همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
یک فرزندم را درراه خدا دادم ولی فرزند دیگرم را ازاسارت رجوی خواهم گرفت
پسرم من مادرشهیدم ویک فرزندم را که دردفاع از وطن خود عازم جبهه های جنگ شده بود را درراه خدا دادم وعمیقا بدان افتخارهم میکنم ولی دیگرفرزندم نیزکه عظیم باشد اوهم برای وطنش درمقابل صدام متجاوز بسا گردن فرازی کرد وبه اسارتش درآمد ودریک معامله ننگین به رجوی وطن فروش تحویل داده شد وازچاله به چاه عمیق رجوی افتاد وبیش ازربع قرن است که اغفال شده وراه برون رفتی برای خودش نمی بیند ولیکن عزم جزم دارم که جگرگوشه ام را ازاسارت رجوی برهانم البته اگرخدا بخواهد وعمرم کفاف بدهد.
۲۵ سال از برادرم بی خبر بودیم
خانم حسن پور که گویی حامل کوله باری ازغم و اندوه بودند با کشیدن آهی بلند گفتند:” خدمتتان عرض کردم به مجرد اینکه نامه فرامرز با درخواست واصرارخودشان درسایت نجات اطلاع رسانی شد انگار که به خال خورده باشد رجوی وسران جماعتش سراسیمه فرهاد را به تلویزیون کشاندند وبرایش دیکته کردند که به خانواده اش اهانت کند و بد و بیراه بگوید وتاکید کند که اصلا نامه ای ازجانب خانواده اش نوشته نشده است بلکه اصل نامه را آقای پوراحمد نوشتند وعرض کردم همچنانکه مشخص بود فرهاد خیلی با فشارصحبت میکرد
فراخوان فوری: بازاسکان فوری و نجات جان ساکنان لیبرتی
اکنون 2خواهرم به اسامی کبری میرباقری متولد 1345و اکرم السادات میرباقری متولد 1351و یک برادرم به نام سیدعلیرضا میرباقری متولد 1348 درکمپ لیبرتی و گروگان سازمان مجاهدین می باشند.با توجه به موج درگیریهای عراق که از ژوئن 2014 در نواحی قابل توجهی ازعراق ادامه پیدا کرده است و موجب جابجایی صدها هزار نفر از عراقی ها شده است که یا در داخل عراق جابجا شده و یا از مرزها عبور کرده اند و درسرزمینی جدید پناهنده شده اند. مایلم نگرانی عمیق خود را نسبت به وضیعت شدیدا وخیم عراق، بویژه محل کمپ ساکنان لیبرتی اعلام نمایم.
چگونه به مادرم بگویم که دیگر فرزند اسیرش را نخواهد دید
متاسفانه خبردارشدیم،بنا به گفته سازمان اسیرکش رجوی برادرم دراردیبهشت 92 براثر بیماری درکمپ لیبرتی فوت شده! این خبربرای خانواده بسیار دردآورد بود،اما بعد ازگذشت یکسال هنوز جرات نکردم این موضوع را به مادرم بگویم!! ولی این روزها مادرم هرشب خواب می بیند ومی گوید حس می کنم برای پسرم اتفاقی افتاده،حتما بلایی سرش آمد،؟! از ما می خواهد که برایش خبری ازفرزندش بگیریم! متاسفانه تعبیر خواب مادرم درست است اما نمی دانم چگونه به او بگویم که دیگر فرزندش را نخواهد دید!!
خدمت سرکار خانم ناوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد
ما ضمن تشکر از راه نصف ونیمه ای که استرالیایی های ذکر شده درمورد اسرای لیبرتی طی کرده اند، با صراحت واعتقاد لازم به آنها وشخص شخیص شما اعلام میکنیم که تنها این خواسته های ماست که درحل معضلات بزرگ ساکنان کمپ لیبرتی عراق،عملی، کافی و وافی میباشد وبنابراین لازم میدانیم که به ارگان ذیربط استرالیایی متذکر شویم که نامه ای درهماهنگی با خواسته های ما تنظیم نموده و مجددا تقدیم حضورشما کنند!
