چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا 20 خرداد 1405

    قربانیانِ یک نبردِ نابرابر
    جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا

    نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای […]

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سوم 01 آبان 1387

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت سوم

در منطقه کوشک واقعاً زمینش بوی مرگ می داد. این قدر مین داشت که دل شیر می خواست پا تو آن میدان مین بگذارد. شبی که قرار بود برای شناسائی و پیدا کردن راه به همراه سه نفر دیگر رخنه کنیم، یک عراقی بود که فرمانده آن قسمت بود، مرا صدا کرد و گفت تو جوانی با این نفرات نرو. خیلی خطرناک است…

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت دوم 30 مهر 1387

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت دوم

مسعود رجوی می خواست بفهمد من چرا ناراحت هستم و می خواست بداند مشکلم چیست. من آن موقع درد بی درمانم را نمی گفتم. خیلی ناراحت بودم و خیلی از چیزهای سازمان برای من سوال شده بود که احساس می کردم همه زندگی ام را باخته ام. زندگی ام را تلف کرده ام و ما به دنبال هیچ و پوچ هستیم و حتی می دیدم که او به اصولی که خودش دارد هم پایبند نیست. مثلا ما آن موقع ها خیلی داعیه ضد امپریالیستی داشتیم، در حالی که من می دیدم چگونه در قرارگاه اشرف برای آمریکایی ها فرش قرمز می انداختند

جزییات تازه از عقیم سازی زنان عضو فرقه رجوی 27 مهر 1387

جزییات تازه از عقیم سازی زنان عضو فرقه رجوی

یک عضو جداشده از مجاهدین مستقر در عراق گفت: سازمان مجاهدین در برنامه‌ای حساب شده اقدام به جراحی رحم زنان تحت عناوین مختلف می‌کنند و زنی که این عمل را انجام دهد به مرحله رسیدن به قله‌آرمانی ارتقاء می‌دهند و تاکنون اقدام به عقیم کردن 150 زن کرده‌اند.

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت اول 25 مهر 1387

مصاحبه با خانم بتول سلطانی – قسمت اول

بتول سلطانی، زنی که اکنون پس از گذشت بیش از دو دهه اسارت در فرقه آزاد شده، زمانی که پدرش فراق او را تاب نیاورده به دیار باقی شتافته، مادرش اندوه رفتن شوی را با فراق دلبندش تا اکنون آمده، تاب آورده، اما اکنون… این آمده در یک دور تسلسل پای در جای پای مادر و چشم به راه انتظار فرزندان گمشده اش در غربت اروپا، بایستی همه آن سال های انتظار و اندوه و فراق مادرانه را تا وصال دیگری تجربه و تاب بیاورد.

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سیزدهم 25 مهر 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت سیزدهم

امروز بعد از سالیان توانستم با خانواده دایی ام صحبت کنم. آنها شوخی میکردند و به ما میگفتند که شما مثل پتروس فداکار هستید با این تفاوت که پتروس معروف شد و شما ها از یاد رفته اید. خیلی جالبه که خانواده ای ما هم در گذشت زمان ما را از یاد برده اند.

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوم 23 مهر 1387

خاطرات کامبیز باقر زاده – قسمت دوم

روزی مرا صدا کردند و گفتند باید در یک نشست شرکت کنی رفتم دیدم چه قیامتی است حدوداً 200 نفر سر یک نفر به نام محمدآقا سلطانی ریخته اند و هر کسی با صدای بلند سر او داد می زند و به او فحش می دادند و به این کار می گفتند گرفتن حق رهبری!

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوم 22 مهر 1387

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوم

تشکیلات رجوی به دربار پادشاهان قدیم می ماند که رهبری آن حتی فکر می کرد خورشید و ماه باید به فرمان پادشاه طلوع و غروب کنند آری رجوی در پوش اسلام یعنی خواستگاه توحیدی تمامی مردم ایران (مسلمانان) از نام امام حسین و انبیاء سوء استفاده کرد.

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت دهم 21 مهر 1387

مصاحبه با هادی شبانی – قسمت دهم

مسئوولین اردوگاه طبق هماهنگی های قبلی تشویق هایی را جهت انگیزه دادن به نفرات در نظر می‌گرفتند. سپس مسئولین فرقه به همراه یک اکیپ جهت کار تبلیغی و جذب نفرات در میان آنان حاضر شده و سخنرانی می کردند و در همان جا لیست اسامی بیچاره های مانده از فشارهای اردوگاه را تهیه و به ظاهر به آنها مهلت تصمیم گیری صوری چند روزه می دادند و بعد از چند روز آنان را به اردوگاه اشرف می بردند.

شناخت نسبت به مناسبات مجاهدین 18 مهر 1387

شناخت نسبت به مناسبات مجاهدین

پس پله اول برای عملیاتی شدن را با فعال بودن در عملیات جاری طی می کنید. مرحله بعد باید فعال و مدافع مناسبات باشید. در این مرحله باید هرگونه حرکت، حرف و محبت و نگاه را گزارش کنید و مهم نیست که خودتان چه می کنید چون نفر بعد کارهای شما را گزارش می کند.

قرارگاه اشرف، خانه ی عنکبوت 16 مهر 1387

قرارگاه اشرف، خانه ی عنکبوت

سیامک حاتمی پس از پانزده سال توانست با عزمی راسخ از دنیای تاریک و سیاه مجاهدین در قرارگاه اشرف رهایی یابد. او سه سال است که در دنیای آزاد زندگی می کند. سیامک در گفتگویی که با وی داشتم به شکلی صریح و جسورانه به طرح دیدگاههای انتقادی و گزنده خویش از وضعیت و شرایط حاکم بر قرارگاه اشرف و مناسبات درونی مجاهدین می پردازد.

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت دوازدهم 13 مهر 1387

خاطرات دوران اسارت در کمپ امریکایی ها – قسمت دوازدهم

شب هنگام سرهنگ Woodside نفراتی را که خانواده درجه یک یا پاسپورت خارجی داشتند را صدا کرد وی اظهار خشوندی کرد که کار این نفرات روبراه می شود. مترجم وی زنی ایرانی است به نام عسل که مثل خواهران شورای رهبری تمایل زیادی به اعمال هژمونی دارد و گفته که بحث سیاسی در کمپ ممنوع است.

پای صحبت مجید روحی و شکنجه در پادگان اشرف 11 مهر 1387

پای صحبت مجید روحی و شکنجه در پادگان اشرف

در بازجویی ها مدام میگفتند که زندگی نامه ات را بنویس و من در عوض وصیت نامه مینوشتم که عصبانی میشدند و کتک میزدند. بالاخره گفتم می مانم و به پذیرش برده شدم و وارد آموزش های نظامی و بحث های انقلاب ایدئولوژیک و طلاق شدم. بعد گفتند که حالا که انقلاب کرده ای زندگی نامه ات را بنویس و من از ترس زندان و کتک و بازجویی هر کاری میگفتند انجام میدادم.

blank
blank
blank