در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
شرکت گسترده مردم در سالگرد انقلاب اسلامی و دماغ سوختگی رجوی ها
تبلیغات در مورد شرکت اجباری مردم در این مراسم دیگر کسی را فریب نمی دهد و این دم جنباندن نزد جنگ طلبان غربی و اسرائیلی است تا آنان استخوانی در دهانشان گذاشته تا بتوانند بیشتر به پارس کردن علیه مردم ایران ادامه دهند.
اوجگیری جدید جریان مسئله داری در فرقه رجوی
اطلاع دارم که سازمان تهدیدات خود را نسبت به اعضا و هواداران در خصوص جدا شدن از فرقه شدت بخشیده است. مثلا سازمان در حوزه اسکاندیناوی، که هم بیشترین هوادار را داشته و هم فزاینده ترین میزان مسئله داری را تجربه میکند، به تهدید علنی افراد پرداخته است اما این افراد علیرغم تهدیدات و خطرات احتمالی دست از هواداری برداشته و البته اطمینان داشته اند که سازمان در موقعیتی نیست که بتواند هیچ یک از این تهدیدات خود را عملی سازد. حتی آنان در خصوص مسافرت به ایران تهدید به جنگ روانی شده اند که البته به حق بر این اعتقاد بوده اند که اگر کسی بخواهد به کشورش برگردد موضوع هیچ ارتباطی به مسعود رجوی و فرقه اش ندارد.
فروپاشی تشکیلات و کابوس خانواده ها
تشکیلات از آغاز انتقال عده ای از اسرا به آلبانی تلاش کرد تا بزعم خودش با انتقال غیر قانونی افرادی چون حسن نایب آقا، عبدالوهاب فرجی، فرزانه میدانشاهی، جواد خراسان و… بند های پاره شده تشکیلات را مهار نماید اما مگر میشود پرندگان را و انسانهای آزاد و رها را برای سالیان متمادی بی هیچ انگیزه و دلیلی در بند اسارت نگه داشت؟!!! و خوشبختانه خود افراد اعزامی سازمان که برای به بند کشیدن نیرو ها اعزام شده بودند مسئله دار شدند و تغییر سازماندهی و تعویض سران سر سپرده نیز کارساز نبود طوری که با مینا رضایی و فائزه محبت کار که 180 درجه با نامش منافات دارد هیچ مشکلی از سازمان حل نشد
جاییکه فرصت طلبی نتیجه عکس می دهد
این سیاست و شیوه همیشگی رجویست که ابتدا یک خواسته بزرگ و نامعقولی که خودش هم می داند نا معقول است را مطرح می کند تا بلکه از خواسته اش در صد بسیار کمی را بگیرد. اما خودش هم می داند و ما هم می دانیم که سازمان ملل و آمریکا پشیزی ارزش برای این خواسته قائل نخواهند شد؛ و رجوی باید از عراق برود و او را می توان مانند کسی توصیف کرد که از سر استیصال و در حال غرق شدن در لجنزار تاریخی چگونه به هر خس و خاشاکی چنگ می زند تا برای خودش زمان بخرد و چند صباحی انحطاط خود و تشکیلات اش را به تعویق بیاندازد.
سرانجام فرقه رجوی در عراق چه خواهد شد؟
اما با شرایط موجود در عراق این گروه کم کم دست اش از توطئه ها کوتاه می شود چون همه مردم عراق از داعش نفرت پیدا کرده است واین امر ممکن است باعث شود که سران فرقه درنهایت این آخرین امید باقیمانده به وضعیت عراق راهم ازدست داده وبا گرفتاری در دام افسردگی، درداخل دست به حذف نفرات بزنند وآن را به گردن دولت عراق بیندازند!
نه آن نشست شرم و این نوار صوتی چراغ خاموش!!!
الان هم بعداز شکست در عراق وتخلیه ی اشرف که شعار می داد اگر کوه ها هم بجنبد اشرف نمی جنبد آقای رجوی خواسته مجدداً نفرات در زندان لبیرتی شرم کنند تا شکست آن رهبر فراری جبران شود وبا تاخت وتاز جدید به جدا شده ها وخانواده های مظلوم که سال ها درفراق دیدار فرزندانشان هستند، بد و بیراه بگوید ودر آخر نشست برای بفراموشی سپردن آن شکست بزرگ اقدام به اعلام چراغ خاموش دروغین کنند که عملا امکان خروج وجود ندارد چراکه در آن ساعت تمام درب ها بسته می شود.
