شنبه, ۲ آبان , ۱۴۰۵
  • تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی 02 آبان 1405

    تسلیت انجمن نجات به براتعلی ریگی و خانواده بزرگ ریگی

    متاسفانه روز پنج‌شنبه، سی‌ام خرداد ماه ۱۴۰۵، طی تماسی که آقای حسینعلی ریگی با این‌جانب داشتند، خبر دادند که برادر کوچک‌ترشان، مهدی (حمیدرضا) ریگی، به دنبال سانحه تصادف دار فانی را وداع گفته‌اند. از آنجا که مراسم درگذشت آن مرحوم در همان روز پنج‌شنبه در مسجد محل برگزار می‌شد، به دعوت ایشان به سرعت خود […]

حمایت خانواده های گیلانی از اجتماع خانواده های متحصن در ضلع جنوبی اشرف 13 دی 1389

حمایت خانواده های گیلانی از اجتماع خانواده های متحصن در ضلع جنوبی اشرف

خانواده های زحمتکش و چشم انتظار گیلک که موشکافانه و با احسا س مسولیت تحسین برانگیز اخبار مربوط به خانواده های هم درد خود در مقابل اسارتگاه اشرف را دنبال می کنند، با مشاهده اجتماع عظیم خانواده ها در ضلع جنوب اشرف برای دستیابی به خواسته مشروع و به حق خود مبنی بر برقراری ارتباط با عزیزان دربندشان، به آنان دست مریزاد گفته و برمقاومت شجاعانه آنان آفرین گفتند.

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت اول 13 دی 1389

خاطرات حضور در درب اشرف به همراه خانواده ها – قسمت اول

چندین خانم بسیار مسن زحمت آشپزی را متقبل شده بودند در مراودات بعدی از خود آنها شنیدم که قسم یاد می کردند تا به آغوش کشیدن عزیزانشان در جلوی درب اصلی اشرف خواهند ماند و ترفندهای مسخره سازمان از جمله به جلوی دوربین بردن بچه هایشان برای مصاحبه های تشریفاتی چند دقیقه ای را نمی پذیرند و به ازای غلط های اضافی سازمان مصمم تر فشارهای خودشان را با بیان درد دل هایشان با عزیزشان از طریق بلند گوها را افزایش خواهند داد.

گردهمایی خانواده های اسیران فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مازندران 09 دی 1389

گردهمایی خانواده های اسیران فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات مازندران

تعدادی از این خانواده ها در دفتر انجمن استان گرد هم آمده تا ضمن بیان مشاهدات خود از جنایات رجوی ها در اشرف، خواهان تلاش بیشتر برای کمک به آزادی عزیزان اسیر خود شدند. در این گردهمایی هر یک از آنان به گوشه هایی از ستمگری و ظلم رجوی ها اشاره کرده و همگی بر این موضوع تاکید داشتند که عزم آنان برای رسیدن به ابتدایی ترین حق قانونی خود یعنی « ملاقات حضوری » جزم بوده و تا آزادی عزیزان اسیرشان از اسارتگاه اشرف از پای ننشسته

پیام فواد بصری به خانواده های مستقر در درب پادگان اشرف 09 دی 1389

پیام فواد بصری به خانواده های مستقر در درب پادگان اشرف

من فواد بصری عضو جدا شده از فرقه فریب کار رجوی به مدت 19 سال بهترین دوران زندگی ام را در پادگان اشرف به هدر دادم. اگر از من سئوال کنید برای چه هدفی!! در جواب می گویم برای هیچ و پوچ!! شما خانواده ها با تمام سختیها و مشکلاتی که دارید به کشور عراق سفر می کنید که بعد از چندین سال با عزیزانتان ملاقات کنید. در مقابل رهبری فرقه و سرانش مانع ملاقات شما با فرزندانتان می شوند. ضدیت رهبری فرقه با خانواده تازگی ندارد. به کرات در نشست هایی که با ما برگزار می کرد شخصا می گفت نبایستی به خانواده وابستگی داشت چون اسم خانواده مناسبات ما را نابود می کند.

حضور خانواده های استان فارس درب کمپ اشرف 08 دی 1389

حضور خانواده های استان فارس درب کمپ اشرف

تعدادی از خانواده های استان فارس به دیگر خانواده های جلو درب اشرف پیوستند تا زمینه ساز آزادی فرزندانشان از یوغ این فرقه تروریستی باشند.

blank 05 دی 1389

استمداد خانواده های آذربایجان شرقی از سازمانهای بین المللی

استمداد خانواده های آذربایجان شرقی از سازمانهای بین المللی: ما خانواده های امضاء کننده ذیل از صلیب سرخ و وزیر حقوق بشر عراق در خواست کمک برای آزادی عزیزان مان از دست فرقه رجوی را داریم که سالهای متعدد است که مانع ازملاقات ما با بستگانمان در اشرف شده اند.

