به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب
به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده
نکات مهم جلسه 55 دادگاه حضور مصطفی بهشتی در دادگاه رسیدگی به اتهامات مجاهدین خلق
اسیران بیمارساکن لیبرتی قربانی دروغ و شیادی های فرقه رجوی
یکی از خصایص ضدانسانی فرقه تروریستی رجوی دروغگویی و هوچیگری درنشر اخبار دروغ درمورد وضعیت جسمی وروحی اعضای خود بخصوص درمورد رسیدگی ومداوای اعضایی که بیمار و یا مجروح هستند می باشد سران این فرقه جنایتکار اسیرکش با یک دروغپردازی مضحک بطور مرتب از طریق شورای دست ساز خود عنوان می کند که ارتش و دولت عراق درانتقال بیماران و مجروحان فرقه کارشکنی می کند!! تا به نحوی جنایتی که خود در حق اسیران بیمار روا می دارد را بپوشانند
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت یازدهم
این درست است که همه میز این ازدواج به قول شما روی همین ضرورت ها طراحی و متمرکز می شود، اما وقتی مریم و مسعود برای نهادینه کردن این ترکیب به عقد شرعی و رایج متوسل می شوند، خودبخود این مناسبات را تداعی می کند. البته آنچه در بیرون از مناسبات روی آن بحث می شود همان محرمیت ایدئولوژیک است، اما آنچه در وهله اول در درون تشکیلات مطرح است. یک رابطه زناشویی معمولی و البته از جنس ازدواج های تشکیلاتی است. منتهی فرقش با بقیه ازدواج های تشکیلاتی در این است که مریم از مهدی طلاق گرفته و بلافاصله همسر مسعود شده است.
فائزه خانم آیا مرا بیاد می آوری؟ من زهرا میرباقری هستم!
با اینکه پرده گوش چپم در اثر رفتارهای سرکوبگرانه در مناسبات فاشیستی رجوی پاره شده و به عفونت سختی دچار شده بودم، آنها از بردن من نزد پزشک و دادن دارو خودداری می کردند. همان زمان زهره قائمی توسط فاطمه همدانی به من پیام رساند که:”ما برای خودمان بریده ایم که تو بمیری!”. و بدینوسیله حکم مرگ مرا صادر کردند!.
آفای اولاند! جلوی ضرب و شتم ما در خیابانهای پاریس را بگیرید
اینجانب نادر نادری که بیش از بیست سال در فرقه سازمان مجاهدین بودم و در فرصت بدست آمده از آن سازمان فرار کرده و به کشور شما پناهنده شدم که مهد آزادی و دمکراسی است اما متاسفانه بدلیل وجود جرثومه ترور و فناتیک در کشور شما باز در این کشور از آزادی بیان در محدودیت قرار گرفتیم و هر بار که افشاگری در مورد تروریسم و فرقه گرائی از طریق مصاحبه های تلویزیونی یا توسط وبلاگ های شخصی یا سایت های فعال حقوق بشری اقدام به افشاگری می کنیم
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت دهم
این دستگاه آنقدر سخت گیرانه و سفت و سیستماتیک عمل می کند که اجازه نمی دهد آن بی اعتمادی که اتفاقا زمینه های مادی و بالقوه زیادی هم دارد، خودش را به فعل و عمل برساند. پس می شود نتیجه گیری کرد که همه این دستگاه به دلایلی غیر از آنچه در بیرون از مناسبات روی آن تکیه می شود، تنظیم می گردد. در درون تشکیلات هدف اش تحقیر کردن و همچنین راه حل بی اعتمادی به مناسبات را دنبال می کند و در بیرون از تشکیلات همانطور که اشاره کردم برای پز دادن و برطرف کردن عقده های حقارت و بزرگ کردن رجوی در نزد مخاطبان بیرونی و رسانه ها و دولتمردانی که رجوی می خواهد به نوعی خودش را پیش آنها لوس کند.
