قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
انجمن آسیلا در نقشه گوگل به ثبت رسید
مشخصات و موقعیت انجمن حمایت از ایرانیان مقیم آلبانی (آسیلا) در نقشه گوگل Google Map به عنوان یک سازمان غیر انتفاعی به ثبت رسید. برای دیدن آدرس روی اینجا را کلیک کنید. ASILA, Rruga Hysen Gjura 6, Tirana 1001, Albania Telephone: +355 69 951 6435 به این ترتیب با استفاده از این لوکیشن Location به […]
تبعیض در مناسبات فرقه رجوی
همان طور که بارها نمونه های عینی آن از زبان جداشده ها نقل شده، در مناسبات سازمان مجاهدین خلق افراد ارزشی ندارند جز برای فدا و بیگاری در جهت منافع سران فرقه. به نیازها و درخواست های افراد اصلا توجهی نمی شود مگر افراد رده بالا و حلقه نزدیک به رهبری. به جای تلاش در […]
فرار از زندان اشرف و تولدی دیگر – قسمت پنجم
هادی شبانی در قسمت قبل خاطرات خود از لحظاتی می گوید که به کمپ تیف منتقل می شود: برای اولین بار بعد از بیست سال احساس کردم که چقدر آزاد هستم و دیگر خبری از نشست های اعصاب خرد کن عملیات جاری و غسل هفتگی نیست. احساس کردم که می توانم بدون تناقض با دوستانم […]
خاطرات داریوش قنواتی عضو رها یافته از فرقه رجوی – قسمت پایانی
داریوش قنواتی در قسمت قبل خاطرات خود گفت که چگونه با صدای افسر آمریکایی به خودش می آید: سیاج را خواباندم. مرا به آن طرف منتقل کرده و سوار خودروی هامر کردند و این لحظه برای من که توانسته بودم بالاخره از جهنم فرقه نجات پیدا کنم بهترین لحظه زندگی ام بود. توی آسمانها سیر […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت یازدهم
در قسمت دهم نوشتم که احمد حنیف نژاد که برخلاف منش و مردانگی برادر خود محمد که بنیانگذار سازمان مجاهدین اولیه بود، اکنون به شکنجه گر و بازجو و قاضی القضات دادگاههای مسعود رجوی مبدل شده بود و نقش اصلی در سرکوب اعضای نگون بخت فرقه ی رجوی را داشت، او مرا به خروجی ارتش […]
دیدار حسن شهباز با خواهرزاده خود در تیرانا بعد از بیست سال
خبر جدیدی که اعضای جداشده ساکن آلبانی منتشر کرده اند، مربوط به حضور خواهرزاده حسن شهباز در آلبانی است. خبری که دل همه خانواده های چشم انتظار و دردمند را شاد کرد. دایی و خواهرزاده بعد از بیست سال همدیگر را در آغوش کشیدند و صحنه های زیبایی خلق کردند : برای دانلود اینجا را […]
فرار از زندان اشرف و تولدی دیگر – قسمت چهارم
هادی شبانی در قسمت قبل خاطرات خود تا آنجا گفت که صبح روز ششم متوجه حضور بهزاد علیشاهی در ستاد می شود و علت را سئوال می کند: وی عنوان داشت که اکنون بهترین وقت برای فرار است. من کلاس آموزش بازیگری داشتم و به شاگردانم گفتم که چند لحظه دیگر خواهم آمد. من بهزاد […]
نحوه برخورد فرقه رجوی با بیماری اعضا – قسمت اول
این جمله از رجوی یک اصل تشکیلاتی بود: “خواهر و برادر مجاهد بیمار فلان ابن فلان نداریم”! کمتر هفته ای است که یکی از اعضای فرقه بر اثر بیماری فوت نکند. فرقه ای که رهبرش، اعضاء را به عنوان ابزار مورد سوء استفاده قرار می دهد و همچون برده با آنان رفتار می نماید. به […]
فرار از زندان اشرف و تولدی دیگر – قسمت سوم
من نیز به کار آموزش رانندگی مشغول شدم. این کار برایم بسیار خوب بود چون دیگر کسی نمی توانست برای انجام کارم مانع تراشی کند و از طرف دیگر به راحتی می توانستم به بیرون از قرارگاه تردد کنم و در ضمن در خیابانهای اشرف می توانستم با دوستانم صحبت کنم یعنی محفل بزنم و […]
خاطرات داریوش قنواتی عضو رها یافته از فرقه رجوی – قسمت ششم
داریوش قنواتی در قسمت قبل خاطرات خود گفت که مرا جزء آخرین لایه ها برای مصاحبه بردند. یک زن آمریکایی با من مصاحبه کرد. یکی از کادرهای قدیمی مرد سازمان در پوشش مترجم برای کنترل حضور داشت. سال 82 بدون اطلاع فرقه چند اتوبوس از خانواده ها برای دیدن فرزندانشان به کمپ اشرف آمدند. ابتدا […]
مصاحبه انجمن نجات گلستان با شیراحمد روز رخ
شیراحمد روز رخ از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق در گفتگویی با انجمن نجات استان گلستان تجربیات خود از زمان حضور در مناسبات مجاهدین خلق را به اشتراک می گذارد. او در سال 1366 در منطقه سومار به اسارت نیروهای عراقی در می آید. حدود سه سال در اسارت نیروهای عراقی و در شرایط بسیار […]
فرار از زندان اشرف و تولدی دیگر – قسمت دوم
این همه سال در عملیات های شان شرکت نمودم و خودم وارد مناسبات شان شدم. حال می دیدم شعارهای رجوی در مورد اعتماد نسبت به اعضا دروغ بوده است! بعد از سرنگونی صدام نقطه اوج ریزش نیرو در فرقه رجوی، ورود خانواده ها برای ملاقات با عزیران خود به اشرف بود. رجوی فکر می کرد […]

