قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
پیام تبریک به خانواده زید ا… عبدی پور
در تیرماه با انتقال اجباری اعضاء زیدا… نیز به کشور آلبانی منتقل و به صورت رسمی از فرقۀ منحوس رجوی که طلایی ترین دوران زندگی وی را تباه کرده بود جدا شده و به شیوه حیرت آور و جالبی به شماره تلفن منزل پدری دسترسی پیدا کرده سپس بعد از 28 سال دوری از مادر با وی ارتباط تلفنی برقرار می نماید و موفق به مکالمه با مادر خود میگردد سرکار خانم لیلا اسودی مادر خانواده عبدی پور و زیدا… که از جمله مادران فداکار و قربانیان فراموش شده می باشد
گزارش آکسیون اعتراض علیه فرقه رجوی در شهر کلن
روز شنبه به تاریخ سوم ماه سپتامبر، به دعوت انجمن زنان، تعدادی از انجمنهای حقوق بشری و از اعضای جداشده از فرقه رجوی در شهر کلن و مقابل کلیسای دم، گرد هم آمدند. این اکسیون اعتراضی که در مقابل هزاران چشم و ساعتها به طول انجامید، مورد استقبال مردم قرار گرفت. دو تن از کانون سیاسی/فرهنگی ایران فانوس نیز در این آکسیون اعتراضی حضور داشتند.
مصاحبه با سیروس غضنفری (عضو نجات یافته فرقه ی رجوی) – قسمت دوم
رجوی که ازگذشته ها دچار بیماری روان پریشی و کیش شخصیت بود، با دیدن جوانان ونوجوانان بی تجربه که در میتینگ هایش جمع شده وشعار می دادند، دچار این توهم شد که با این افراد بی تجربه میتواند حکومت را دردست بگیرد وبنابراین در30 خرداد 1360 بطور باور نکردنی دست به سلاح برده و ترورهای زیادی انجام داد. ترورهایی که درتاریخ ایران سابقه و نظیری ندارد!
مصاحبه با آقای سیروس غضنفری، عضو نجات یافته ی فرقه ی رجوی – قسمت اول
علاوه بر آنکه من درطی سال ها اقامت خود در کمپ اشرف، شاهد عینی کمک های لجستیکی فراوان عربستان به سازمان بودم، ناظر حضور رجوی درمکه ودر هم زمانی با کشتار حجاج ایرانی هم بودم و این مسئله نشانگر آنست که طرفین قضیه، ارتباطات گسترده ای باهم داشته اند که اینک با توجه به نیاز طرفین، آشکارتر شده است.
دیدار با خانم سگولن رویال در تهران
گروهی از جداشدگان، خانواده ها، و قربانیان ترور در آخرین لحظات روز یکشنبه ۷ شهریور دیداری کوتاه با خانم رویال داشتند. خانم رویال علیرغم اینکه روزی طولانی با برنامه های سخت و فشرده را پشت سر گذاشته و صبح زود روز بعد عازم ارومیه بود، با گشاده روئی تمام به توضیحات نمایندگان گروه مربوطه خانم نرگس بهشتی و آقای ابراهیم خدابنده گوش داد.
نامه ای از یک دوست به جواد عرب درگی
جواد جان، زندگی آن دنیای تنگ و تاریک لیبرتی و شاید روزی در آلبانی نیست و بیرون از مناسبات متحجرانه رجوی دنیای شیرینی وجود دارد که من تجربه می کنم و به عنوان یک همدم و دوست قدیمی به تو هم پیشنهاد دارم همت کنی و همچون من و دیگر دوستان به زندگی غار نشینی که رجوی برای مان ساخته بود نه بگویی و خودت را به دنیای آزاد و حقیقی بیرون برسانی.
پیام به آقای منوچهر شهابی
از تو می خواهم اگر صداقت من را باور داری، ثانیه ای درنگ نکن و همکاری ات با تشکیلات رجوی را پایان بده و اعلام جدایی کن چرا که تمام این سالها ما انرژی و تلاشمان را در چاه باطل رجوی ریختیم.
صحبت از مسعود و مریم «مرز سرخ» بود
مسعود اول اینطور تحلیل میکرد که آمریکا به عراق حمله نمیکند، این را هم میگفت چون میدانست اگر واقعیت را بگوید همه فرار میکنند و نمیشود کسی را کنترل کرد، اما وقتیکه آمریکا رسماً اعلام کرد که حمله خواهد کرد، مجبور شد که او هم اعلام کند، آنهم چه زمانی؟ ما وقتی در حال خروج بودیم که آمریکا از مرز کویت وارد شده بود و همین هم باعث شد تا خیلی از نیروها در جریان بمباران آمریکاییها کشته شوند.
حضور عبدالرحیم نظری از عناصر رها یافته از فرقه رجوی در دفتر انجمن نجات
آقای عبدالرحیم نظری یکی از چندین نفراتی است که در دوران مدرنیته امروزی که کشورهای بسیاری ادعای حقوق بشری را مینمایند، بدست کثیف سران سازمان تروریستی مجاهدین گرفتار بوده و عملا برده های نوینی بودند که از کوچکترین امکانات بدور بودند و در این حال نیز دنیای متمدن امروزی چشمان خود را بر روی این خیانتها بسته و تنها نظاره گر این چنین جنایتهایی از سوی سران فرقه رجوی میباشد.
خاطرات علی پوراحمد عضو پیشین فرقه مجاهدین از عملیات فروغ جاویدان
دردرونم بشدت غوغایی بودواینکه عملیات سرنگونی با 5 هزاررزمنده که البته یک سوم آن سالمند؛ اسیرجنگی بی انگیزه ؛ هوادار بی تجربه جنگی اعزامی ازخارج کشور و با کدام سلاح وتجیهزات پیشرفته جنگی وبا کدام طرح نظامی منطبق با علم فرماندهی عملیاتی که رجوی تشنه قدرت بویی ازآن نبرده بود وبالاخره آویختن به صدام که خود دشمن مردم ایران وقاتل هزاران ایرانی بود ودهها سوال وابهام دیگر………
درد دل یک اسیر صدام معدوم و رجوی مرحوم
هر سال مسعود رجوی وعده سرنگونی می داد ولی هیچ موقع عملی نشد. دوران سختی در سال 69 تا 70 بود. بحث انقلاب درونی سازمان شکل گرفت یعنی طلاق. رجوی گفت همه باید همسرانشان را طلاق بدهند و مرا جایگزین او بکنند هر سال یک بحث جدید رو می کرد و با ترفندهای مختلف ما را سرگرم می کرد. هیچ موقع وقتی نداشتم که فکرم آزاد باشد حتی اعتماد من هنوز جلب نشده بود که وارد تیم های عملیاتی شدم و طی این چند سال همه آموزشهای نظامی و زرهی و فنی نگه داری خودروهای چرخدار را دیده بودم
نشست چندتن از اعضای جداشده از فرقه رجوی در استان سمنان
زمانیکه اسیر فرقه مجاهدین شدیم اعضای فرقه به بهانه ی آزادی و بازگشت به کشور و با خدعه وفریب از ما خواستند در عملیات هایی علیه نظام شرکت کنیم سپس به ما گفتند اگر به ایران بازگردید به علت همکاری با ما اعدام می شوید… و به ما وعده های سرخرمن زیادی می دادند مسعود رجوی هر نوروز وعده پیروزی داده و می گفت امسال کار نظام تمام است ولی هیچ اتفاقی نمی افتاد.

