غیبت سازمان مجاهدین در مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی

در خبر ها آمده بود که:

 

" 9 گروه جمهوری خواه ایرانی به قصد گفتگو و ایجاد زمینه های همکاری در راستای مبارزه علیه جمهوری اسلامی ایران و استقرار دموکراسی در کشور، در روزهای ۲۲ و ۲۳ سپتامبر ۲۰۰۷ برابر با ۳۱ شهریور و ۱ مهرماه ۱۳۸۶ در شهر هانور نشستی برگزار کردند…"

 

در مورد این خبر آنچه که مهم و در عین حال عبرت آموز است، غیبت سازمان مجاهدین خلق ایران به رهبری مسعود رجوی در این نشست می باشد.

 

سازمان مجاهدین زمانی خود پایه گذار یک ائتلاف سیاسی از همه گروه ها وسازمانهای سیاسی و شخصیت های منفرد برای مبارزه با جمهوری اسلامی ایران بود اما اکنون بعد از 29 سال نه تنها "شورای ملی مقاومتی" در کار نیست و بکلی از هم پاشیده بلکه عدم حضور مؤثر سازمان مجاهدین در مبارزه علیه رژیم جمهوری اسلامی در بین اپوزیسیون کاملا تعجب بر انگیز و محسوس می باشد.

 

آیا علت چیست؟

 

آیا مجاهدین خلق دعوت این سازمانها را که بسیاری از آنها قبلا عضو "شورای ملی مقاومت" هم مجاهدین بودند برای همکاری نپذیرفته است یا این که این سازمانها مجاهدین را به شرکت در این نشست دعوت نکرده اند؟

 

هر یک از این دو علت اگر وجود داشته باشد زیاد تفاوتی نمی کند. اولی نشانه انحصار طلبی و خود محوری سازمان مجاهدین خلق است که خود را آلترناتیو جمهوری اسلامی می داند و لذا لزومی نمی بیند که دیگران را در قدرت سهیم کند و می خواهد شعار "همه چیز یا هیچ چیز" که سالها در حسرت آن عمری را به بطالت گذرانده تحقق یابد، و دومی نشانه بی اعتباری و بی ارزشی مجاهدین در بین اپوزیسیون دمکرات اعم از چپ و میانه رو و ملی است که وقعی به این سازمان نمی گذارند.

 

مجموعه اپوزیسیون متنوع جمهوری اسلامی با هر عقیده و مرامی، مدت 30 سال است که سازمان مجاهدین را تجربه کرده اند و به این نتیجه رسیده اند که بلحاظ ایدئولوژیکی و مشی و مرام و وطن پرستی و مردم دوستی سازمانی نیست که بتوان به آن اعتماد کرد و در بسیاری از موارد عملکرد های آن دست کمی از رژیم پیشین و رژیم کنونی ندارد.

 

در طول 30 سال که از عمر جمهوری اسلامی می گذرد سازمان مجاهدین نتوانسته است علیه جمهوری اسلامی یک مبارزه مؤثر و پیگررا راه اندازی و هدایت کند اما تا توانسته است بین اپوزیسیون و نیرو های واقعا مبارز تفرقه انداخته و با روش های خشونت آمیز و تروریستی و خدمت به سرویس های جاسوسی غرب سر راه مبارزه سنگ واندازی کرده است و به رژیم مدد رسانده و موجب تقویت جناح های رادیکال و نظامی و خشونت طلب گردیده است.

 

اگر سازمان مجاهدین به نصایح خیر خواهانه اپوزیسیون عمل می کرد و خود را تافته جدابافته از مردم و نیروهای ملی و مبارز نمی دانست و بجای دخیل بستن به کاخ سفید به مردم متکی می شد اکنون ما شاهد یک سازمان دمکرات و آزادی خواه و یار و مدد کار، در کنار دیگر نیروهای ملی و دمکرات بودیم.

 

اما هیهات، سخت سری و تک روی و انحصار طلبی و عدم توان کار جمعی سازمان مجاهدین با نیرو های سیاسی ایرانی سازمان مجاهدین را در زمره یکی از مظاهر و مصادیق مدد رسانی به جمهوری اسلامی در آورده که موجب تضعیف جبهه اپوزیسیون در مقابل رژیم گردیده است.

 

در این زمینه بسیار می توان گفت و نوشت و می شود آن را موضوع بحثی تحلیلی و جامعه شناسی قرار داد که چرا سازمان مجاهدین از اوج محبوبیت در اوایل انقلاب به این فلاکت و بی ابروئی رسیده است. اینکه یک گروه اپوزیسیون توسط حاکمیت طرد شود، امری طبیعی است، اما بالاتر و تعجب آور تر از آن، اینکه یک گروه اپوزیسیون از سوی سایر گروه های دیگر اپوزیسیون طرد و منزوی شود.

 

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.