همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
عزیمت خانواده های خوزستانی اسیران دربند فرقه رجوی به عراق
این خانواده های چشم انتظار قبل ازعزیمت به عراق در دفتر انجمن نجات شعبه استان خوزستان حضور به هم رساندند تا ضمن کسب اطلاع از آخرین وضعیت فرزندان اسیرخود درکمپ لیبرتی یکبار دیگر از تجارب اعضای جداشده از فرقه در راستای نجات عزیزان اسیرشان بهره ببرند.
گزارش تکمیلی از تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی
این پنجمین بار است که تعدادی از خانواده ها به مقابل درب لیبرتی میروند. اگر چه آنان به خوبی آگاه هستند که در موارد قبلی هیچگونه امکان دیدار و کسب اطلاع وجود نداشت اما باز هم خواستند بخت خود را آزمایش کنند تا شاید دل مسئولین اردوگاه به رحم آید و با این دیدارها موافقت نمایند.
تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی
خانواده های دردمند و رنج کشیده اعضای فرقه رجوی گرفتار در اردوگاه لیبرتی، روز یکشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۵، برای پنجمین بار جهت دیدار با عزیزانشان و کسب اطلاع از وضعیت جسمی و روحی آنان به مقابل این اردوگاه مراجعه کرده و بار دیگر خواست برحق خود را در این رابطه مطرح نمودند.
نامۀ دوم خانم ماه منیر ایران پور به نخست وزیر عراق
اکنون ایشان در خاک شما و در کمپ لیبرتی هستند. من و خانواده ام بارها برای ملاقات با ایشان به عراق آمدهایم اما تاکنون موفق به دیدار و یا حتی یک تماس تلفنی هم با آنان نشدهایم. اکنون برای بار دوم از شما تقاضا دارم با توجه به اینکه شما بهعنوان نخست وزیر بالاترین مقام اجرایی کشور عراق و دارای اختیارات کامل اجرایی هستید؛ امکان ملاقات چند ساعتهای را تحت نظارت خودتان و بدون حضور عوامل سازمان مجاهدین برای ما فراهم آورید.
لحظه تاریخی که نرگس بهشتی برادر اسیرش را در مقابل کمپ لیبرتی از دور می بیند
در یکی از این روزها وقتی اسیران برای دشنام دادن در جلوی درب لیبرتی با صورت های پوشیده به صف بودند لحظه ای صورت مصطفی بهشتی که با پارچه سیاهی پوشانده شده بود، (شاید هم عمدا توسط خود مصطفی) باز می شود. از آنجایی که خواهرش یعنی نرگس بهشتی در همان جلو بوده از فاصله چند متری رخسار عزیز دلش را می بیند.
نامه ای ازطرف خانواده فیروز ساعدی
سلام پسرم. من مادرت دیگر پیر شده ام. وچشمانم ازبس درفراق تو اشک ریختم دیگر سویی ندارد. خواهر وبرادرانت همه درفکر و خیال تو هستند وپدرت کمرش خم شده است وهمه درانتظار دیدار توهستند. پسرم دیگر طاقت دوری تورا ندارم. خواهش میکنم که برگردی ومارا شاد وخوشحال کنی وزندگی مان را برایمان بهشت کنی.
تبریک انجمن خوزستان به خانواده های دهدشتی و بیرون رو
امیدواریم که این اسیران دربند با درک وفهم این مسئله که بودن سالیانشان درمناسبات خفقان آور فرقه شیطان صفت رجوی چیزی جزتباهی زندگی خود وغم وناراحتی برای خانواده هایشان نداشته بتوانند هرچه زودترخود را ازدام این فرقه نجات داده و به دنیای واقعی و عاری از جهل و فریب رجوی قدم گذاشته و به غم و ناراحتی سالیان خانواده های خود پایان دهند.انشاءالله
نامۀ ۳۵ خانوادۀ اسرای فرقۀ رجوی در لیبرتی به نخست وزیر عراق
آیا در یک سازمان و یا دسته نظامی سربازان وپرسنل، طی دوران خدمت باید از دیدار خانواده هایشان محروم باشند؟؟ آیا در کجای جهان حتی زندانی از ملاقات و تماس با خانواده اش برای دهها سال محروم می شود؟ رجوی و سران فرقه اش چندین دهه است که با قوانین خشک و وحشتناک، مانع دیدار وارتباط ما با عزیزانمان شده است. جناب نخست وزیر، همۀ ما دلسوختگان دست یاری به سوی شما …
پای صحبت مادر فیروز ساعدی که اسیر رجوی است!
اوکه تقریبا تمامی اوقات خود را صرف درآوردن اشک حسرت وفراق میکند، در ستردن آن و نشان دادن خویشتنداری و کمتر ناراحت کردن مهمان، بهتر ازما عمل میکند! میگوید من هیچ بدی درحق رجوی که اورا نمی شناختم، نکرده ام ونمیدانم دشمنی او با من چیست که فرزندم را زندانی کرده و از حق یک زندانی مجرم برای ملاقات و نامه نویسی با عزیزانش محروم! رجوی ظلمی را در مورد من وفرزندم کرده است که غیر قابل بخشش است و البته این آنقدرها هم برایم اهمیت ندارد!
نامه ای به رضا زنگنه اسیر در زندان لیبرتی
من فقط یک سئوال از شما دارم: شما در فرقه رجوی ضد بشر چه هدفی را دنبال می کنید؟ آیا تا به حال به نتیجه ای رسیده اید؟ چرا خودت را از دام فرقه رجوی نجات نمی دهی؟! تا کی می خواهی به سران فرقه رجوی اجازه دهی شما را به اسارت بگیرند؟! چرا چشمانت را باز نمی کنی و یک فکری به حال خودت نمی کنی؟!.. دلمان می خواهد شما هم مثل بقیه که از فرقه رجوی جدا شدند…
خواهری دلسوخته از دیدار با برادرش در عراق حرف می زند- قسمت پایانی
وقتی او را دیدم دائماً در حال گریه کردن بودم و حالت عجیبی داشتم و بیحال شده بودم. به برادرم محمود می گفتم چرا 29 سال خانواده ات را تنها گذاشتی؟ چرا حتی یک تماس با ما نگرفتی؟ جدائی را چه جوری تحمل کردی؟ محمود هم ما را بغل کرده بود. ضمن این که محمود حالت خاصی داشت و کاملا شوکه شده بود… من که اکنون برای شما تعریف می کنم مشخص شد که این حرکات ناشی از عقب نگه داشتن رجوی جنایت کار از زندگی و عاطفه خانواد گی بچه ها بوده است
نامه ای از پدر شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی
واقعا شما بدنبال چه هدفی هستید ?! در جایی زندگی می کنی حق تماس با ما را نداری انگار که ما حقی به گردن شما نداریم، حتی یک زندانی که به حبس ابد محکوم شده باشد. حق تماس با خانواده خود را دارد این همه سال عمرت را به تباهی کشیدی تا کی می خواهی به تباه کردن عمرت ادامه دهی.

