چهارشنبه, ۱۸ شهریور , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی 18 شهریور 1405

    درخواست خواهری چشم‌انتظار
    دیدار اعضای انجمن نجات زنجان با خواهر حبیب الله قاسمی

    خانم لیلا قاسمی، خواهر چشم‌انتظار حبیب‌الله قاسمی (از اعضای مستقر در کمپ سازمان مجاهدین خلق در آلبانی)، سال‌هاست که بی‌وقفه برای نجات برادر خود از چنگال سران این سازمان فعالیت می‌کند. ایشان با حضور در دفتر انجمن نجات استان و دیدار با مسئول انجمن نجات، مراتب نگرانی شدید خود را از مرگ‌ومیرهای اخیر در درون […]

آیا میدانی فرزندت نیما الان 30 بهار را چشم انتظار پشت سر گذاشته؟ 25 آذر 1393

آیا میدانی فرزندت نیما الان 30 بهار را چشم انتظار پشت سر گذاشته؟

آنان چشم انتظارهم ماندند شاید که درسرفصل تبادل اسرا بتوانند عزیزشان را درآغوش بفشارند ولی سرنوشت طور دیگری رقم خورد وسمیع ناجوانمردانه دراثریک معامله کثیف رجوی وصدام به گروگان یک تشکیلات مافیایی قرارگرفت طوری که دیگرنتوانست حتی برای همسرونیمای خود نامه بنویسد وبدینسان بود که ازاسارتی به اسارتی دیگردرآمد وبه واسطه رجوی زندانی شد.

خانواده ها و جداشده ها، دنیا را برای رجوی و فرقه اش ناامن می کنند 24 آذر 1393

خانواده ها و جداشده ها، دنیا را برای رجوی و فرقه اش ناامن می کنند

رفتن این عزیزان از لیبرتی به کشور آلبانی اولین قدم به سوی دنیای آزاد است هرچند رجوی و فرقه اش در آلبانی باز هم تلاش خواهند کرد تا هم چنان آنها در آنجا تحت مغزشویی و اسارت خود نگه دارند و برای اقدامات تروریست آینده اش مورد استفاده قرار دهند. اما باید بدانند که خانواده ها و جداشده ها با وصل شدن به عزیزانی که از لیبرتی پای به دنیای آزاد گذاشتند نقشه شوم رجوی را رسوا و پاره خواهند کرد، خانواده ها و جداشده ها همان طوریکه رجوی را مجبور به ترک اشرف کردند در ادامه قصد دارند با توکل بر خدا تمام دنیا را برای او و فرقه اش ناامن کنند

پیام خانواده چشم انتظار مهرورز به محسن مهرورز مقیم آلبانی 24 آذر 1393

پیام خانواده چشم انتظار مهرورز به محسن مهرورز مقیم آلبانی

امروزمهندس علینقی (مهدی) مهرورز از برادران ایشان با مراجعه به دفترانجمن گیلان ضمن ابراز شادمانی وصف ناپذیرخواستار تسهیلاتی مبنی برمکالمه تلفنی و حتی دیدار حضوری با عزیز رهایی یافته از تشکیلات مافیایی رجوی درعراق و منتقل شده به آلبانی شده است و تاکید داشته که مادر سالمند 90 ساله اش در آرزوی ولو یک تماس تلفنی جگرگوشه اش لحظه شماری میکند.

اسماعیل جان زودی بیا که بی قرار تو هستیم 20 آذر 1393

اسماعیل جان زودی بیا که بی قرار تو هستیم

ازشما خواهش دارم اندک تامل کن و در اولین فرصت با یک” نه” قاطع به رجوی خودت را به نماینده کمیساریای عالی پناهندگان و مسولین عراقی محافظ کمپ لیبرتی معرفی کن و به هتل برو و الباقی راه را به همت وقوه الهی خودم برایت هموار میکنم که بزودی زود خود را دردنیای آزاد و کانون گرم و پرمهر خانواده ات ببینی.

درخواست خانواده های گرفتار فرقه ی رجوی برای انجام ملاقات! 16 آذر 1393

درخواست خانواده های گرفتار فرقه ی رجوی برای انجام ملاقات!

اوضاع عراق بحد کافی نگران کننده و از نقطه نظر خانواده هایی که شخص یا اشخاصی از اعضای آنها گرفتار چنگال های خونریز رجوی ها در کمپ لیبرتی هستند، خطرناک تر تلقی میشود.ازاین روست که انجمن نجات بطور مرتب و مکرر- حضوری یا تلفنی – مورد مراجعه ی این خانواده های نگران بوده وخواستار کسب خبر از اوضاع عزیزان خود بوده ومصرا درخواست دارند که ترتیب ملاقات حضوری یا تلفنی آنها با بستگانشان درعراق داده شود!

