اعضاء جداشده از فرقه رجوی

شکست دوباره رجوی ها از اعضای جدا شده در آلبانی

این هفته تعدادی از جداشدگان از فرقه وطن فروش رجوی ؛ بعد ماهها دوندگی و کش وقوس، از طریق اداره مهاجرت از وزارت کار کشور آلبانی، جواز کار دریافت کردند.
این دستاورد، خاری در چشم فرقه رجوی است و بازهم این فرقه بور شد.
این فرقه مدتها بود که تلاش می کرد این اتفاق نیفتد و کلی رشوه داده و دم بعضی مقامات را دیده بود و سماجت و پیگیری مستمر و خستگی ناپذیر جداشدگان برای رسیدن به حقوقشان، تلاش این فرقه را خنثی و این باند وطن فروش را یکبار دیگر بور کرد.
این چند ساله که فرقه رجوی با بند و بست وکمک ارباب جدیدش، وارد آلبانی شده و زندان جدیدی برای اعضای دست و پا بسته اش ساخته است؛ روزی نبوده که دست به توطئه ای بر علیه جداشدگان از این فرقه نزند!
حالا جرم نا بخشودنی این جداشدگان چیست که اینها اینقدر هستریک با آنها ضدیت و دشمنی می کنند، الله اعلم؛
شاید برای اینست که این افراد عمر و جوانی خود را نثار این جماعت کرده و هرچه را داشته اند بی دریغ بپای تشکیلات و سازمان این مردک جعلق رجوی ریخته اند و در نقطه ای صادقانه گفته اند:
آقا ما دیگر نیستیم و با خیانت و وطن فروشی شما بیش از این همراهی نمی کنیم! والبته بعد از جدایی هم دنبال زندگی خودشان بوده و کاری به کار این فرقه نداشتند الا اینکه این فرقه چون چشم دیدن اینکه برخلاف تصوروتبلیغی که در داخل فرقه دامن زده می شود، این افراد توانستند زندگی خود را تدبیرکنند و فرقه که قافیه در این زمینه باخته بود شروع به تبلیغات سوء و تهدید این افراد بی پناه کرد.
از تهدید به مرگ؛ توسط مریم قجر که؛ هر عضو مجاهدین باید آخرین گلوله را برای بریدگان نگه دارد و کشتن اینها فرض و ازکشتن پاسداران واجب تراست؛ تا پخش مکرر گفته رهبرغایب! که وصیت به انتقام کشی می کند برای اعضادر مناسباتشان و البته توطئه های گوناگون در آلبانی با کمک رشوه و لابی گری اربابان امپریالیست نشان؛
در همه حالت ها جداشدگان شروع کننده نبوده اند و همه اقداماتی هم که کرده اند در دفاع از خودشان و بعد از نامردی و نامردمی این فرقه بوده و هست.
از بدو ورود به آلبانی این فرقه یکسری توطئه ها را بر علیه حضور جدا شدگان شروع و تلاش داشت که زندگی را طوری برای آنان سخت کند که اینجا را ترک کنند چرا که وجود آنان همیشه نقطه امید و برانگیختن بقیه اعضای در بند در تشکیلات پوسیده آنان؛ برای فرار و جدایی و روآوردن به زندگی بوده و هست.
بیاد دارم وقتی که قبل از بسته شدن رمسا و خدمات کمیساریا به جدا شدگان با کارمندان کمیساریا دیدار و به کارشان اعترض می کردیم، رک و روشن بمن گفتند آقا دست ما نیست و از بالا بند و بست شده است و مجاهدین با کیف های پراز پول هر روز درادارات این کشور و در ژنو بر علیه شما معامله می کنند و ما کاری نمی توانیم بکنیم.
و همچنین می گفتند با بالای ما معامله کرده اند و ما می دانیم این نا مردمی وبر خلاف اصول انسانی و جهانی است و بارها گزارش کرده ایم، اماکاریش نمی شود کرد، معامله تمام و دسته های اسکناس(دلار) کارخودش را کرده است!!!
و یا بارها هیئت فرقه مجاهدين خلق از جمله مهدی برائی( احمد واقف )در وزارت کشور دیده شده است که تلاش داشت که با مراجعه و« البته حتما با بسته های دلار» اداره مهاجرت این وزارتخانه را از این کار یعنی دادن برگه ودفترچه اجازه کار به جداشدگان منصرف کند که مثلا به این برگه نیازی نیست و ما همه را تامین می کنیم و …
من خودم این مردک را با نفرات همراه؛ درست چند روز قبل از صدور این مجوزها؛ هنگام خروج این اداره دیدم که از قضا بسیار بقول خودشان در خود بود و معلوم بود که به هدفش نرسیده است و نتوانسته در نهایت این توطئه را عملی و مقامات را قانع کند.
و البته این پیروزی مدیون اصرارو پیگیری مستمر و خستگی ناپذیر عده ای از جداشدگان دانست که برای هرگونه فداکاری و هزینه در این مسیر بودند و بخواست خداو همت آنان این کار پیش رفت.
یک پیروز برای جداشدگان و یک تودهنی به فرقه!
بله اینبار دلارها افاقه نکرد و فرقه بخواست خدا بورو حق به حقداررسید.
مبارک ها باشد.
رحمان محمدیان

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا