اعضای انجمن نجات همراه خانواده ها دیدار با خانم جهانبانی همسر علی ابراهیمی از اعضای گرفتار مجاهدین
دیدار با علیرضا بهشتی فرزند مرتضی بهشتی
علیرضا با قامتی استوار و چهره ای که حضور مرتضی را تداعی می کند، جلوی رویم نشسته است و می گوید:” الان دیگر 16 ساله ام، از این به بعد می خواهم خودم پیگیر آنچه بر پدرم رفت را بنمایم، مصطفی بهشتی عمویم است و نزدیک ترین شخص به پدرم در این سالیان بوده است. عزمم جزم است و باید من را نیز کمک کنید تا دین خودم را ادا کنم.”
نامۀ آقای مصطفی محمدی به صافی الیاسری قلم به مزد فرقۀ رجوی
شما نوشته اید با سمیه من، دختر در اسارتم، شخصا گفت و گو کرده اید، شما که می گویید روزنامه نگار و نویسنده و محقق هستید چگونه به خودتان اجازه می دهید بدون اینکه تلفن را بردارید و چند دقیقه هم مستقیم با من به عنوان پدرش و یا برادر و خواهر و یا مادر سمیه صحبت کنید. چرا فقط با یک طرف قضیه صحبت کرده اید و از این رو یک طرفه قضاوت کرده اید؟.
خانم ماه منیر ایران پور از سفر اخیرش به درب لیبرتی می گوید
خانم ماه منیر ایرانپور که به همراه 116 نفر دیگر از خانواده ها به درب لیبرتی سفر کرده بودند، نقش خانواده را در اضمحلال این فرقه تروریستی بسیار موثر دانسته و گفتند که این سفر به لحاظ تعداد تاثیر بیشتری نسبت به سفرهای قبلی داشته است.
نامه خدیجه (رقیه) خدائی به پسرش سید مرتضی اکبری نسب در کمپ آلبانی
نمیدانم کدام سلوک و مذهبی میخواهد و میتواند یک انسان چنین خوش بین و رئوف را تغییر دهد کدام منطق قبول میکند که مادری سی سال از دیدار فرزندش محروم باشد و این چه باری از زندگی، و مشکلات زمین بر میدارد و منفعت چنین کاری کجاست!؟
پایداری خانم نرگس بهشتی برای رهایی برادر نازنینش از چنگال رجوی
خانم نرگس بهشتی ازخواهران این دوعزیز با دلی خونین وقلبی پاره پاره بطور شگفت انگیزی درپی رهایی مصطفی کون ومکان نمی شناسند وبا مسافرتی چندین باره به عراق واشرف ولیبرتی وحتی صحن سازمان ملل متحد در ژنو و دیدار با احمد شهید بدنبال فریادرسی بودند شاید که آزادی مصطفی ازدستگاه مافیایی رجوی و بازگشتشان به کانون پرمهرخانواده میسر و محقق گردد.
نامه زهرا اشرفخانی (التفات) به پسرش میر واقف صداقی در آلبانی
پسرم بابات در حسرت شنیدن صدای تو از این دنیا رفت من هم خیلی پیر و مریض هستم تنها آرزوم قبل از مرگ , دیدار و شنیدن صدات هست پسرم با من چنین کاری را نکن میدانم مقصر نیستی. شنیده ام که رجوی نمیگذارد شماها با پدر و مادرها تماس بگیرید چه آرزوها که من برات نداشتم هر روز قاب عکس تو را برمیدارم وکلی گریه میکنم پسرم سعی کن از لجن زار رجوی فرار کنی و آزاد شوی هر کجا باشی ما دنبالت خواهیم آمد و بهت کمک میکنیم.
