یکشنبه, ۱۲ مهر , ۱۴۰۵
  • روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق 12 مهر 1405

    اندر باب سانسور
    روایت خواندنی ژینا حسین نژاد از سانسور در مجاهدین خلق

    در هفته ای که گذشت، موضوع حمله به خانم مرضیه حسینی خبرنگار ایران اینترنشنال پیش آمد. جدا از حملات افراطی اما از نظرم در خشم عمومی جامعه همیشه یک حرف حقی وجود داره  که باید آنرا شنید و نباید آن خشم را فقط به یک گروه خاص تقلیل داد. البته خود ایشان بهتر از بسیاری […]

گوشه ای از خاطرات خانم فرشته هدایتی 30 خرداد 1398

گوشه ای از خاطرات خانم فرشته هدایتی

نقل از خاطرات خانم فرشته هدایتی : چرا و در چه شرایطی وارد سازمان مجاهدین شدم ؟ درگیرودار شرایط سیاسی دوران انقلاب که آمیخته ای از صداقت انقلابی و بی سوادی و بی تجربگی سیاسی ناشی ازجوانی بود ، من هم قاطی موضوعات مختلفی شدم. در آغاز اگر بخواهید با من آشنا شوید ، متولد […]

فلسفه پرداختن به هنر در سازمان مجاهدین! 28 خرداد 1398

فلسفه پرداختن به هنر در سازمان مجاهدین!

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت بیست و نهم تقریبا در هر مناسبتی باید یک ترانه می خواندم ، اجرای ترانه آذری جزو برنامه های ثابت اعیاد و مناسبات در سازمان بود ، اساسا فلسفه کارهای هنری ، سرپانگه داشتن اعضای اسیر در فرقه بود ، بدین معنی که سازمان می خواست طوری افراد […]

با شنیدن نام ایران دیگر برایمان مهم نبود که می میریم یا زنده می مانیم 27 خرداد 1398

با شنیدن نام ایران دیگر برایمان مهم نبود که می میریم یا زنده می مانیم

خاطرات شهرام بهادری – قسمت شش شروع حمله آمریکا به عراق در زمان حمله آمریکا به عراق ما را از پذیرش سوار ون کردند و به سمت سه راهی امام ویس بردند که قرارگاه 11 در آنجا مستقر بود. شخصی به اسم عباسعلی مسئول ما بود و ما وقتی رسیدیم آنجا شب بود که دیدیم […]

امیدوارم عشق و مهربانی در زندگی تان جاری باشد 26 خرداد 1398

امیدوارم عشق و مهربانی در زندگی تان جاری باشد

تبریک به دوست قدیمی آقای بخشعلی علیزاده با سلام و درود خبر مسرت بخش ازدواج شما را از روی سایت خواندم و برایت صمیمانه خوشحال شدم. امیدوارم که در زندگی جدیدی که با همسر محترم شروع کرده ای، بهترین اتفاقات برایتان بیفتد و به جبران سالیانی که در سازمان به بیهودگی گذشت، عشق و مهربانی […]

سازمان مجاهدین به چه کسانی در آلبانی حقوق پرداخت می کند؟! 25 خرداد 1398

سازمان مجاهدین به چه کسانی در آلبانی حقوق پرداخت می کند؟!

نامه آقای رحمان محمدیان به رییس کمیساریای عالی پناهندگان آقای کمیسر فلیپ گراندی آقای عزیز، ما جمعی از اعضای سابق مجاهدین هستیم که بر اساس یک تفاهم نامه بین آمریکا، آلبانی و مجاهدین و با نظارت کمیساریا عالی پناهندگان به آلبانی منتقل شدیم. همه ما درعراق با نمایندگان کمیساریا مصاحبه و خواهان اعزام به یک […]

اسیری که باید ترانه می خواند 25 خرداد 1398

اسیری که باید ترانه می خواند

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیست و هشتم اولین بار که یکی از ترانه های من از سیما پخش شد ، یکی از بچه های شمال که الان هم در سازمان اسیر است ، سر کار که تنها بودیم ، گفت محمدرضا خوش به حالت ، حتما خانواده ات تو را خواهند دید! من […]

تبریک و شادباش به اقای بخشعلی علیزاده 23 خرداد 1398

تبریک و شادباش به اقای بخشعلی علیزاده

به نمایندگی از خود و خانواده های چشم انتظار مرتبط با انجمن نجات گیلان ازدواج و پیوند شعف افرین دوست ، برادر و فعال انجمن نجات را به ایشان و همسر گرامی شان تبریک و تهنیت میگویم. جسارت ایشان در تصمیم به جدایی از فرقه تبهکار رجوی و اقدام به کارزار و روشنگری علیه مناسبات […]

به کوری چشم مریم رجوی، پیوندتان مبارک 23 خرداد 1398

به کوری چشم مریم رجوی، پیوندتان مبارک

ازدواج تنها پیوند زمینی است که در آسمانها بسته میشود پیوند زیبایتان مبارک باد با مسرت فراوان خبر ازدواج دوست و همکار گرامی آقای بخشعلی علیزاده را شندیم. بی شک خبر ازدواج این دوست همچون تیر آتشینی در قلب مرتجع مریم رجوی که تلاش می کند با فرا فکنی و نشر اکاذیب به جهت مخدوش […]

با وجود سابقه زندان ، بعید بود مرا به روی آنتن ببرند 22 خرداد 1398

با وجود سابقه زندان ، بعید بود مرا به روی آنتن ببرند

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت بیست و هفتم استارت ترانه ها و ورود به برنامه های هنری سازمان ایده اولیه من در مورد شرکت در برنامه های هنری، از قرارگاه همایون شروع شد. اولین کار تهیه یک دفترچه و سپس جمع آوری متن آهنگ ها و سرودهای سازمانی بود. از جمع کوچک بچه […]

پیام تبریک انجمن نجات به آقای بخشعلی علیزاده 22 خرداد 1398

پیام تبریک انجمن نجات به آقای بخشعلی علیزاده

امروز را زندگی کن بخاطر تمام آنهایی که در کنارت هستند … امروز آتشفشانی باش از محبت و مهربانی و دریایی باش از عشق و امید برای عزیزانت با خوشوقتی و مسرت فراوان، خبر ازدواج دوست گرامی مان آقای بخشعلی علیزاده را شنیدیم. انجمن نجات ضمن تبریک این اتفاق مبارک، آرزوی بهترین روزها را برای […]

اجبارات برده ساز در العماره عراق … 20 خرداد 1398

اجبارات برده ساز در العماره عراق …

خاطرات سیاه محمدرضا مبین – قسمت بیست و ششم همه امور روزانه مان ، اجباری و بایدی بود.هرگز اختیار نداشتیم در مورد برنامه ای” نه” بگوئیم ، هرروز و هر لحظه آموزش می دیدیم که نباید” نه” بگوئیم! همواره تمرین می کردیم که حق ” نه” گفتن نداشته باشیم. حتی امروز که نزدیک 20 سال […]

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت بیست و پنجم 12 خرداد 1398

خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت بیست و پنجم

نشست های مجاهد سازی اجباری در قرارگاه همایون ، العماره عراق … العماره از شهرهای بسیار گرم عراق بود. هوای شرجی قرارگاه همایون از مشخصه های بارز این قرارگاه بود. هر روز صبح پرچمی را که در وسط قرارگاه در اهتزاز بود نگاه می کردم ، اگر از سمت جنوب می وزید یعنی امروز روز […]

blank
blank
blank