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت پنجم 04 دی 1389

تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت پنجم

تا آنجا که ما دیدیم و برای ما ثابت شد متاسفانه مراجع بین المللی همچون صلیب سرخ در انجام وظایف شان کوتاهی میکنند. آنها باید همدل و کمک خانواده های حاضر در درب ورودی اشرف باشند. خانواده ها واقعا انتظاراتی از نهادهای بین المللی چون صلیب سرخ دارند. آنها مطالبات قانونی دارند مگر جز این است؟ مجاهدین در کمال گستاخی به ما خانواده ها مزدور می گویند امثال مادر من و مادر آقای واعظی را مزدور خطاب می کنند!؟

blank 02 دی 1389

مادری در تب در آغوش کشیدن فرزندش جان داد

خانم سلطان صمدنِژاد مادری که در تب در آغوش کشیدن فرزندش می سوخت جان داد. احساسات زیبای مادرانه و اشتیاق او برای در آغـوش کشیدن فـرزندش کـه بـیش از دو دهـه بود در انتظار بسر میبرد، لحظه هایی ست که انگار آدمی پایانی را برای آن متصور نیست. مادر آقای محمدزاده از آن آدمهای ارزشمند و سحر آمیزی بود که وقتی حتی غایب اند بیشتر” هستند” و دیده میشوند

استمداد خانواده های استان گلستان از جوامع حقوق بشری 02 دی 1389

استمداد خانواده های استان گلستان از جوامع حقوق بشری

ما جمعی از خانواده‎های آسیب دیده از این فرقه ننگین رجوی خائن می‎باشیم که تمامی جوامع حقوق بشری و سازمان ملل و کلیه ارگانهایی را که به نحوی در حفظ ارزش والای انسان در جهان دخالت دارند در خواست می‎کنیم که جلوی این حرکت غیر انسانی و غیر اخلاقی رجوی جنایتکار را گرفته و فرزندان ما را که از چندین سال پیش در چنگال ظالمانه آن شیطان انسان نما گرفتار شده اند، رها نمایند

حضور مقاوم خانواده‎ها در برابر فحاشیهای سران جنایتکار رجوی خائن 01 دی 1389

حضور مقاوم خانواده‎ها در برابر فحاشیهای سران جنایتکار رجوی خائن

طی روزهای گذشته جلوی درب جنوبی محل استقرار فرقه مجاهدین شاهد حضور تعدادی از اعضاء و سرکرده‎های جنایتکار این فرقه بودیم که در برابر خانواده‎هایی که فقط برای ملاقات فرزندانشان به آنجا سفر کرده بودند به فحاشی پرداختند. ضمن محکوم کردن این حرکت مجاهدین و حمایت همه جانبه از خانواده‎هایی که در جلوی درب قلعه مخوف رجوی خائن حضور دارند و برای ملاقات عزیزانشان لحظه شماری می‎کنند از تمامی جوامع آزاد و تمامی نهادها و ارگانهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده طلب می‎خواهیم که در برابر این نیرنگ و برده داری نوین فرقه بپا خیزند

پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف 29 آذر 1389

پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف

.. با خبر شدیم که شما عزیزان در ضلع جنوبی پادگان اشرف تجمع کرده و با فریادهای تان ارکان فرقه را به هم ریختید، به طوری که سران فرقه با حیله و فریب فرزندان شما را در ضلع جنوبی مستقر کردند که بر علیه شما شعار دهند و وانمود کنند که با شما بیگانه هستند…فرقه ای ضد مردمی که ماهیت آن برای همگان روشن شده است و تنها با قربانی گرفتن می تواند بقای خودش را حفظ کند.ما نیز هم صدا و هم پیمان با شما تا فرزندان مان را از چنگال فرقه ی رجوی آزاد نکنیم از پا نخواهیم نشست.

خانواده ها: وقتی به اشرف می روی تازه می فهمی در آن جا چه می گذرد! 29 آذر 1389

خانواده ها: وقتی به اشرف می روی تازه می فهمی در آن جا چه می گذرد!

رجوی ها که خود ید طولایی در خود فروشی و وطن فروشی دارند و برای دریافت حمایت مادی و تبلیغاتی از هر کسی یا هر کشوری وطن خود را می فروشند، بعد از عمری مزدوری برای صدام و سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها، برای پوشاندن جنایات خود به فرافکنی روی آورده و ما خانواده ها را فامیل فروش می نامیدند. در حالی که از سوی دیگر اعلام می کردند ما هیچ نسبتی با افراد درون اشرف نداشته و ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات ایران هستیم!!!کدام را باید باور کرد؟ این که ما مزدوران دولت ایران هستیم و هیچ نسبتی با نفرات اشرف نداریم یا این را که ما اقوام این افراد بوده و برای پول آن ها را فروخته ایم؟!

blank
blank
blank