از اشرف تا لیبرتی – از لیبرتی تا تیرانا
تعداد زیادی از کسانی که هنوز در مقر فرقه رجوی در تیرانا به سر می برند به شدت مسئله دار هستند ولی از آنجا که مدت مدیدی با دنیای آزاد در ارتباط نبوده اند، زبان خارجی نمی دانند، با محیط آشنا نیستند، و از حقوق خود بی اطلاعند چاره ای جز ماندن با سازمان نمی یابند زیرا خود را محتاج آنان می پندارند. جداشدگان البته در ساختمان های دیگری هستند و حق تردد به محل سازمان را ندارند ولی بهرحال از آزادی عمل برخوردارند و سرنوشت روشنتری پیش رویشان است. در داخل مقر های سازمان هم جداسازی هائی طبق روال همیشه صورت گرفته که ارتباط افراد با یکدیگر را به حداقل می رساند.
سخت ترین ضربه به فرقه رجوی با خروج نیروها از عراق
این روزها که پشت سر امریکایی ها راه افتاده اند تا بلکه چیزی از دست آنها بیفتد و آنها بردارند و بخورند ناگزیر هستند که مانند آنها که فقط لاف حقوق بشر را میزنند ولی در محتوا شاهد هستیم که روزانه تظاهرات ضد نژادپرستی در سرتاسر کشورشان برپاست و مردم را در روز روشن و در وسط خیابان میکشند و براحتی قاتل را تبرئه میکنند فرقه رجوی هم به سرکردگی مریم قجر مجبور است که لباسهای رنگارنگ بپوشد و حرفهای قلمبه سلمبه بزند که اگر متنی که نوشته هایش را روی آن نوشته از جلویش بردارید کلامی نمیتواند مطلبی بیان کند.
چراغ خاموش اوج انتخاب آگاهانه یا اوج درماندگی و فلاکت
سئوال اصلی این است که طی این سالیان که رجوی دم از مبارزه و آزادی برای مردم ایران!! می زند چه ثمری تا کنون داشته و چرا به همه نفرات که از فرقه تعریف نمی کنند باید مارکی زده شود و جز مرگ و ترور و خشونت و کشتار و خیانت نسبت به مردم ایران ارمغان دیگری داشته است؟
ابلاغیه چراغ خاموش یا ترس از ریزش نیرو
پس نتیجه گیری چراغ خاموش این است که کفگیر رجوی به ته دیگ خورده است و دیگر تحلیل های آبکی وی کسی را نمی تواند فریب دهد. تهدید جدا شدگان که یکی از عوامل اصلی افشای چهره پلید وی بودند هم تاثیری نداشته و عزمشان را برای افشای بیشتر وی صد چندان کرده است حال هر چقدر می خواهد به تهدید دیگران بپردازد حنای وی دیگر رنگی نداشته و بهتر است همان راه آلبانی را در پیش گرفته و در کنار لابی های بی خاصیت غربی شعار سرنگونی سر بدهد.
شکست ایران هراسی و تحریم ها
مریم قجر متواری ازعراق که می بایست در دادگاههای آن کشور به خاطر کردکشی دهه هفتاد پاسخگوی جنایات خود باشد دراین خصوص به ضجه وناله افتاد وضمن اتخاذ موضع ضد ایرانی گفت” مذاکرات یکساله ایران با 5 قدرت جهانی به شکست انجامید وبا تمدید 7 ماهه فرصتی به ایران داده شد که بتواند به بمب اتمی دست یابد!” وازاین حیث دول های جهانی را مورد سرزنش قرارداد!!
بعد از بیش از سه دهه وعده و وعید: رجوی نهایتا اعضا و هواداران فرقه اش را به آخرت حواله داد
یعنی افرادی که بیش از سی سال به امید وعده سرنگونی هست و نیست خود را به پای رجوی ریخته اند و انواع خسارات روحی و عاطفی و مالی و جانی و جسمی را متحمل گردیده اند حالا حواله شان به آخرت داده میشود. بعد از بیش از سه دهه این اولین بار است که رجوی دیگر از سرنگونی فوری و قطعی صحبت نمیکند و خود را تنها مسئول بهشت و دوزخ پیروانش میداند و شانه از زیر بار مسئولیت پاسخگوئی در برابر هر سؤال دیگری خالی میکند.

