برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
سازمان با وعده ی کسب پناهندگی اروپا، برادرم را فریب داد!
باید ازشما بشنوم ویاد بگیرم که چگونه میتوانم برادرم را از لیبرتی فراری دهم. فعلا بر روی ملاقات تمرکز دارم ودرکنار آن ارسال نامه هایی به نهادهای قانونی عراقی وبین المللی که البته سرعت عمل ام دراین زمینه قابل انتقاد است وباید سریعتر و وسیع تر اقدام کنم که خواهم کرد!
بازگشت سرافرازانه خانواده های اسیران دربند فرقه رجوی به خاک میهن
خانواده ها دراین سفر علاوه بر فعالیت های افشاگرایانه دراطراف کمپ لیبرتی توانسنتد نمایندگانی را ازجانب خود برای ملاقات با نمایندگان یونامی بفرستند.نمایندگان خانواده ها در دیدار خود با نمایندگان یونامی علاوه بر بیان خواسته های به حق خانواده ها یعنی حق ملاقات آنها با عزیزانشان گوشه هایی ازفریبکاریها وجنایات فرقه درحق اسیران را به اطلاع آنها رساندند
عزم و اراده مادران رنج کشیده اسیران رجوی
خانم تاج الدوله حیدریان مادر مهدی حمید فر، خانم ماه منیر جلالی مادر شهاب فروزنده، خانم زمرد امینی مادر غلامرضا شکری وخانم سکینه محمدی مادر علیرضا جعفری از مادران دردمند و رنج کشیده کرمانشاهی که به دفعات متعدد به دفتر انجمن استان کرمانشاه مراجعه و با فعالیت های خود با مراجعه ونامه نگاری به مجامع ذیربط در تلاش برای رهایی عزیزان و جگرگوشه هایشان از اسارت و بندگی رجوی ها هستند.
گزارشی از حضور خانواده های کرمانشاهی عزیمت کرده به لیبرتی
من زمرد امینی هستم مادر غلامرضا شکری پسرم بعد از مرگ پدرش درجه دار ارتش شد و فقط می خواست جای خالی پدر را پر کند و نان آور من و بقیه بچه هایم باشد که در مرز توسط مزدوران رجوی اسیر و به زندان اشرف برده می شود و تاکنون که بیش از 25 سال است که حسرت یک دقیقه دیدارش را بردل من مادر گذاشته است.
خانواده های شالیکار گیلانی با کوله باری از امید بازگشتند
خانواده های دردمند و رنجدیده از ظلم وجور رجوی با امیدواری تمام اذعان داشتند ما دراین کارزار و نبرد سهمگین انسانی و رهایی بخش درراستای گسستن عزیزانمان ازچنگال رجوی پیروز شدیم و توانستیم در دیالوگ چند قدمی خود با عزیزانمان برافکار تخریب شده شان اثرگذار باشیم و بوضوح از برخوردها و چشم ها و نگاه هایشان دریافتیم که در لحظه ضروری ضمن جدایی از فرقه بدنام رجوی به دامان پر مهرومحبت خانواده هایشان بازخواهند گشت.
حضور خواهران محترم ایران پور در دفتر انجمن نجات خوزستان
خانم ایرانپور متقابلا ازحضور و دیدارخودشان با اعضای انجمن خوزستان که خود سالیان از قربانیان این فرقه تروریستی بودند ابرازخوشحالی نموده و درباره سفر اخیر خانواده ها به عراق وتحصن دراطراف کمپ لیبرتی و ضرورت حضور فعال ومستمرخانواده ها دراطراف کمپ لیبرتی اظهارداشت: ما در سفر اخیر به دست آوردهای زیادی دست یافتیم ازجمله افشاگریهای خانواده ها علیه فرقه بخصوص در دیدار با نمایندگان کمیساریا و برخی رسانه های عراقی امید به رهایی را به افراد اسیر ساکن درلیبرتی در دل آنها زنده کردیم. وی اضافه کرد که بدلیل شور واحساسات خانواده ها علیرغم تلاش های مذبوحانه سرکردگان فرقه برای خنثی کردن تاثیرات تلاش آنها برخی افراد اسیر به نوعی تحت تاثیر حضور گرم و امیدوارکننده خانواده ها قرارگرفته بودند
سفر نامه انتظار و امید – قسمت سوم
بر بالای بلندی می ایستم و یاران را به سکوت می خوانم، باز به ترتیب فهرست اسامی، نام هر اسیری را سه بار می خوانیم و باز مرثیه خوانی می کنیم و هماورد می طلبیم و به مناظره فرا می خوانیم: برادر مجاهدم، به مقابل من بیا، چهره مپوشان، با من سخن بگو، با من بگو پس از سی سال ماندن دربند مسعود شیطان صفت دستاورد تو چیست، نفرت و لعن را رها کن و به عاطفه و مهر سلامی دوباره کن.
