در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
وضعیت باند رجوی برای ایام بعد ازتوافق
حتی بعد از انجام توافق یاد شده ی تاریخی، آنها درکنار اربابان ودوستان جانی، سلطه گر و اشغالگر خود، درصدد ثبوت این مسئله بودند که با لابی های قدرتمند خود درمجالس قانون گذاری آمریکا و…، خواهند توانست آب رفته را به جوی بازگردانده ومانع اجرای متن توافق که طی آن احترام مقامات هردو کشور بدرجات معینی هم حفظ شده، گردند
بیانیه مشترک (برجام) خواب از چشمان رجوی ربود
این زن تروریست فرقه ایی چشم خود را بسته و ندید که وزرای کشورهای قدرتمند جهان، اتحادیه اروپا و ایران در کنار هم بیانیه مشترک اقدام را امضاء کرده اند که رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی از آن استقبال کرده و به همه کشورهای شرکت کننده که پس از ماه ها مذاکرات خستگی ناپذیر تبریک گفته است. لجاجت و عقده گشایی مجاهدین البته بی دلیل نیست چرا که آن ها سرشان به سنگ خورده و آنقدر گیج و منگ هستند که در اطلاعیه ها و کنش و واکنش های تبلیغاتی و رسانه ای خود نمی دانند چه می گویند. یک روزمی گویند رژیم عقب نشینی کرد و مرز سرخ ها را رد کرده و یک روز دیگر به سوزش می افتد که خط به اصطلاح مماشات به رژیم امتیازهای زیادی داده است.
گفتگوی آقایان علی جهانی و شهروز تاجبخش در مورد مسائل روز
حالا این خانوادهها آمدند این طلسم فرقه گرایانه رجوی را بشکنند و این خشم رجوی را بر انگیخته است و بخاطر همین هم هست که رجوی علیه خانواده ها کتاب نوشته است و آنها را خانواده الدنگ خطاب می کند و یا مریم رجوی کانون گرم و پر از مهر عواطف خانواده را کانون فساد می نامد و یا مهدی ابریشم چی یکی دیگر از سران فرقه و معاون اول رجوی در طراحی و برنامه ریزی طرح های تروریستی می گفت خانواده را باید منفجر کرد و این اوج ترس و وحشت و نگرانی عمیق رجوی و بطور –خاص دشمنی هیستریک ایشان را نسبت به خانواده ها و حضور شان در جلوی درب کمپ لیبرتی نشان می دهد
شکست بزرگ سرمایه گذاری رجوی بر روی برنامه هسته ای ایران
حال سوال از رجوی این است که این همه سال بر روی برنامه اتمی ایران که به خیال شما منجر به سرنگونی رژیم میشد سرمایه گذاری کردی و اعضایت را به بند کشیدی در عراق، حالا مثل همیشه سرت به سنگ خورد حال به کدام دلیل می بایست اعضا را در عراق به بند بکشی؟ آیا نباید از این همه شکست درس گرفته و بقیه اعضای دربند را از عراق به کشورهای ثالث آورده و آنها را به دنبال زندگیشان بفرستی؟
آیا رجوی از توافق هسته ای که حاصل راه حل سیاسی است درس می گیرد؟
این توافق نامه درس عبرتی برای رجوی می شود که دیگر روی روش و راه حل خشونت و ترور و استراتژی خشونت طلبانه اش تجدید نظر کند و بپذیرد که دیگر راه حلهای نظامی و جنگ طلبانه جواب ندارد و جهان دارد به سمت راه حل های مسالمت آمیز و اصلاح طلبانه و صلح جویانه حرکت می کند لذا رجوی باید از این اتفاق تاریخی و بسیار بزرگ و فرخنده درس گرفته و دیگر از تحلیل های آبکی اش دست بردارد و بیاید بجای اینکه همسو و همگام با سیاست های اسرائیل و جناحهای جنگ طلب در حزب جمهوری خواه آمریکا حرکت کند
زمستان گذشت و روسیاهی به زغال ماند
البته این روش کثیف و غیر انسانی رهبری فرقه مسبوق به سابق است. در دوران جنگ تحمیلی هم رجوی درخط مشترک با صدام اقدام به بمباران و موشک باران شهرها کرد وبعد از یک پروسه فشار و آوارگی مردم درکوه وبیابان می آمد بطور زشت و زننده ای از صدام می خواست بمباران ها را متوقف کند تا اینگونه به خیال خام خود از مردم خسته و ترسیده از موشک باران تعهد به نفع خود بگیرد و آنها را به سوی قیام علیه مملکت خود سوق دهد.
