قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
خاطره محمد رضا مبین از اولین دیدار با خانواده – قسمت دوازدهم و پایانی
در قسمت یازدهم توضیح دادم که شب بعد از شام در حضور نفرات یگان، من پدر، مادر و برادرم را به محل اسکان برگرداندم، مادرم در طی مسیر فقط اشک می ریخت ، وقتی هم سئوال کردم که مادر جان برای چه گریه می کنی؟ گفت گریه ی خوشحالی است . آن شب مادرم کنارم […]
درگذشت نابهنگام کریم علی یاری در هلند
کریم علی یاری، عضو نجات یافته از فرقه رجوی، روز پنجشنبه 14 بهمن 1400 بر اثر ایست قلبی در شهر روتردام در هلند درگذشت. این ضایعه تأسف بار را به خانواده علی یاری در تهران و کرج تسلیت گفته و برایشان صبر و شکیبایی و برای آن مرحوم آمرزش آرزو می کنیم. خانواده علی یاری […]
اعلام جدایی رسمی ابراهیم مرادی از فرقه مجاهدین خلق
اینجانب ابراهیم مرادی متولد 1336 از استان کرمانشاه شهرستان «روانسر» جدایی رسمی خود را سازمان مجاهدین اعلام میکنم. در سال 1380 ایرانشهر مشغول کار بنایی بودم که با فردی بنام فرید در ایرانشهر از استان سیستان و بلوچستان آشنا شدم. این شخص به من گفت آیا میخواهی به کشورهای اروپایی بروی؟ پیش خود فکر کردم […]
خاطرات فتح الله اسکندری از دوران اسارت در فرقه مجاهدین
“یک طرف نام پاسدار و در طرف دیگر مجاهد را نوشت و به من گفت انتخاب سومی نداری بگو کدام هستی و اگر انتخاب نکنی امشب پایان زندگیت خواهد بود و با ایجاد شرایط رعب و وحشت و دشنام های حاضرین و ضرب و شتم مرا به زور مجبور کردند که بگویم از آنها هستم..” […]
از آغاز تا پایان فریب بزرگ – قسمت اول
سال 1380 به صورت قانونی و از طریق مرز زمینی جهت پیدا کردن شغلی مناسب به ترکیه عزیمت کردم و در یکی از هتل های شهر استانبول ترکیه مستقر شدم. در هتل محل اقامتم تعدادی ایرانی ساکن بودند که بعضی از آنها اصلا از هتل بیرون نمیرفتند ولی چند نفر مشخص همیشه تردد داشتند. من […]
خاطره ای از کریم علی یاری
در خبری خواندم کریم علی یاری در منزلش در هلند سکته قلبی کرده و فوت کرده است. قبل از هر چیز به خانواده کریم علی یاری تسلیت گفته و خود را در غم آنها شریک می دانم. کریم در پادگان اشرف در مقر ما بود. در ارکان و در آشپزخانه کار می کرد. در آن […]
مهارت مجاهدین خلق در مزدور پروری
در سال 1380 در فرایند استخدام کودک سربازان حسن محصل همچون دیگر اعضای فرقه رجوی با وعده دیدار، پسرش را از اروپا به عراق کشاند. محمد محصل که در آن زمان زیر سن قانونی بود با القائات پدر و دیگر سران مجاهدین به عضویت ارتش به اصطلاح آزادی بخش درآمد. امروز پس از گذشت بیست […]
روایتی دیگر از آدم ربایی سازمان مجاهدین خلق از میان جوانان جویای کار
“سال 1380 بود که شخصی ناشناس به من تلفن کرد. نام یکی از بستگان نزدیکم را آورد و گفت که از طرف او تماس می گیرد. در تماس بعدی همان فامیلم خودش تماس گرفت و گفت که دوستانم به تو کمک می کنند تا به اروپا بیایی. به آنها اعتماد کن. من که پس از […]
نشست های پس از عملیات مروارید
به من ماموریت داده شد تا تانکی را به قرارگاه انزلی در شهر جلولا منتقل کنم. راننده کمرشکن که تانک را روی آن سوار کرده بودیم یک مرد عراقی بود. آن موقع تیمی به نام اسکورت نداشتیم و من تنها با یک کیف دستی با راننده عراقی به سمت شهر جلولا حرکت کردیم. وسط راه […]
زوایای پنهان سازمان مجاهدین خلق از زبان مسئول سابق حفاظت مسعود رجوی
در این مصاحبه آقای مسعود خدابنده، به عنوان مسئول سابق حفاظت رهبر سازمان مجاهدین خلق مطالبی را در رابطه با زوایای پیدا و پنهان گروه تروریستی مجاهدین بیان کرد. اهم موضوعات مطرح شده در این مصاحبه: – نحوه آشنایی شما با مجاهدین به چه شکل بود و به کجا ختم شد؟ – مجاهدین از طرف […]
خاطره سفر با خانواده ها به اشرف – قسمت دوم
در قسمت قبل توضیح دادم که در پائیز سال 89 به همراه تعدادی از خانواده های استان مازندران به اشرف رفتم. به درخواست خودم خواستم که به همراه خانواده ها به اشرف بروم، چون طی پروسه چند ساله ای که با خانواده ها برخورد داشتم و در ارتباط بودم مسائل بسیاری برای من روشن شد […]
مصاحبه انجمن نجات با جمشید دهمرده – قسمت اول
“مزدور بیا بیرون.. مزدور بیا بیرون.. در سنگر بودیم که از بیرون این صداها به گوشمان رسید. اگر از سنگر خارج نمی شدیم نارنجک پرتاب می کردند. تعجب کرده بودیم. اینها چه کسانی بودند که ایرانی صحبت می کردند اما قصد دستگیری ما را داشتند؟!!! بعداَ متوجه شدیم این ها اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند […]