بمب خانواده با حضور در لیبرتی
حضور خانواده های مشتاق دیدار با عزیزانشان خواب از روی رجوی دیو صفت می رباید و عوامل نادان وی که در مقابل خانواده ها دست به فحاشی و تهمت می زنند را دیوانه نموده است. براستی که خانواده ها پدران و مادرانی که سالیان منتظر این لحظه هستند که بتواند حداقل برای چند دقیقه نور چشمان خود را ببیند از حرکات جنون آمیز جماعت رجوی ابایی ندارند همین خانواده ها بودند که کمپ اشرف را از جا جنباندن و یکی از عواملی بود که رجوی را وادار به عقب نشینی نمود و آنجا را تخلیه کرد.همان موقع با پرتاب سنگ و گلوله های آهنی از خانواده ها استقبال می نمود اما چیزی را عوض نکرد و عزم خانواده را مصمم تر نمود تا برای رهائی عزیزانشان از چنگال دیو لیبرتی یعنی رجوی از پا ننشینند و تنها خواسته آنها آزادی بچه ها و خواهر و برادرانشان می باشد.
گزارش حضور خانواده ها در جلوی اسارتگاه لیبرتی در چند روز گذشته
خانواده ها طبق معمول ساعت ۸ صبح بعد از صرف صبحانه آماده اعزام به جلوی لیبرتی شدند. با هماهنگی لازم خانواده ها در ظلعی از پادگان لیبرتی حضور یافتند که محل اسکان زنان بود و سازمان آمادگی حضور خانواده ها را در آن جا نداشت با حضور خانواده ها از استانهای تهران ٬ فارس ٬ کرمانشاه ٬ یزد ٬ گیلان ٬ خوزستان ٬ سیستان و بلوجستان ٬ مازندران اعضای سازمان با پارک تانکر آب و چندین دستگاه مینی بوس در جلو خیابان ورودی کمپ و نصب پلاکارد های مختلف مانع دید خانواده ها شدند، کار خانواده ها امروز بسیار هماهنگ و خوب بود تا جایی که اعضای فرقه رجوی مجبور شدند که پارچه ها و پلاکاردهای خود را نزدیکتر بیاورند
تلاش مجدد خانواده های مجاهدین برای ملاقات با بستگانشان در کمپ لیبرتی
صبح جمعه بستگان بیش از ۶۰ تن از اعضای گروه مجاهدین در پارکینگ «عباس بن فرناس» توقفگاه ویژه فرودگاه بین المللی بغداد، جمع شدند تا از آنجا راهی لیبرتی، کمپ محل نگهداری نیروهای این گروه شوند. بر پلاکاردهایی کوچک و بزرگ دست نویسی که در دست داشتند، از مجاهدین خواسته اند فرزندانشان را رها و از مجامع بین المللی نیز خواستند، برای ملاقات با بستگان و فرزندانشان مجالی فراهم کنند.
چهارمین اقدام خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – قسمت دوم
خانواده ها برای روز دوم به اردوگاه لیبرتی مراجعه کردند. خانواده ها خیلی خوب فعالیت نمودند و همه جا بودند. خانم ها به منطقه زنان نزدیک شدند و سعی کردند با آنها صحبت کنند. عناصر فرقه رجوی اول مات شدند چون فکر نمیکردند که آنان بتوانند به آن مکان نزدیک شوند و ابتدا سخت دست پاچه شدند. بعد به سرعت نیروهایشان را به محل آوردند و سپس با یک پارچه سفید جلوی شکافی که از آن اردوگاه قابل رؤیت بود را بستند، ولی خانواده ها همچنان به تلاش خود برای کسب خبر ادامه دادند.
پسرم قصد جدایی دارد که رجوی سرگرمش کرده!
من سه بار برای ملاقات فرزندم ابوافضل شیخ بگلو به عراق رفته ام ویکبار نیز پسر دیگرم این کار را انجام داده است که تاکنون نتیجه ی مورد دلخواه مرا نداده است. فکر میکنم که چاره ی کار فشار آوردن هرچه بیشتر به رجوی است که آنهم با مراجعه به نهادهای قانونی وذیربط عراق و نمایندگان سازمان های بین المللی دراین کشور ونیز سایر ارگان های بین المللی در جاهای دیگر جهان است!

