جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳ 08 مهر 1405

    تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد
    پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳

    یونس مساعدی که در سال ۱۳۶۶ در منطقهٔ میمک اسیر شده بود، در سال ۱۳۶۸ توسط سران گروه رجوی فریب خورد و به کمپ اشرف منتقل گردید. از آن تاریخ تاکنون، این گروه با ایجاد ممنوعیت‌های ارتباطی، خانوادهٔ یونس را در بی‌خبری مطلق نگه داشته است. پیگیری‌های این خانواده پس از سال‌ها دوری و بی‌خبری، […]

پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز 08 مهر 1405

نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز

حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک 08 مهر 1405

پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک

گزارش روز سوم از کنار لیبرتی 13 مرداد 1395

گزارش روز سوم از کنار لیبرتی

امروز، دیدم خواهری را که روی زمین سینه خیز میرفت تا خود را به دیوار آهنی و سیم خاردارها برساند، و فریاد برادرم را بیاورید تا ملاقاتش کنم، را بلندتر و از نزدیکتر سر دهد…

خانواده ایرانپور در کنار دیگر خانواده ها در تلاش برای رهایی عزیزانشان 12 مرداد 1395

خانواده ایرانپور در کنار دیگر خانواده ها در تلاش برای رهایی عزیزانشان

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و برای رهایی عزیزانشان از لیبرتی در کنار این اسارتگاه تجمع کردند. که در این بین خانواده هایی از استان فارس نیز حضور دارند.

خانواده های مازندرانی در تلاش برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی 12 مرداد 1395

خانواده های مازندرانی در تلاش برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و برای رهایی عزیزانشان از لیبرتی در کنار این اسارتگاه تجمع کردند. که در این بین خانواده هایی از استان مازندران حضور دارند.

پای صحبت خانواده ای که رجوی را خائن و مکار نامیدند 12 مرداد 1395

پای صحبت خانواده ای که رجوی را خائن و مکار نامیدند

طی زمانی که در خدمت این خانواده بودیم مادر ابوالفضل سعداله بسیار از حضور ما در منزلشان استقبال کردند و آرزو کردند که تمام نفرات منجمله پسرش ابوالفضل و دو برادرانش آقایان دارائی که گرفتار فرقه رجوی هستند آزاد شوند و به زندگی بر گردند و گفتند ما خانواده همه جوره از آنها حمایت می کنیم تا روزی که از این فرقه جدا شوند.

فراق تا کی خواهر گلم؟! 12 مرداد 1395

فراق تا کی خواهر گلم؟!

من برای رهایی تو از فرقه مریم قجر جانم را می دهم. امیدوارم این نامه به دست تو برسد و همه را از چشم انتظاری در بیاری.آنچه که از تو سراغ داشتم مهر و محبت به خانواده و وطن خود بود. فقط کافیست اراده کنی و عزم خودت را جزم و به آغوش گرم خانواده ات برگردی.حال که در آلبانی هستی فکر می کنم شرایطش با عراق و اشرف متفاوت باشه و می توانی خود را نجات دهی. همینطور که سایر دوستانت چنین کردند. آینده در انتظار توست. ما همه بی صبرانه چشم انتظار تو هستیم، از هیچ چیز نترس و برگرد.

سفرنامه هجران و حرمان – قسمت اول 12 مرداد 1395

سفرنامه هجران و حرمان – قسمت اول

هرکس عزیزی را صدا می زد، برادری گریه می کرد و خواهری گریبان می درید گرما بیداد می کرد و زمین آتش بالا می آورد. خدایا در این بیابان تفته و در میانه ی این دیوارهای بتنی سر به فلک کشیده و رو در روی نگهبانانی نا هم زبان و نا همدل چه می خواهیم.خدایا این چه آوردی است که هماوردش خودی است و سلاحش عشق است، مغلوبش قلبهای پر عاطفه مادران و خواهران و بغض گلوی برادران…

تلاش ششم خانواده ها – سنگر نظامی برای مقابله با خانواده ها!! 12 مرداد 1395

تلاش ششم خانواده ها – سنگر نظامی برای مقابله با خانواده ها!!

