تلکس
خاطرات قلعه اشرف – قسمت پانزدهم
کسی اجازه نداشت به تنهائی قدم بزند یا در فکر فرو رود که بدترین نوع شکنجه روانی بشمار می رفت. افراد می بایست هر سه ماه یکبار و یا 6 ماه یکبار برگه ها و تعهد نامه هایی که مسئولان قرارگاه اشرف به آنها می دادند را بی چون و چرا امضاء کنند. برگه ها به شکل های مختلف و با متن های مختلف بود. برای مثال باید برگه ای را امضاء می کردی که در آن نوشته شده بود:” وقتی شکست خوردیم، خیانت نکنی، وقتی دستگیر شدی، عملیات انتحاری انجام دهی یا متعهد بشوی همه روزه در صبحگاه و شامگاه شرکت کنی، مطیع کامل دستورات تشکیلات و فرماندهان خود باشی و هر چه را آنها گفتند”
اسیر در زنجیر دروغ – قسمت هفتم
لینک به متن کتاب مشاهدات اعضای جدا شده علی قشقاوی 39 ساله _ متولد بابل من خیلی کم سن و سال بودم که انقلاب شروع شد و فعالیت های سیاسی اوج گرفت.سازمان مجاهدین خلق ایران شعارهای زیبایی داشت و موفق شد عده ی زیادی را نیز با استفاده از همین شعارها جذب کند. سازمان با […]
چرا مجاهدین خلق غیر قابل اعتمادند؟!
بهار ایرانی، مجاهدین دبلیو اس، چهاردهم ژانویه 2008اشتباه عمده حامیان و طرفداران غربی سازمان مجاهدین محدود به این سوء تفاهم و ساده انگاری می شود که تصور می کنند همه مشکلات سازمان معطوف به اتهامات تروریستی و حضور نام آنها در لیست های مربوطه است. در این راستا نیز همه گره های حقوقی پرونده سازمان […]
اطلاعیه کانون آوا در مورد” چشم انداز سازمان مجاهدین خلق” و مسئله تعهد دوساله
کانون آوا 15.01.2008کانون آوا در نظر دارد بدنبال مقاله ای که در تاریخ.. 03.08.2007.. تحت عنوان:روشنگری کانون آوا وضیعت امروز مجاهدین خلق و طرح های آنان برای دو سال آینده منتشر نموده است، به تعمیق و پیگیری نتایج و احتمال انحلال تشکیلات این فرقه و خطرات آن برای جوامعی که سازمان مجاهدین بصورت سازمانیافته در […]
در حاشیه همایش رهایی
شعار محوری این همایش:” رهایی فرزندان از بندهای اسارت فرقه تروریستی مجاهدین و دیدار خانواده ها با آن ها در عراق” بود. خانواده ها ضمن نوشتن تقاضانامه های جداگانه و امضای آن، از جوامع صلیب سرخ جهانی و دولت عراق خواستند تا در اسرع وقت و با هزینه های خود بتوانند فرزندان شان را به طور آزادانه و بدون حضور نیروهای سازمان در عراق ملاقات نمایند. “
کمپ آمریکائی،راه نفس اعضای دربند فرقه رجوی درکمپ اشرف
چرا که فی الواقع خودم نیزدراثرآن فضای شانتاژ علیه کمپ آمریکائی تحت تاثیرقرارگرفتم ودراتخاذ تصمیم مبنی بررفتن به کمپ تعلل داشتم ومطمئن هستم بخوبی سازمان درک میکند همین که آدم ها ازچارچوب کمپ اشرف فاصله بگیرند،بسیاری ازذهنیات بافته شده درسازمان،خش برداشته و نیروهای متزلزل به واقعیت جهان خارج پی میبرند. کمااینکه دیدیم تا بحال بالغ بر 500 نفر بمجرد فاصله گرفتن ازسازمان،به واقعیت موجود جامعه ایران پی برده وروانه خانه وکاشانه خودشان شده وزندگی نو و دوباره ای با خانوادهایشان آغازکرده اند. بعضا ازهمین جداشدگان ازدواج کرده وبه کوری چشم سازمان ورهبران آنها به زندگی آرام و طبیعی خود بازگشتند ومثل سایرشهروندان ازحقوق اجتماعی بهره وربوده و روزگاررا بدورازفرهنگ فریب و نیرنگ ومغزشوئی درسازمان می گذرانند.
