در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
انعکاسی از اضمحلال مجاهدین خلق در سال ۹۳
سالی که گذشت سازمان یکی از ارکان تبلیغی و توطئه و نفرت آور برای مردم یعنی قرارگاه اشرف را با ۵۲ کشته و ۴۸ اسیر که به کمپ لیبرتی منتقل شدند از دست داد. گیتی گیوه چیان، فرمانده اطلاعات سازمان و معاون مرد ایشان در این حمله نیروهای عراقی به همراه تعداد زیادی از مسئولین بسیار مهم سازمان از جمله مهدی فتح الله نژاد – ژیلا طلوع، زهره قائمی
حماقتی که هر ساله تکرار میشود/ دخیل مجاهدین به «چهارشنبه سوری»
واقعیت اساسی که در پشت پرده اتخاذ این راهبرد از سوی مجاهدین نهفته این است که این فرقه شیطانی از کوچکترین وجاهت، مقبولیت و مشروعیتی در بین ملت ایران برخوردار نیست و چون فاقد سرمایه اجتماعی برای بسیج توده مردم و کشاندن آنها به صحنه است، لذا با گل آلود کردن مناسبت های اینچنینی (که متاسفانه از آن شادی و سرور سالم و حلال با کم توجهی برخی از مردم عزیز کشورمان فاصله گرفته) سعی می کنند ماهی خود را صید کنند. به عبارت دیگر مجاهدین به خوبی بر این حقیقت واقف هستند که از هیچ جایگاه و اعتباری نزد ملت ایران برخوردار نیستند
سندی از انزوای نکت بار و روز افزون فرقه رجوی
در شرایطی که فرقه رجوی در مرحله فروپاشی قرار گرفته و دیگر شعارهایی همچون «کوه ها بجنبند اشرف نخواهد جنبید »، « ماندن در عراق به هر قیمت »، « بیا بیا »، « جنگ صد برابر » و….. که موجب کشته شدن اعضای اسیر فرقه گردید دیگر خریدار ندارد، رجوی ها بیش از پیش تلاش دارند تا با فعال نشان دادن کارهای خود در کشورهای غربی، شکست خفت بار تخلیه اشرف و در ادامه اخراج از عراق را کمرنگ نمایند
افسوس و حسرت به دلی مریم قجر برای سرنگونی در سالی که گذشت
مادر خوانده تروریسم مریم قجر خوب می داند که سازمان وی قدرتی برای سرنگونی ندارد و اکنون سعی می کند با راه اندازی سفرهای آنچنانی و رشوه دادن به افراد خارجی خودش را مطرح کند تا بتواند هر چه بیشتر نفراتش را در لیبرتی که دیگر امیدی به مبارزه!! ندارند نگهدارد و همه را در همانجا به کشتن بدهد تا بتواند با نام آنان هم سفرهای پر بارتری داشته باشد و هم دیوارهای اور را از قاب عکس کشته های فرقه سیاه تر کند.
موج تازه هراس از فروپاشی در میان سرکردگان مجاهدین خلق
اکنون شمار بسیاری از اعضای جدا شده از سازمان با بهره گیری از دنیای آزاد و دسترسی به اینترنت به منتقدان سرسخت و فعال سازمان تبدیل شده اند. آن ها وب سایت ها، وبلاگ ها و صفحات خود را در شبکه های اجتماعی اداره می کنند تا ماهیت فرقه و رهبرشان را برای عموم روشن کنند.
پارلمان اسپانیا، تودهنی محکمی به مافیای رجوی زد!
، اینک پارلمان اسپانیا با تصویب قانونی مقرر داشته است که دادگاههای اسپانیا حق صدور احکام قضائی درمورد شهروندان غیراسپانیایی وغیر مقیم درآن کشور را ندارند که معنی این مصوبه پارلمان آنست که حکم جنجالی مورد رضایت ومایه افتخار فرقه رجوی، بلا اثر و فاقد اعتبار است ونتیجه اینکه این گروه محتاج به هرگونه سوژه های تبلیغاتی کم مایه و بی مایه، ازاین نمد هم نتوانست برای خود کلاهی بدوزد
دست رد دادگاه اسپانیا بر سینه مجاهدین
پارلمان اسپانیا با صدور قانون جدیدی، حکم دادگاه این کشور برای مشاور امنیت ملی عراق را که با لابی مجاهدین صادر شده بود بی اعتبار کرد. این در حالی است که گروه تروریستی مجاهدین حدود دو ماه پیش با استناد به احضاریه دادگاه اسپانیا برای فالح الفیاض مشاور امنیت ملی عراق، دستور پایان اعتصاب غذای اعضای خود را اعلام و احضاریه دادگاه اسپانیا را پیروزی بزرگی برای خود قلمداد کرد.
دارویی که خودی را کور کرد و دشمن را شفا داد
انقلاب درونی مجاهدین با بندهای رنگارنگ و ترفندها و تاکتیک های انسان کش نوعی استراتژی اورژانسی بود که رهبری فرقه آنرا به عنوان داروی جدید و اکسیری نجات دهنده و شفا بخش برای کنترل مناسبات مسئله دار درونی تشکیلات خود اختراع کرد.اما این دارو بجای شفا بخشی در رابطه با درد بی درمان و لا علاج رجوی برعکس خودی را کور کرد و دشمن و آنطرف میز فرقه را شفا داد.
عکس العمل سازمان مجاهدین در قبال نامه های نوشته شده
به اطلاع دوستان و هموطنانی که این نامه ها را امضاء کرده اند برسانم، نامه ها اثرات خود را داشته که سازمان مجاهدین مجبور شده است واکنش نشان بدهد. حرکت متقابل سازمان مجاهدین در محکومیت و تهمت و مارک زدن به دوستان را پیشه کند. مسئولین سازمان تلاش می کند یک طومار در محکومیت این حرکت با یک خروار تهمت ومارک تحویل مقامات مذکور بدهد.
از پوسته شکنی تروریستی تا”مجاهد گلخانه ای”
کار این مجاهدین گلخانه ای از مسئله داری و پاسیویزم و منفعل شدن گذشته. اکنون آنها به دلیل نبودن و نداشتن هیچگونه چشم انداز مثبت و امید به آینده مثل پرنده قفسی شده اند که مالک و صاحب و خدای خود را همان کسی می بینند که ذره ای آب و دانه به آنها می دهد این هم از سر استیصال و ناچاری است.
مجاهدین با سزارین از اشرف خارج شدند
سزارین همان خروج اجباری و اضطراری است که مجاهدین خلق پس از مقاومت ها و ترفند ها برای ماندن در اشرف بوسیله آن خارج شدند. قطعا تیغ جراحی این سزارین در دست ائتلاف خانواده ها و خیل جداشدگان از فرقه بود و بخوبی این عمل زایمان اجباری و خروج را به مجاهدین تحمیل کردند.
ترس و هراس مجاهدین خلق از وجه المصالحه شدن
مجاهدین در دو سوی طیف تحولات بازی جدیدی را شروع کرده اند. از یک سو با ترس از وجه المصالحه شدن در جریان توافقات هستهای ژنو، از طریق حامیان سیاسی خود از آمریکا می خواهند که امنیت آنان را در لیبرتی تامین کرده و یا آنان را گروهی به آمریکا منتقل کند و از سوی دیگر بدنبال بدست آوردن حمایت سیاسی گروههای مخالف دولت مالکی هستند.