روزی سخت بود اما مثل همیشه خانواده ها، قدرتمند و محکم ایستادند و از ته دل عزیزانشان را صدا زدند. آن ها سعی کردند با پخش سرود ملی ایران، پیام دوستی و عشق به مام وطن را در فرزندان شان زنده کنند. این روز سخت، همراه با ناله های پدران و مادران پیر ادامه داشت. همراه با فریاد دوست تان داریم خانواده ها، همراه با گریه ی پدری در فراق فرزند، همراه با ناله ی مادری که سوی چشمانش را برای فرزندش داده…

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!! 12 مرداد 1395

پدرم سالهاست این مسیر پر از رنج را به خاطر تو می آیم!!!

به انتظار آمدنت هستیم. پدرم اینجا سرزمین تو نیست. خانه تو اینجا نیست. خانه تو همان منطقه بخش الوار است. گندم زارهای طلایی منتظر دستان پر مهر تو هستند. پدرم اینجا چرا درخت می کاری؟؟؟ تو خودت هزاران اصله درخت داری در سرزمین آبا و اجدادی مان. پدرم درپشت این حصارهای سنگی به انتظارات مانده ام…نگاهم کن… صدایم کن…

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی 12 مرداد 1395

حضور گرم خانواده ابراهیم جدی در جمع خانواده های مستقر تبریزی در جلوی درب کمپ لیبرتی

خانواده یکی از اعضای فرقه تروریستی رجوی بنام ابراهیم جدی معروف به دکتر حمید قرارگاه اشرف سابق در طی الحاق وی به این گروه تروریستی متحمل زحمات زیادی شده اند. از یکسو یکی از برادران اش به جهت حضور در درگیری های نظامی کشته شده واز آن سوی یکی از برادرانش بنام بیوک جدی در سنین کم جوانی به جهت بی تجربگی وحضور در تیم نظامی واقدامات فاز نظامی سازمان تروریستی رجوی چند سالی را در حبس بوده است.

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور 12 مرداد 1395

نجوای پرچم ها؛ دلنوشته ای از خانم هما ایرانپور

پرچمهای سر به فلک کشیده سه رنگم قسم به رنگ سرخ و سبز و سفیدتان که نیروی عشق خستگی ناپذیرست و توقف نمیشناسد هرچند آخرین بار است که این راه را برای نجات عزیزانم میپیمایم اما خدا گر ز حکمت ببندد دری…ز رحمت گشاید در دیگری… به برافراشتگیتان ادامه دهید تا باز گشتم به وطن…خدارا چه دیدید شاید این بار دست پر باز گردم به آغوش وطن…

گزارش تصویری از تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی 11 مرداد 1395

گزارش تصویری از تلاش خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی

گروهی شامل حدود 200 تن از خانواده های اسرای ذهنی و عینی گرفتار در فرقه رجوی در اردوگاه لیبرتی، جهت دیدار با عزیزان خود به بغداد آمده و امروز بعد از ظهر به عنوان ششمین تلاش مستمر خانواده ها به مقابل درب اردوگاه مراجعه کردند. این خانواده ها که از استان های تهران، اصفهان، فارس، خراسان رضوی، خوزستان، آذربایجان شرقی، کرمانشاه، مازندران، گلستان، سیستان و بلوچستان، یزد، و زنجان آمده اند طی روزهای پنجشنبه، جمعه و شنبه به تدریج وارد بغداد شده و امروز برای تلاشی دیگر عازم لیبرتی گردیدند.

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد… 11 مرداد 1395

فریاد خانواده های تبریزی به گوش می رسد…

همهمه زیادی محوطه سوارشدن اتوبوس را پر کرده بدرقه کنندگان خانواده ها آرزوی سرسلامتی برای مسافران و عزیزان خود دارند تا با سلامتی راهی کمپ لیبرتی در نزدیکی فرودگاه بغداد بشوند. خانم خوب زمانی از بیماری چند ساله اش میگوید که بخاطر فراق برادرش یوسف که هم اکنون از ساکنین کمپ لیبرتی است برایش بوجود آمده است. می گوید ایندفعه با چنگ و دندان و تا اخرین رمق برای دیدارش اقدام خواهد کرد.

blank
blank
blank