ابراز خوشحالی خانواده های مازندرانی بابت رفتن اعضای فرقه به آلبانی 13 آذر 1393

ابراز خوشحالی خانواده های مازندرانی بابت رفتن اعضای فرقه به آلبانی

خانواده هایی که بعد از شنیدن رفتن اعضای خانواده شان به آلبانی از خوشحالی در پوست نمی گنجیدند و بعد از کلی تشکر از نفرات انجمن که در این کار یاری کردند درخواست داشتند که چگونه می توان با آنان در آلبانی تماس برقرار نمود و از وضعیت آنان مطلع شد و آنان را امیدوار به بازگشت به نزد خانواده نمائیم که در این رابطه توضیح داده شد.

صمد نظری سرشار از انرژی بود 12 آذر 1393

صمد نظری سرشار از انرژی بود

هیچوقت چهره خندان ومهربان وبا روحیه ایشان درماموریت به عراق ازخاطرم نمیرود. اگراشتباه نکنم سال 1389 بود که خودم به اتفاق همسرم وهمچنین خانم زهرا رجبی که برادرش را دراسارت رجوی دارد قرارشد با اکیپ مازندران با مسولیت زنده یاد برای ملاقات با عزیزانمان به عراق برویم وچنین شد درآن مسافرت با حضورآقای نظری واقعا ما خانواده های گیلانی ومازندرانی قوت قلب می گرفتیم وهیچ احساس کمبود وحتی خستگی نمی کردیم.

آقای علی آلفته: اگرتو بیایی من جان تازه میگیرم 08 آذر 1393

آقای علی آلفته: اگرتو بیایی من جان تازه میگیرم

وقتی فرزندم دید دیگراشک مجالم نمیدهد که بیشترازاین با وی صحبت کنم خودش هم به گریه افتاد وبه آرامی گفت” چرا. من دلم به حال شما و زادگاهم تنگ شده است وشما را دوست دارم ولی……. درهمین اثنا بود که دیدم تماس هادی قطع شده است واین اولین وآخرین تماس وی با من بوده است”.

خاطراتی از فعالیت خانواده ها برای رهایی فرزندانشان در جلوی کمپ اشرف 05 آذر 1393

خاطراتی از فعالیت خانواده ها برای رهایی فرزندانشان در جلوی کمپ اشرف

نفرات اسیردر فرقه (زندان اشرف) پیغامهای خود را به صورت نوشته و در بطری آب های کوچک جا می دادند و مقداری هم شن و یا سنگ ریزه می ریختند که بتوانند راحتر با فاصله زیاد پرتاب کنند تا به دست خانواده ها برسد، البته ناگفته نماند این اتفاق بیشتر در مکان استقرار دائمی خانواده ها از جمله درب اسد و درب جنوب و درب شرق می افتاد و خانواده ها هم ساعتهای پرتاب بطری که در ساعات اولیه صبح که زمان تعویض نگهبانی بود،منتظر پیغام بودند،خانواده ها بیشتر اتفاقات درون فرقه رابه همین ترتیب از اسیران دریافت می کردند

نامه خانواده های استان قزوین درمحکومیت اقدامات بازدارنده ومرگ های مشکوک در لیبرتی 04 آذر 1393

نامه خانواده های استان قزوین درمحکومیت اقدامات بازدارنده ومرگ های مشکوک در لیبرتی

رهبری و سران مجاهدین خلق سالهاست که فرزندان ما را درعراق تحت اسارت گرفته اند. آنان از هر گونه تماس و ارتباط با دنیای خارج و حتی اعضای خانواده هایشان منع شده اند که مغایر با مفاد منشور جهانی حقوق بشر است. ما اطمینان داریم سران مجاهدین از اینکه فرزندان ما با دنیای خارج از تشکیلات مخوف رجوی در تماس باشند و از سیر تحولات و رویدادهای مربوط به ایران و جهان آگاهی یابند سخت وحشت دارند.

ناله های پدرانه در دوری پسرانش 03 آذر 1393

ناله های پدرانه در دوری پسرانش

آقای متکی که چهار پسرش بنامهای محمدحسین – علی حسین و بهنام و غلامحسین (حجر) متکی در اردوگاه سازمان مجاهدین گرفتار می باشند و اسیر ایدئولوژیهای بی هدف و پوچ مسعود و مریم رجوی خائن برای رسیدن به امیال و آرزوهای پوشالی آنها شده اند و چندین سال است که نتوانسته با فرزندانش صحبت کند و صبح گاهان با آرزوی دیدار آنها سپیده دم را آغاز می کند ولی این جنایتکاران فرقه رجوی هستند که این آرزوی پدران و مادران را به هدفی دست نیافتنی تبدیل کرده اند.

غم نامه خواهری چشم انتظار 29 آبان 1393

غم نامه خواهری چشم انتظار

نور چشمانم به اندازه تمام دنیا غم نبودنت بر دلم سنگینی می کند؛ می دانم خیلی دیر نامه نوشتم ولی بعد از 29 سال دوری، 24 سال بی خبری، انتظار، نگرانی، دلواپسی، فکر و خیال، بهترین خبر عمرم را به من دادند که تو هنوز زنده ای؛ باور کن تمام این مدت به دعا، نذر و نیاز و با یادت گذشت. رنج و درد زیادی را متحمل شدم فقط به امید یک لحظه دیدن دوباره ات.

blank
blank
blank