پنجشنبه, ۳۰ بهمن , ۱۴۰۴
  • مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند 29 بهمن 1404

    بحران بازسازی پس از جدایی از مجاهدین خلق
    مسیری که اعضای جدا شده برای بازگشت به زندگی مستقل پیمودند

    ترک ساختار کنترل گر رجوی، اقدامی جسورانه برای دستیابی به آزادی است، که در عمل می‌تواند بسیار دشوار باشد. آغاز دوره‌ای احتمالی از بی‌ثباتی روانی و اجتماعی که پیمودن آن اگر چه سخت اما نتیجه آن بسیار شیرین و گواراست. در جهان آزاد خارج از حصارهای تشکیلاتی مجاهدین خلق، همراهی و همدلی با فرد جدا […]

بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق 29 بهمن 1404

رجوی در مانور غرش شیر بازخواست به خاطر خندیدن در مناسبات مجاهدین خلق

پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی 28 بهمن 1404

این یک دهه بهترین دوران عمرم بوده است پیام جداشده اسماعیل فلاح رنجکش به اسیران رجوی

اعلام جدایی عبدالکریم ابراهیمی از فرقه مجاهدین خلق 04 اردیبهشت 1393

اعلام جدایی عبدالکریم ابراهیمی از فرقه مجاهدین خلق

بعد از اینکه در سال ۶۸ فریب وعده های پوچ این سازمان را خورده و به قرارگاه آنها در عراق آمدم، خودم را در اسارت یک فرقۀ ضد انسانی یافتم که حتی حق فکر کردن و اندیشیدن آزاد به فرد نمی دهد و هر گونه صحبت کردن با دیگران را تحت عنوان «محفل» ممنوع کرده

گفتگویی با خانم بتول سلطانی در خصوص وضعیت جدا شده ها در آلبانی – تیرانا 03 اردیبهشت 1393

گفتگویی با خانم بتول سلطانی در خصوص وضعیت جدا شده ها در آلبانی – تیرانا

فرقه رجوی با دادن مختصر آزادیهائی به افراد، دهان آنان را بسته است و در حال خرید زمان است. از طرف دیگر هدف آنها فقط و فقط در برابر این اجبار انتقال به آلبانی که فرقه ناگزیر از آن بود، این است که بر اساس پیام رهبر فرقه لااقل یکی از آن” یک، دو، سه هزار اشرف” را محقق کنند

گفتگو با محمد رزاقی درباره پیامدهای ویرانگر سرکوب غریزه جنسی در تشکیلات رجوی ـ قسمت اول 01 اردیبهشت 1393

گفتگو با محمد رزاقی درباره پیامدهای ویرانگر سرکوب غریزه جنسی در تشکیلات رجوی ـ قسمت اول

باید گفت که انقلاب ایدئولوژیک کاذب مریم قجر و رجوی باعث فساد در درون تشکیلات فرقه شد و باعث مریضی روحی افراد و اعضای مجاهدین، آنهم کسانی که روزی آرزو داشتند با نام مجاهد کشته شوند ولی رجوی کاری کرد که همان افراد به کارهای زیر زمینی و روابط مناسبات پنهان رو بیاورند روابط و مناسبات بین زن و مرد، بصورت محرمانه بین مردها و متاسفانه در همین حد هم نماند

مصاحبه با آقای علی مرادی یک عضو جداشده از فرقه رجوی – قسمت دوم 31 فروردین 1393

مصاحبه با آقای علی مرادی یک عضو جداشده از فرقه رجوی – قسمت دوم

درباره ی روابط خانوادگی که اصلاًیک تئوری دارند که خانواده مساوی است با کانون فساد ازدواج تشکیلاتی بوده شب دستور می دادند آقای فلانی امشب ساعت 9 در فلان سالن حضور داشته باش میگفت باشه برای چی می گفتند امشب ازدواج شماست.شب می رفت با زن یا دختری مواجه می شد که اصلا ً همدیگر را نمی شناختند

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت دوم 31 فروردین 1393

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت دوم

رجوی از سیه دلی، آنان را غیر قانونی وارد عراق می کرد تا در صورت تعارض به آنها بفهماند که در صورت اراده کردن برای برگشت و خروج از عراق با زندان 8 ساله آنهم در ابو غریب به سبب ورود غیرقانونی به عراق مواجهند.قربانی بعد از ورود به اشرف متوجه میشد که در آنجا نه از تماس تلفنی و یا رد و بدل نامه با خانواده ودوستان خبری هست و نه از زندگی نرمال که موقع فریب به او وعده شده بود.

