رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق
این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی
دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
گوشه ای از خاطرات کریم شیخی از اعضاء جداشده از فرقه رجوی
سازمان با استفاده از نقطه ضعف افراد،آنها را به عملیات می فرستاد از جمله (آرام) آرام یکی از بچه ها بود که همراه با خانواده اش پیوسته بود از بدو ورود به سازمان از او خواستند که همسرش را طلاق بدهد و حدودأ یک ماه با او جنگ و دعوا می کردند تا نهایتأ به خواست کثیف سازمان تن داد و همسرش را طلاق داد، زن و بچه او را به عنوان گروگان گرفتند و او را برای انجام عملیات به تهران فرستادند
خاطرات یک بازگشتی از چنگال رجوی به نام مجتبی پور رحیم
و نفر را چشم بسته توسط نفراتی که از ایدئولوژیک رجوی کاملأ خالص و بی رحم بودند می سپردند و بعدش هم به آنها مارک بریده مزدور می زدند و تحویل استخبارات عراق می دادند ولی در رابطه با نفراتی که از اردوگاهای عراق در اشرف بودند هر روز متحمل فشارهای روحی و جسمی و تهدید و تحقیر از طرف آدمهای رجوی می شدیم و در نشست های بزرگ خود رجوی از بچه های اردوگاه به عنوان گروهبان صوتی و بی بند و بار و حرفهای رکیک دیگر می گفت و به جیب خودش می ریخت
خاطرات تکان دهنده از مناسبات فرقه رجوی از زبان عبدالحمید هاشمی
به دستور شخص مسعود رجوی که قبل از عملیات مروارید در نشست جمعی صادر شده بود، هر کس به پایگاه یا جاده تردد داشت بایستی کشته می شود و بایستی تیراندازی می کردیم و می گفت حق استفاده از سلاح را دارید، و درنگ نکنید و شبها بطور خاص با کمترین شک و یا تردیدی شلیک کنید، شلیک ها مستمر ادامه داشت در حالی که در اطراف پایگاه و کنار جاده عبوری مردم تردد و یا ساکن بودند، و بعدها از همین نیروها که ثابت کارشان نگهبانی بود شنیدم یک شب سه تن از اکراد عراقی را در کنار جاده جلولا به کفری را کشته بودند
گفتگو با آقای علی خاتمی عضو جداشده مجاهدین ـ قسمت هفتم
اصلا فکر نمی کردم بعد از۲۵ سال بتوانم خانواده ام را ببینم. اما آنها را دیدم و در آغوششان گرفتم. باید از همین فرصت استفاده کنم و به رجوی بگویم همه آن حرفهایی را که در مناسبات و تشکیلات کثیفت به دروغ به من القا کرده بودید۱۸۰ درجه عکس بود. تمام آن مزخرفات شما در لحظه اول دیدار و ملاقات با خانواده ام در ذهنم نابود شد. امروز احساس می کنم دوباره بدنیا آمدم و زندگی جدیدی را استارت زدم. بله آقای رجوی زمستان رفت و روسیاهی آن به زغال ماند.
نامه گروهی از جدا شدگان مجاهدین به رئیس کمیساریای عالی پناهندگان ملل متحد
ما از درخواست خانواده های ساکنان کمپ لیبرتی مبنی بر سرعت بخشیدن به پروسۀ انتقال ساکنان این کمپ از جهنم عراق، که هر روز شاهد کشتار مردم بیگناه خود این کشور با اعمال تروریستی و درگیریهای فرقه ای داخلی است، به کشورهای ثالث بویژه بیماران و زخمی ها و حدود یک سوم از آنان که از قبل دارای مدارک و حق اقامت و پناهندگی در کشورهای اروپایی و آمریکا می باشند با هر تعداد و به هر یک از کشورهای آزاد جهان حمایت می کنیم
یاسر عزتی: وصیتنامه دروغین از مادرم جعل کردند تا دست به اسلحه ببرم
در سال ۷۶ وصیت نامه دروغینی از مادرم که در عملیات مرصاد جان خود را از دست داده بود به من دادند که در آن نوشته شده بود «تو باید اسلحه بدست بگیری و راه من را ادامه بدهی» من هم تحت تأثیر آن قرار گرفتم. پس از آن ما را به فرانسه و محل اقامت مریم رجوی فرستادند که در آنجا بحث های مفصلی در جهت اهداف سازمان آغاز شد. عمده افراد حاضر در آنجا هم از کادرهای قدیمی سازمان مجاهدین بودند.