دیکتاتور کوتوله رفتنی است ؛تاریخ خواندنی است
گفته ها ی محمد و تلاش ها ی فداکارانه مصطفی محمدی و محبوبه در عراق و فعالین حقوق بشری و مطالب جدا شدگان از تجارب شخصی خود باعث شد که مجاهدین نوار ویدئوئی مصاحبه سمیه را که هر بیننده ای را متاثر می کند از سایتها ی خود بردارند. و بجای آن در یک حرکت نمایشی و عوام فریبانه عکس سمیه را بارو سری قرمز و لباس های تمیز قرار بدهند.
ارتش ورشکسته – قسمت اول
مسلماً بروز این جنگ احتمالی تأثیر تاریخی بر سرگذشت و سرنوشت فرقه مجاهدین خلق می گذاشت به این دلیل که مسعود رجوی رهبر این فرقه تروریستی تمام تار و پودهای دیکتاتوری کوچک خویش را در اردوگاه کار اجباری اشرف و سایر مقرهای وابسته به این فرقه در خاک عراق بنا نهاده بود و عراق مرکز تمرکز نیروهای فرقه بود.
سیاهی لشگر شدن جوانان در استودیوهای مجاهدین از تورنتو تا بغداد
بغلش کردم. باهاش شروع به صحبت کردن کردم. حال همه خانواده را پرسید. بعد از مدتی جلوی آ ن دو زن که بعدا فهیمدم فرماندهان سمیه بودند گفتم چرا ای بهش گفتم سمیه چرا نمی آی برگردی. بیا بریم. در حالیکه به آن دو همراه نگاهی کرد با خنده ای گفت حرفش را نزن وقتی اومدی دیگه اومدی. دوزاری من کج بود اول نفهمیدم یعنی چه؟ ولی بعد ا فهمیدم که اگر خروج آسان بود که اینقدر کار و پول برای بچه های کم سن و سال خرج نمی کردند که از سیاست چیزی نمی دانستیم.
دیدار سران عشایر کربلا و نجف با دبیرکل کانون هابیلیان
می خواهم برروی یک مساله اساسی تاکید کنم و آن نبرد همیشگی میان جبهه ی باطل به سرکردگی آمریکا و جبهه ی حق به رهبری شیعیان جهان می باشد. در حال حاضر شیعیان ایران و لبنان و عراق در راس این هرم مبارزاتی قرار دارند. از جمله گروه های تروریستی هم آهنگ با آمریکا، سازمان منافقین خلق می باشند که در جنایات بی شمار در عراق نماینده ی آنها هستند. ما برای مبارزه با آنها باید از دو جبهه ی سیاست و اقتصاد خود را تقویت کنیم تا
یادی از فراموش شدگان
البته مجاهدین هم تمایلی به حل و فصل کار این افراد نداشتند،چرا که اگر اینها به اروپا و امریکا آورده شوند، مشکلاتی در خود اشرف پیش آمده و افرادی خواهان جدایی خواهند شد.چنان که همین الان هم یک کمپ از کسانی که نمی خواهند در روابط مجاهدین باشند و نمی خواهند به تیف بروند در همان اشرف تشکیل شده است.
سرنگونی هم به چشم
امروزه مشکلاتی چه اینجا که ما هستیم یعنی در درون اشرف و چه بیرون وجود دارد و آن این است که بعضی ها میپرسند پس سرنگونی چه شد؟ عده ای هم که اینجا مسئله دار هستند و درحال بریده مزدور شدن میباشند میگویند که ما برای جنگیدن با رژیم و مبارزه به سازمان پیوستیم نه برای ترانه خواندن و فیلم بازی کردن و شعار دادن وگرنه میرفتیم برنامه کودک تلویزیون رژیم نه اشرف،هرچه هم برادر پیام میدهد و مسئولین میگویند که یکسال و خورده ای مانده راصبر کنید اگر نشد خودمان یک فکری میکنیم به خرجشان نمیرود، من میخواهم به این عده بگویم که به سرنگونی رژیم ایقان داشته باشید؛ بگذارید یک مثال بزنم که بفهمید ما چطور سرنگونی را محقق میکنیم.