.

محکوم کردن اعمال ضد بشری مجاهدین 12 آذر 1387

محکوم کردن اعمال ضد بشری مجاهدین

روز 29 ماه نوامبر اعضای جداشده از سازمن مجاهدین خلق که به تازگی به فرانسه رسیده اند، از طرف انجمن ایران باستان آینده درخشان در جلسه ای که”جامعه دفاع از حقوق بشر” تشکیل داده بود شرکت کردند،آنان ضمن دیدار و گفتگو با خانم شیرین عبادی و دیگر اعضای جامعه دفاع از حقوق بشر و نیز گفتگو با سایر ایرانیان شرکت کننده در جلسه ضمن برشمردن جنایت ها و سبعیت های سازمان مجاهدین که خود شاهد آن بوده اند،اظهار داشتند که با مقوله دفاع از حقوق بشر باید بعنوان یک امر فراگیر و جامع برخورد شود، لازم به ذکر است که بیان تجارب شخصی و دیده های اعضای شرکت کننده در این جلسه به شدت مورد استقبال حاضرین و برگزار کنندگان قرار گرفت.

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم 24 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت پنجم

امروز چند نفر از بچه های قدیمی آمده اند و بچه های پاکستانی به آنها گیر داده اند که شما باید انقلاب کنید، این نفرات پاکستانی کسانی هستند که به بهانه کار فریب خورده اند ولی جالب این است که در زمانی که در قرارگاه بودند انقلابی دوآتشه بودند و دائم خواهر مریم! خواهر مریم میکردند. حتی در دوران مصاحبه با وزارت خارجه اینها شده بودند سمبل انقلاب خواهر مریم چون در مصاحبه با نفرات امریکایی گفته بودند ایدئولوژی خواهر مریم جهانی است و افتخار میکنند که اولین پاکستانی هستند که مجاهد شده اند، اما وقتی سر قبیله اشان برید و به کمپ آمد هم آنها پشت سر او راه افتادند و حالا همان سمبلهای انقلاب اینجا هم می خواهند بقول خواهر مریم نفرات را” به انقلابونند!” ولی این بار با عکسهای مجله سکسی که کله مریم و مسعود، فهیمه، شریف، احمد واقف، و نسرین و….. را روی عکس مجله ها چسبانده اند. بهرحال اینه همه اش از نتایج به زور آوردن نفرات برای مبارزه است.

صدای آزادیخواهی در فرقه 17 اردیبهشت 1387

صدای آزادیخواهی در فرقه

سعید که در نوجوانی به معرکه گردانان قتلگاهش پیوسته بود بمحض آگاهی از افکار ونیت خبیثانه رهبران بد سیرت مدعی رهبری آزادیخواهی (طبق اطلاعات دریافتی از درون تشکیلات سیاه فرقه ضاله شب پرست) خواستار جدایی بود ولی زندانبانان دیوسیرت اشرف که تحمل جدایی بدنه تشکیلات را نداشتند و از آنجایی که دل این اسرا مملو از زخمهای شکنجه خبیثانه رجویستی بوده، آزادی اشان و راه یابی به دنیای آزاد برای این فرقه ضاله، گران تمام می شد، بنابراین سعی نمودند تا با شیوه های مختلف، جان جدایی طلبان را بستانند! و در نهایت بیشرمی از اینان بنام شهیدان تشکیلات نیز یاد می نمایند!

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت چهارم 16 اردیبهشت 1387

دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت چهارم

حدود ساعت 8 شب پس از 16 سال رزمنده گری با یک دست لباس تنم راهی کمپ آمریکایی ها شدم. اتوبوس مملو از نفرات بود گویی داشتیم به نشست خواهر مریم می رفتیم، راستی یادم رفت بگویم که ترکیب مان هم کامل بود از (MO) یا عضو 20 ساله تا (K2) یعنی کادری که یک سال است آمده در اتوبوس بودند. اتوبوس جلوی درب شمالی قرارگاه که همان درب ورودی زاغه مهمات بود ایستاد، چند سرباز آمریکایی وارد شدند و سرشماری کردند و همراه ما به سمت کمپ (TIF) راه افتادیم که بعدا به (TIPF) تعییر اسم داد و سپس به(ARK) تغییر کرد.

تأکید فرقه ی رجوی بر اسارت زنان 16 اردیبهشت 1387

تأکید فرقه ی رجوی بر اسارت زنان

اسارتگاه اشرف باهزارزن اسیرذهنی درواقع آخرین سنگروخاک ریز ویادگاراین فرقه می باشد چراکه بابازشدن دربهای اشرف برروی این زنان ورسیدن آنها به دنیای آزاد نه تنها باعث فروپاشی کامل این فرقه خواهدگردید بلکه با به سخن درآمدن این زنان ستم دیده که بیش ازدودهه دراسارت ذهنی- فیزیکی- احساسی این فرقه قرارداشته اند می تواند باعث پرده برداری کامل ازمناسبات برده داری این فرقه تروریستی درقرن حاظرگردد.

blank
blank
blank