نامه میر باقر صداقی به برادرش میر واقف صداقی در آلبانی
داداش حضور شما در آلبانی مبین شکست استراتژی و ایدئولوژی فرقه رجوی و جنگ آزادیبخش نوین هست متاسفانه مسعود رجوی در غیبت هستند و فرصت پاسخ دادن به این شکستها را ندارند در مقابل این همه شکست آرمانی که , تک تک ما روزی تمام عمر و جوانیمان را وقف و فدای آن کردیم رجوی همیشه با یک لبخند تمام شکستها را به پیروزی تبدیل کرده است.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت نهم
در تغییر سیستم حفاظت از مسعود، ریل های بازرسی، تغییر مکان های استقرار رجوی، روش ها و ساختارها و نفرات و سلسله مراتب و خلاصه تمامی زوایای ریز و درشت محافظت تغییر ایجاد می کند. حتی یادم است در همان زمان جداشدن اینها از تشکیلات مقر رجوی بکل عوض شد و آن مقر به نقاهتگاه تبدیل گردید.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت هشتم
یک قاعده کلی ارتباط از پائین با رهبری را با هر انگیزه و دلیلی خط قرمز تعریف می کرد. رابطه از پائین با رهبری اصلا معنی نداشت. حتی بصورت مورد و استثنا هم نداشتیم. اگر چنین درخواستی می شد، اولین واکنش نسبت به درخواست کننده این بود که فرد را می بردند قرنطینه تا چک امنیتی بشود. یعنی فرد در این وضعیت به مفهوم کامل کلمه خودش را می برد زیر شک امنیتی و پروسه خوانی.
مصاحبه با آقای سیروس غضنفری عضو سابق ارتش آزادیبخش
بنظر میرسد که اگر ملاقات درستی با خانواده ها برای این افراد ترتیب داده شود وآنها شرح ما وقع را اززبان اعضای خانواده ی خود بشنوند، درخواهند یافت که چه فرصت بزرگی را ازدست داده اند. اما با وجود این بازهم میتوانند برای بقیه ی زندگی خود تصمیمات خوبی بگیرند ودرست نیست که انسان امید خود را ازدست بدهد.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت هفتم
بطور کلی می شود گفت هر چه از سطح به بالا می آمدند، ظاهرا این حساسیت ها کمتر می شد. تاکید می کنم ظاهرا، اما در واقع اشکال و مکانیزم های آن فرق می کرد. به نظر من پیچیده تر و درونی تر می شد. می رفت در مناسبات خاص و به اصطلاح سری می شد. درباره این وضعیت در ادامه صحبت خواهم کرد، اما در ظاهر این فشارها و کنترل ها هر چه بالاتر می رفتیم کمتر می شد.
گفتگوی بنیاد خانواده سحر با خانم ها بتول سلطانی و میترا یوسفی – قسمت ششم
به نظر من شک امنیتی در تشکیلات رجوی اگر چه بر اساس زمینه های اندک عینی شکل گرفت و ادامه پیدا کرد، اما چیزی بیشتر از پوشش و بهانه برای برخوردهای درون تشکیلاتی نبود. شما برای تحلیل هر پدیده ای که رجوی روی آن مانور داده یا خودش ابداع کرده یا بر اساس همین زمینه های حداقلی و گمانه زنی ها و احتمالات شکل گرفته بجای اینکه آن را بصورت مستقل مورد ارزیابی قرار بدهید، در یک مجموعه و ساختار، به عنوان یک جزء از یک کل نگاه کنید.
شرکت مریم سنجابی و ابراهیم خدابنده در کنفرانس بین المللی”جهان علیه خشونت و افراطی گری”
سنجابی و خدابنده در خلال گفتگوها و دیدارهای متعدد و گسترده خود در طی دو روز کنفرانس، بعد از ارائه توضیحات و گزارشاتی در خصوص آخرین وضعیت فرقه رجوی، بر ضرورت مبرم برقراری ارتباط فوری قربانیان گرفتار در اردوگاه لیبرتی با خانواده های دردمند و رنج دیده شان تأکید نمودند که در تمامی موارد، خواست آنان بدون استثناء مورد تأیید کامل مقامات خارجی شرکت کننده در کنفرانس قرار گرفته و همگی قول مساعد دادند تا در این مقوله، که صرفا جنبه حقوق بشری داشته و حاصل عملکرد رهبری یک فرقه خشونت طلب افراطی است، در حد توان و ظرفیت خود تلاش نمایند.

