تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
یک بار برای همیشه نه بگویید پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین
محمدرضا ترابی از کابوسی ۱۸ ساله میگوید
محمد رضا ترابی از کودک سربازان سابق مجاهدین خلق به مناسبت زاد روز چهل سالگی خویش در شانزدهم ماه مه، در حساب کاربری خود مطلبی کوتاه اما پر محتوا به زبان انگلیسی به اشتراک گذاشت: وقتی که 17 ساله بودم پس از 8 سال جدایی از والدینم، سرانجام مادر زیستیام را دیدم. شوربختانه، شرایط چنان […]
فرار از زندان رجوی – قسمت آخر
در قسمت قبل گفته بودم پدر و برادرانم به بغداد آمده و یک هفته ای را نزد خودم بودند. جدای از صحبت های خانوادگی به من گفتند همه فامیل ها و دوستان و آشنایان مشتاق هستند شما را در ایران ببینند مخصوصاً فامیل های نزدیک. من به پدرم گفتم قصد دارم به اروپا برگردم و […]
هفت سال تجربه، برای سالها زندگی – قسمت اول
اواسط سال 1380 بود که ازدواج کردم اما به دلایل متعدد زندگی مشترک موفقی نداشتم. بعد از مدتی تصمیم گرفتم به هر قیمتی که شده زندگی جدید را در خارج از ایران آغاز کنم. من تا حدی با شرایط اخذ پناهندگی از کشورهای دیگر آشنایی داشتم. می دانستم که کیس سیاسی بیشتر قابل قبول است […]
نامه مدیرعامل انجمن نجات به خانواده حمید نوری
با سلام خدمت خانواده محترم آقای حمید نوری ابراهیم خدابنده مدیر عامل انجمن نجات در ایران هستم. انجمن نجات متشکل از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و همچنین خانواده های اعضای فعلی می باشد که در جهت آشکار نمودن ماهیت واقعی فرقه رجوی تلاش می کند. من 23 سال از عمرم را (1359 تا 1382) […]
روزی که مرا برای تماس تلفنی با خانواده ام به بغداد بردند
در زمان حضورم در فرقه رجوی و بعد از عملیات دروغ جاویدان زیر فشار روحی بودم. چند بار از سران فرقه درخواست کرده بودم مرا به خارج از عراق بفرستند که موافقت نکردند. روزها در پادگان اشرف خیلی به من سخت می گذشت. هر نقطه از پادگان اشرف را چک می کردم راه فراری برای […]
تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت سوم
در قسمت قبلی خاطراتم تا جایی گفتم که برای اولین بار با خواهرم از طریق تلفن صحبت کردم: آن طرف خط کوچک ترین خواهرم بود که در اصطلاح فرهنگ رایج جامعه ته تغاری خانواده ما بود. وقتی خانواده را ترک میکردم 10 سال داشت. هنوز همان چهره با همان سن و سال در نظرم تداعی […]
رونمایی از کتاب تلخی رهایی در نمایشگاه کتاب تهران
مراسم رونمایی از کتاب تلخی رهایی از طرف سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با حضور نویسنده و راوی کتاب روز شنبه 31 اردیبهشت ماه سال جاری از ساعت ۱۲ تا ۱۳ در فرهنگسرای عمومی نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حضور ناشران و مسئولین نمایشگاه انجام گردید. در این مراسم آقایان علی بیگلری و جواد کامور […]
مصاحبه با عبدالحمید رئوفیان نجات یافته از سازمان مجاهدین خلق
عبدالحمید رئوفیان از اعضای رهایی یافته از سازمان مجاهدین خلق است. در زمان جنگ ایران و عراق سرباز بود که به دست سران سازمان ضد مردمی مجاهدین که با نیروهای بعثی بر علیه کشور و ملت ایران میجنگیدند اسیر شد و مدت 25 سال در اسارتگاه فرقه رجوی با شستشوی مغزی گرفتار ماند. رئوفیان در […]
تماسی که به لحاظ عاطفی من را به خانواده ام پیوند زد – قسمت دوم
در قسمت قبلی خاطرات خود تا آنجا گفتم که به تیف رفته بودم و دوستانی که با هم در یک چادر بودیم خیلی با من صحبت می کردند تا من را قانع کنند که با خانواده ام تماس بگیرم. مسئولین تشکیلات سالیان در توجیه ممنوعیت تماس با خانواده ها، بحث امنیت جانی خانواده های ما […]
پیروزی مادر سالخورده و صبور یوسف لاسکانی در میدان تقابل با رجوی
خانم حنیفه بلوچ لاشاری، مادر سالخورده یوسف لاسکانی که با آرزوی دیدار پسرش بارها و بارها برای ملاقات با او به پشت درب مقرهای فرقه رجوی در عراق رفت و هر بار ناکام بازگشت، اکنون با در آغوش گرفتن فرزندش پیروز میدان تقابل با رجوی و فرقه رو به اضمحلال او است. خانم بلوچ لاشاری […]
سقف حماقت مریم و مسعود رجوی
فواد بصری از جداشدگان فرقه رجوی در رابطه با حضور مایک پمپئو در پادگان اشرف 3 می گوید: مریم رجوی با هزینه هنگفت این سیاستمداران خارجی را دعوت می کند تا خودی به آمریکایی ها نشان دهد اما مجاهدین خلق هیچ ارزشی برای آمریکاییها ندارند. درست مانند حضورشان در عراق که با همه چاپلوسی هایی […]
فرار از زندان رجوی – قسمت چهارم
در قسمت قبلی گفتم که ما منتظر مسئولین عراقی بودیم و بالاخره نیروهای عراقی به نزد ما آمدند. در بدو ورود برخورد عراقی ها با ما بسیار انسانی و محترمانه بود. سپس ما را سوار خودرو کردند و به سمت مقر فرماندهی که در ضلع شمال قرارگاه اشرف مستقر بود رفتیم. ساعت حدوداً 9 و […]