ایکاش منصورم نیز به ایران می آمد
مادرمنصور رهدارخطاب به آقا رضا گفت” ایکاش منصورم نیزبه ایران می آمد. ما با هم همسایه هستیم خدا پدرومادرت را بیامرزد که درچشم انتظاری در آغوش کشیدنت بدرود حیات گفتند. فرزندم قصد خدمت به ایران را داشت ودردفع متجاوزبرای انجام وظیفه سربازی رفت واصلا گروههایی مثل مجاهدین را نمی شناخت ولی نمیدانم چطورشد که طعمه رجوی شد
تنها آرزویم در آغوش کشیدن جگر گوشه ام امین است
مادر امین اسدان ازاین دیدارآنقدرهیجان زده شد که درهمان بدو ملاقات با چشمانی اشکبارگفت” خوش آمدی فرزندم. مبارک باشد. مبارک خانواده ات باشد. توبوی جگرگوشه ام امین را برایم آوردی…” همسرم پس ازمسافرت ناموفق به اشرف که برای دیدارامین رفته بودیم عمرش را به شما داد و درحسرت دیدن امین ازمیان ما رفت. حال من ماندم فقط با یک آرزوکه بتوانم قبل ازمرگم جگرگوشه ام را درآغوش بگیرم.
هشدار اعضای خانواده های اسرای لیبرتی عراق!
ما اعضای خانواده های این گروگان های مستقر دراشرف، نسبت به این نوع سوء نیت رهبری مجاهدین وپارلمانترهای آمریکائی حامی وهفکر آنها هشدار داده و عواقب هر اتفاق ناگوار برعلیه این فرزندان فریب خورده ی خود را متوجه آنها کرده وبار دیگر تکرار میکنیم که این اسرای لیبرتی هرچه سریعتربا خانواده های خود ارتباط آزادنه ای گرفته وضمن آن از عراق بیرون برده شده ودرکشورهای دیگر سکنی داده شوند!
پیام تبریک به فرزند اسیرم محمد رضا حسین نژاد در کشور آلبانی
از وقتی که خبر آزادیت از آن اسارتگاه لعنتی و کثیف را شنیدیم آنقدر خوشحالم که خواب به چشمانم نمی آید. ولی نگران دخترم هم هستم. آیا خبری از او داری؟ می توانی خبر سلامتی او را به من بدهی؟ در تمام این سالها بی صبرانه آرزوی دیدن شما را داشته ام. امیدوارم قبل از مرگ یکبار دیگر تو و دخترم را ملاقات کنم. اینجا همه از شنیدن خبر آزادی تو خوشحالند. مارا با خبرهای خود بیشترخوشحال و شاد بگردان.
نامه انجمن فراق به آقای بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد
احتمال می رود مسئولان این گروهک در فکر کشتار دسته جمعی اسیران در لیبرتی باشند و این امر باعث نگرانی شدید خانواده ها از وضعییت جسمی و روحی اسیران خود در زندان لیبرتی را موجب گردیده، لذا ما خانواده های اسیران فرقه تروریستی رجوی ؛از تمامی نهاد های بین المللی از جمله حقوق بشر در عراق وفرانسه ودیگر کشورها؛ تقاضای کمک برای آزادی اسیران و مشخص شدن وضعیت این ۲۱ را داریم.
استمداد خانواده های کرمانشاه از احمد شهید و ملل متحد
ما پدران و مادران و فرزندان این قربانیان از شما توقع داریم دخالت نموده و حداقل کاری که برای ما می توانید بکنید این است که ما را از آخرین وضعیت فرزندان خود با خبر کنید و با ارسال نامه ای نگرانی ما را به رهبری فرقه منتقل کنید چونکه متاسفانه تقاضای قبلی ما که ملاقات چند دقیقه ای با عزیزانمان بود محقق نشد.
خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی بطور مضاعف از قربانیان رجوی هستند
پرواضح است که مریم قجر فرصت طلب در انتظار آنست که پدران ومادران سالخورده چشم انتظاردرعشق سوزان دیداربا عزیزانشان و یا شنیدن صدای جگرگوشه گان خود بسوزند وجان بدهند وآنگاه همچنانکه پس ازمرگ جانگداز مادر آزموده پیام تسلیت ازسوی مریم قجرسنگدل انتشاریافته بخواهد دجالانه آنان را در ردیف خانواده های مجاهدین قلمداد کند وبه زعم ابلهانه خویش سوء استفاده نماید.