“صوت العراق” نامۀ خانم ایران پور در پاسخ به مقالۀ یاسری مزدور فرقۀ رجوی را منتشر ساخت
این امر خانم ماه منیر ایران پور را وادار به نوشتن پاسخی بر آن مقالۀ یاسری نمود که سایت « صوت العراق» آن را نیز به طور کامل منتشر کرد و در نامه ای به نویسندۀ نامۀ جوابیه تأکید نمود که دیگر مقاله ای از صافی الیاسری منتشر نخواهد کرد. اینک متن فارسی نامۀ خانم ایران پور را که سایت «صوت العراق» روز شنبه ۱۹ مارس ۲۰۱۶ منتشر کرده در زیر می آوریم.
پیام تبریک سال نو خانواده نوری به طیبه نوری در آلبانی
بخاطر دخترت (نگار) هم که شده از چاهی که در آن افتاده ای خودت را نجات بده و ما بقی عمرت را در کنار دخترت آزاد زندگی کن. تا کی می خواهی عمرت را برای هیچ و پوچ تباه کنی. امیدواریم که در آینده نزدیک تصمیم درستی را برای خودت بگیری و به آغوش خانواده برگردی و دل ما و دخترت را شاد کنی. مجددا سال نو را به شما تبریک می گوییم و امیدواریم امسال سال رهایی شما باشد.
جمعبندی تحصن موفقیت آمیز خانواده ها در اطراف لیبرتی در دفتر انجمن ماهشهر – قسمت دوم
رستم البوغبیش درادامه توضیحات خود گفت: من الان با خانواده ام زندگی می کنم درحالیکه وقتی درمناسبات فرقه بودم اصلا چنین تصوری برایم محال بود.رجوی همیشه و درهرنشستی که با ما داشت شیادانه می گفت: اگرازمناسبات او جدا شوید به فرض که دولت ایران شمارا اعدام نکند یا دست به خودکشی می زنید ویا به اعتیاد پناه خواهید آورد!!
خانم رجوی توان ایدئولوژیک و حقانیت خود را به همه نشان دهید
خانم رجوی از کجا اینقدر مطمئنید که اعضای باسابقه شما در ملاقات با خانواده ها از دست میروند که اینقدر سنگ اندازی میکنید و مانع تراشی. اجازه ملاقات، اجازه تماس، اجازه بحث و گفتگو را به همه بدهید و بگذارید لااقل خودتان هم از تعداد واقعی کادرهایتان مطمئن شوید و بگذارید لااقل آنها را هم که از شما دفاع میکنند و میمانند شایسته اعتماد کرده باشید و بگذارید لااقل از این بابت کادرها را مسئله دار نکرده باشید.
جمعبندی تحصن موفقیت آمیزخانواده ها دراطراف لیبرتی دردفتر انجمن ماهشهر
ولی اینباربرعکس دفعات قبل افرادی که درمقابل ما قرارگرفته بودند حرکات خشونت آمیزی علیه ما نداشتند که به گفته خانواده ها تا حالا سابقه نداشته.البته عوامل سرسپرده رجوی پارچه های سفیدی را جلوی ما نصب کردند تا ما نتوانیم داخل کمپ را ببینیم،ولی اکثرنفرات آرام وساکت روبروی ما ایستاده بودند.درچند مورد خانواده ها به محل استقرار زنان اسیر نزدیک شدند که برخی ازآنها مرتب می آمدند سرکشی می کردند ومی رفتند
پسرم محمد رضا، براستی هم اسیر فرقه ی رجوی است
من درسال 1388 بطور جدی به کمپ اشرف رفتم و9 ماه- بلی نه ماه- درجوار اشرف بیتوته کردم تا ملاقاتی با پسرم داشته باشم که دست نداد! مجبور به بلند کردن صدای خود شدم تا شاید فرزندم حرف های مرا بشنود که رجوی ها با بکارانداختن بلند گوهای قوی، مانع انعکاس صدای من شدند! کسی که هنوز پدر نشده، نمیداند که من با چه آرزوهای نیکی این مشقت 9ماهه را بجان خریدم وسرانجام دریافتم که رجوی ها چقدر سنگ دل وبی رحم هستند!!

