مادرت دلتنگ توست نامه فواد بصری به محمد جعفر نجفی در کمپ آلبانی
در کنار هم برای ایران برای ایران باید برخاست
چند کلامی تامل برانگیز پیام علی پوراحمد به اسیران رجوی در اسارتگاه مانز آلبانی
پادگان های مریم و اشرف – قسمت سوم
اصلا کسی حریم و چیزی به عنوان حوزه فردی ندارد. از همان بدو ورود هم به او می گویند و هم در عمل تحت عنوان تضاد بین فرد و جمع به او آموزش می دهند که تمام خواستهای فردی باید به نفع جمع کنار گذاشته شوند. به همین دلیل از همان بدو ورود هر کس باید وسایل شخصی خود از قبیل طلا- خانه – ماشین و… را به سازمان بدهد و هیچ حریمی به عنوان مالکیت فردی ندارد.
پادگان های مریم و اشرف – قسمت دوم
ساختمان های مقر اشرف بیشتر حالت پادگانی دارد. ولی در مقر مریم به تناسب آنجا ساختمان ها همه شیک و با معماری اروپایی ساخته شده اند. ولی محتوای این دو ظرف تفاوت چندانی با هم ندارند. مثلا در خالص مکان مشخصی برای نشست ها وجود دارد، در اوورسورواز هم به تناسب معماری اروپایی همین مکان خاص ساخته شده است.
تفاوتی میان پادگان های مریم و اشرف نیست
سازمان بسیاری از افراد مهاجر را از طرق مختلف به تور انداخته و به داخل پادگان های خود کشانده بود. بنابراین لازم بود بیش از هر چیز آنها را به گونه ای تربیت و مغزشویی بکند که تحت هیچ شرایطی به قول رجوی هوایی نشوند و هوس بیرون رفتن از هر یک از این دو مقر را نکنند. پس لازم بود این افراد بیگناه ابتدا از هر لحاظ خلع سلاح بشوند یعنی تحت اراده و در اختیار کامل رجوی قرار بگیرند.
نامه خانم عاطفه نادعلیان به خانم بتول سلطانی
یکی از مشکلات پیروان فرقه ها تا جایی که مطالعه کرده ام اینست که بعد از جدا شدن از فرقه جسارت بیان مفسده و جنایات رهبر فرقه و آنچه که در درون فرقه اتفاق افتاده است را ندارند و سعی میکنند تا خاطرات تلخ خود را به ورطه فراموشی بسپارند. آنان از اینکه خود را داوطلبانه و همچون برده در تملک کامل رهبر فرقه قرار داده اند دچار شرم بوده و زبان به بیان حقایق نمیگشایند، حال آنکه این خاطرات هر چند مشمئز کننده و شرم آور باید برای انتقال به نسل های بعدی مطرح و بیان شوند تا دیگران در چنین دام هایی که توسط شیادان مردم فریب پهن میشوند نیفتند.
طعمه – قسمت سوم
مخابرات، ارگان مخوف امنیتی رژیم صدام بود که به کمک رجوی شتافته بود وصدای هر مخالفی را در نطفه خفه می کرد بیان این جمله از مزدوران رجوی وخود رجوی برای امثال ما کافی بود تا مقاومت مان را درهم بشکند ورجوی ازآن به عنوان چماقی برای ایجاد رعب ووحشت درمیان نیروها استفاده می کرد و همین جمله باعث می شد که ما در اشرف بمانیم وفکر رفتن ما مصادف می شد با سروکار داشتن با این ارگان مخوف.
در فرقه رجوی همه چیزحول رهبری شکل می گیرد
در فرقه رجوی هر فردی مرکب از یک کسر است. کسر یعنی هر فردی شامل یک صورت کسر و یک مخرج کسر است. می گویند صورت کسر مریم و مخرج کسر مسعود است. صورت کسر در یک معادله مساوی با نفس و مخرج کسر برابر با خون است. یعنی فرد تا وقتی که زنده است و نفس می کشد باید به اسم مریم و برای مریم کار کند و وقتی دستور داده می شود که خون اش ریخته شود، آن لحظه ای است که مسعود چنین می خواهد.
مصاحبه با آقای اسماعیل شمس الدین
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
گفتگو با آقای صباح شکربیگی
وقتی که من به اردوگاه تبف که تحت کنترل آمریکایی ها بود رفتم در انجا با تعدادی از خود فروخته گان و مزدوران سازمان مواجه شدم که بین نفرات جداشده اختلاف می انداختند و تعدادی از همین خود فروخته گان سازمان چند وقت یک بار به ملاقات مسئولین سازمان میرفتند و توجیه میشدند که چگونه برنامه های پست و رزیلانه خود را در بین افراد ناراضی و جداشده به اجرا بیاورند
گفتگو با حسن پیرانسر
فرقه رجوی اساسا هیچ تمایلی به آمدن نیروهای جدا شده اش و حتی نیروهای خودش به کشور های اروپایی و امریکایی را ندارد. چون نیروها حامل اطلاعاتی از مناسبات تماماً فرقه ای در درون تشکیلات هستند و همچنین شاهدین زنده ای از همکاری تمام عیار این فرقه با دیکتاتور عراق صدام حسین در کشتار مردم کرد و شیعه عراق می باشند.
ناگفته هایی از زبان آقای شمس الدین – قسمت پنجم
آقای اسماعیل شمس الدین از اعضای جدا شده از فرقه رجوی می باشند. که در مورد رابطه خود با سازمان مجاهدین موضوعاتی را مطرح می کنند.
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت هفتم
نشست های موسوم به انقلاب ایدئولوژیک دقیقا برای این طرحی شده بود تا افراد را وادار کنند مطیع کامل رهبران سازمان باشند. و در عملیات تروریستی بدون کوچکترین سوال و یا ذهنیتی و یا تناقضی دست به کشتار شهروندان ایرانی بزنند. نشست انقلاب ابتکار شخص رجوی بود او می خواست افراد را مبدل به رباط هایی بیرحم کند که قدرت تفکر نداشته باشند.
قدیسه های شورای رهبری مجاهدین
الان من فکر می کنم یکی از دلایلی که علیرغم همه صحبت هایی که من با رسانه های خارجی کردم یا فعالیت هایی که در بنیاد خانواده سحر دارم، اگر توجه کنید، می بینید که سازمان هیچ موضع گیری سر من نمی کند. این کار را برای چه نمی کند؟ در حالی که برایش خیلی راحت و ساده است که جعل سند کند یا هر اتهامی را ببندد و بگوید ولی هیچ موضع گیری نمی کند، چرا؟ به خاطر اینکه نمی خواهد این موضوع دامن زده شود و در داخل خودش افراد متوجه بشوند که از این قدیسه ها و افرادی که تا این میزان در ذهنشان اینها را مقدس کرده اند یک نفر فرار کرده است.