توافق هسته ای اضمحلال فرقه رجوی
رجوى که در درون تشکیلات با برگزارى نشست هاى طولانى و سفسطه بافى و با تحلیلهاى آبکى و دور از واقعیت از برنامه اتمى رژیم و وعده سر خرمن دادن به نیروها که عنقریب بر سر رژیم خواهند ریخت و سرنگونى محقق خواهد شد و اینکه تشکیلات را با این ترفندها سرپا نگهداشتن، راه به جایى نبرد و همانند تحلیلهاى گذشته، برنامه هسته اى رژیم بصورت برد برد، براى طرفین درگیر قضیه پایان یافت. الان است که آثار آن بر پیکره پوسیده رجوى نمایان شود و تار و پود تشکیلاتش را از هم بگسلد.
ضربه سخت توافق اتمی بر سلسله اعصاب باند رجوی
در عقب ماندگی تاریخی مجاهدین و عجز آنان از درک تحولات عظیم پیش رو در روابط بین الملل و فضای سیاسی و اجتماعی داخل کشور، همین بس که رهبران این گروه تنها دلشان را به شنیده شدن برخی شعارها که در جریان شادی مردم برای توافق هسته ای در تهران سر داده شد خوش کردند. ولی باید به آنان گفت: حتی اگر چنین شعارهایی هم داده شود هیچ ربطی به مجاهدین ندارد. چرا که همان کسانی که چنین شعارهایی را سر داده اند نظرشان راجع به مجاهدین آن است که این عده مشتی مزدور وطن فروش هستند. در یک کلام همان کلمه منافقین را بکار خواهند برد که سنبل همه پستی ها و رذالتها برای مردم ایران است.
توافق اتمی و شانس وجه المصالحه شدن فرقه رجوی
بعد از این توافق مسعود و مریم رجوی بیش از هر کس و بیش از هر زمان دیگر احساس میکنند حامیان سیاسی خود در امریکا و اروپا را از دست داده است در دنیائی که تعادل قوا حرف اول وآخر را میزند داشتن احرمهای قدرتمند شرط لازم بقا است و خوشبختانه توافق اصولی ۱+۵ با ایران و پرهیز از جنگ و ویرانی امکان بقای لاشخورانی چون مسعود و مریم رجوی را گرفت و دیگر تکرار کلیشه ای حرفهای مریم رجوی دردی از این فرقه حل نخواهد کرد بگذار این فرقه در برنامه پرونده چه چه بزند که ما بردیم و ویلپنت پاریس را با تمامی هزینه های سرسآم آورش اجرا کردیم اما حقایق گرانتر از این حرفها است که فرقه رجوی فکر میکند.
حمایت جهانی از توافق هسته ای ایران با ۱+۵ و بور شدن رجوی ها
رجوی سالهای سال تلاش کرد که جلوی هر گونه مذاکره ای را یا بگیرد و یا با افشاگریهای خائنانه که اطلاعاتش را از اسراییل می گرفت کاری کند که میز مذاکرات را چپ کند، و برای این کار هزینه های گزافی را متحمل شد و تمام دنیا را به این نقطه رساند که ایران به دنبال سلاح هسته ای است و هر روز بامبولی را هوا می کرد
دماغ سوختگی مریم قجر در توافق هسته ای ایران با گروه ۱+۵
مادر خوانده تروریسم باید بداند این توافق همانند طناب داری است که بر گردن رهبران فرقه پیچیده شده است و راه فراری هم از آن ندارند و باید منتظر ریزش نیرو در شورا و مناسبات فرقه بود چرا که به خوبی اعضای اسیر در مناسبات فرقه متوجه خواهند شد که رهبران شان جز دروغ چیزی دیگری نگفتند و دیگر خبری از به اصطلاح سرنگونی خیالی رجوی ها نخواهد بود.
توافق هسته ای ایران نقطه پایانی بر تحلیل های آبکی رجوی ها
توافق هسته ای ایران با گروه 1+5 نفطه پایانی بر تحلیل های بی پایه اساس رجوی ها خواهد بود و دیگر کشوری هم آنان را برای رودر رویی با حکومت ایران مورد استفاده قرار نخواهد داد و این نقطه پایانی سرنوشت سران فرقه خواهد بود.