گفتگو با آقای علی خاتمی عضو جداشده مجاهدین ـ قسمت ششم
شکرخدا وقتی از اشرف خارج شدیم و به لیبرتی رفتیم من این بار گول رجوی را نخوردم با قاطعیت به نماینده سازمان ملل گفتم مطلقا تمایلی به ماندن در لیبرتی را ندارم و میخواهم نزد خانواده ام به ایران بازگردم. الان هم آنقدرخوشحال هستم که نمی توانم احساس خودم را که در کنار خانواده ام هستم بیان کنم. این پنجمین بار است که تسهیلات سفر خانواده ام فراهم شده و برای دیدار من آمدند که تصورش را نمی کردم و نمی دانم چطور احساسات خودم را بیان کنم.
گفتگو با آقای علی خاتمی عضو جداشده مجاهدین ـ قسمت پنجم
حسابرسی هم به این شکل بود در حین کار که نفر خسته می شد فرمانده به سراغش میامد و نفر را صدا میزد انگار به نوکرش دستور می دهد و بهانه های بنی اسرائیلی می گرفت که چرا اینجا را خوب تمیز نکردی/چرا با فلانی در وسط کار صحبت کردی /چرا محفل زدی/ چرا وقتی توالت رفتی نیم ساعت طول کشید/ چرا کارت کند است، چرا اینقدر شلخته ای/ خلاصه آنقدر می گفت تا فرد عصبی میشد و با فرمانده اش عصبی برخورد می کرد همین موضوع را فرد باید در نشست عملیات جاری هم می خواند تا۲۰نفر هم در نشست به او فحش و دشنام بدهند.
نامه جمعی از رها یافته گان فرقه رجوی به خانم هال لوت
ما اعضاء جدا شده و منتقدین می دانیم که سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت رهبری آن و با استناد به اصول فناتیک خود و برای سرپا نگهداشتن تشکیلات فرقه ای خود سعی دارد هرچه بیشتر دوستان ما را تا مرگ و نابودی شان درعراق نگه دارد چرا که میداند اعضای رده پایین در خارج از عراق و خارج از چهارچوب سازمانی و تشکیلاتی و به محض آگاهی و آشنایی با ماهیت سازمان، به منتقدین و مخالفان رهبری و تشکیلات تبدیل خواهند شد.
نامه سرگشاده ۵۹ تن از رها شدگان و منتقدین مجاهدین به خانم هال لوت
ما اعضاء جدا شده و منتقدین میدانیم که سازمان مجاهدین خلق به دلیل کیش شخصیت رهبری آن و با استناد به اصول فناتیک خود و برای سرپا نگهداشتن تشکیلات فرقه ای خود سعی دارد هرچه بیشتر دوستان ما را در عراق نگه دارد حتی اگر باعث مرگ آنان شود و از قضا از مرگ این اعضا استقبال هم میکند و در پی آن است
مصاحبه با سیروس غضنفری عضو جدا شده از باند مستبد رجوی – قسمت سوم
باید توجه داشت که افراد نقش درجه چندمی درتصمیم مربوط به انتقال ازعراق رادارند و بطوریکه میدانیم، این افراد در حصار تنگ و تاریک تشکیلاتی گرفتار شده و نتیجه ی مغزشوئی ها وفریبکاریهای انجام شده بنفع این افراد نخواهد بود. مخصوصاً اینکه فرقه ی رجوی بعنوان کل، هرگز مبارزه مسلحانه را که نام آبرومند تروریزم است، رها نکرده و شواهدی که نشان از این تغییر موضع کوتاه یاحتی میان مدت باشد، به چشم نمیخورد. اهالی لیبرتی در تضاد عمیقی قرار دارند واین تضاد عبارت است ازتضاد بین افراد(جزء) وتشکیلات (کل).
شکست ترفند اعتصاب غذا – قسمت پایانی
رجوی انتظار نتیجه کوتاه مدت از اعتصاب را داشتند و فکر می کردند که با توجه به کشته شدن 52 نفر در اشرف مجامع بین اللملی و سایر دولت های غربی برای فشار به دولت عراق سریعا به میدان آمده و آنها به خواسته هایشان می رسند ولی ترفند های مکرر رهبران فرقه برای آنان نیز مشخص شد و توجه ای به اعتصاب غذای آنان نداشتند به همین دلیل اصرار بر ادامه اعتصاب غذا را داشتند