مصاحبه با خانم زهرا معینی فعال حقوق بشر از آلمان 31 فروردین 1393

مصاحبه با خانم زهرا معینی فعال حقوق بشر از آلمان

بعد از اینکه درخارج از عراق شاهد پول شوییهای سازمان وتجاوز هواداران سازمان به بچه های خردسال بودم تصمیم گرفتم که دیگر از مناسبات سازمان بیرون بکشم. وقتی تصمیم خودم را به مسئول پایگاه درآلمان خانم کبری طهماسبی با اسم مستعار هاجر گفتم مرا تهدید کرد و گفت که من مزدور هستم ودستم در خون شهدا می باشد!!.

نامه به آنتونیو گوترز، رئیس کمیساریای عالی پناهندگی 30 فروردین 1393

نامه به آنتونیو گوترز، رئیس کمیساریای عالی پناهندگی

این جانبان همایون کهزادی و محمود سپاهی از اعضای سابق سازمان که بیش از نیمی از عمر خود را برای جاطلبان و تشنگان قدرت در این فرقه به بیهوده گذراندیم واینک توانسته ایم تا به دنیای ازاد راه پیدا کنیم وبه دنبال زندگی خود برویم اما همچنان بیشتر دوستانمان در چنگال این فرقه اسیر هستند وصدایشان به جایی نمی رسد وتنها صدایی که میتواند این را به گوش شما برساند همین جدا شده هایی هستند که زمانی خودشان قربانی این فرقه تروریستی بودند.

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت اول 28 فروردین 1393

ما به این خاطر می گوییم گروگان فرقه رجوی بودیم – قسمت اول

اگر یکی ازاین گروگان ها تن به خواسته های رهبران نمی داد در مراحل اول ارزیابی می کردند که آیا طرف واقعاً می خواهد برود یا اینکه خواسته تشکیلاتی دارد که با ترفند اعلام نارضایتی، می خواهد خواسته اش برآورده شود. بعد از ارزیابی نفر را دعوت می کردند به نوشتن گزارش، بعد از آن مرحله، برای فشار اولیه، مسئول مربوطه وارد عمل می شد تا بتواند نفر را با احساسات مذهبی رام کند.

جداشده های مجاهدین از شکنجه های درون سازمانی می گویند! 27 فروردین 1393

جداشده های مجاهدین از شکنجه های درون سازمانی می گویند!

پرویز احمدی معلم ساده دلی که فریب مجاهدین را خورد و به اشرف منتقل گردید از شدت شکنجه کشته می شود. یکی از شاهدین شکنجه و مرگ پرویز احمدی به من گفت: بعد از آخرین بازجویی قفسه سینه اش شکسته بود تا صبح داخل سلول ناله کرد حتی بعضی وقتها به او تنفس مصنوعی نیز می دادیم اوایل صبح بازجویان و شکنجه گران بیرمن رجوی او را از سلول بردند و دیگر برنگشت.

پیام به دوستان اسیر در لیبرتی! 24 فروردین 1393

پیام به دوستان اسیر در لیبرتی!

رهبران فرقه با وعده های دروغین چندین سال عمر ما را به تباهی کشیدند و طی این چندین سال فقط از ما بیگاری کشیدند و همیشه زیر ضرب آنها بودیم و جالب این جاست که این همه شکستی که رهبران فرقه و سرانشان در عراق خوردند و خودشان خوب می دانند که استراتژی به بن بست رسیده

به کوری چشم رجوی ها سیزده سال ۱۳۹۳ را بدر کردیم 19 فروردین 1393

به کوری چشم رجوی ها سیزده سال ۱۳۹۳ را بدر کردیم

برای اجرای برنامه سیزده بدر تشکیلات فرقه همه بچه ها را بسیج می کردند تا تمامی میز و صندلی ها و امکانات صنفی و فرهنگی و ورزشی را بار خودروی ایفا کنند و به پارک منتقل نمایند بعد از اتمام برنامه، همه آن امکانات را می بایست به جای قبلی برمی گرداندیم علاوه بر این، فشار کار آشپزخانه و سرو غذا و شستن ظروف و سایر کارهای دیگر را هم باید اعضاء تحمل می کردند گذشته از این ها شرکت در برنامه اجباری بود

عید سال ۹۳ به دور از تشکیلات فرقه ای رجوی 18 فروردین 1393

عید سال ۹۳ به دور از تشکیلات فرقه ای رجوی

در طی چندین و چند سالی که در تشکیلات رجوی بودم، جشن نوروز بهانه ای برای برگزاری نشستی با حضور خود لعنت الله (رجوی) بود. که در چندساعتی که در خدمت این شیطان آدم نما بودیم، می بایست پشت سرهم قربونت برم برایش می سراییدیم، کف و سوت و حورا برایشان حواله می کردیم

blank
blank
blank