تا آخر در کنار مردم ایران حضور داریم حضور در کنار مردم با تمام قدرت
بررسی عملکرد مجاهدین نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت دوم
در پایان سال 1404 نشست سالانه انجمن نجات استان مازندران – قسمت اول
ملاقات حق طبیعی ماست رجوی چه فکری کرده است
او که نگران وضعیت برادرش بهزاد بود سئوال نمود که بالاخره برادرش کی لیبرتی را ترک می کند و چرا رجوی مانع این کار می شود؟ وقتی توضیحاتی در مورد عملکرد فرقه و خیانت رجوی به او گفتیم او مطرح نمود که هر چقدر هم طول بکشد دنبال کار آزادی برادرش خواهد بود. اگر رجوی پلید در وی عاطفه وجود ندارد ما سراپا معتقد به عاطفه نسبت به خانواده خود هستیم به همین خاطر هم برادرم بهزاد را تنها نخواهم گذاشت.
پیام تسلیت انجمن نجات مازندران
امروز از طریق سایت انجمن مطلع شدیم برادر دوست و همکار عزیزمان آقای ولی دوستی مسئول دفتر انجمن کرمانشاه دار فانی را وداع گفت. اعضای دفتر انجمن نجات مرکز مازندران تلخی این ضایعه اندوه بار را به همکار عزیزمان آقای ولی دوستی و خانواده محترمشان تسلیت گفته برای آن مرحوم طلب مغفرت و غفران الهی را از خدواند منان خواستاریم. از خداوند سبحان برای خانواده آن مرحوم اجر صابرین مسئلت می نمائیم
این چه سازمانی است که اجازه یک تماس را هم نمی دهد
وقتی به ملاقات آقای اسماعیل قبادی که خواهرش مهین سالیان درازی است در اسارت فرقه بسر می برد رفتیم وی با دیدن ما سفره دلش باز شد و عنوان نمود که خواهرم مگر کجا می باشد که این گونه حتی اجازه تلفن هم به او نمی دهند؟ رجوی چقدر ترسو می باشد که از تماس تلفنی واهمه دارد که افرادش به سمت خانواده کشانده شوند؟
رجوی ها بخاطر جلوگیری از آگاهی اعضا، از ملاقات با خانواده وحشت دارند
آقای قدمی با تایید صحبت های جدا شدگان، در مورد مناسبات فرقه گفتند:”اعضا در فرقه رجوی اسیر و از دنیا قطع هستند و از هیچ چیز خبر ندارند. فرماندهان فرقه نمی گذارند آنها از اخبار مطلع شوند، چرا که در این صورت دیگر واقعیات برای شان روشن می شود. رجوی ها به این خاطر است که از ملاقات خانواده وحشت دارند”
من به رهایی فرزندم از فرقه رجوی اعتقاد دارم
خانم توکلی که چندین بار برای ملاقات به اشرف رفته بود عنوان نمود مانع اصلی خود رجوی پلید می باشد که نمی گذارد با فرزندم ملاقاتی داشته باشم. من که یک مادر پیر هستم رجوی چه ترسی از من دارد؟ برای چه از ملاقات یک مادر با فرزندش هراس دارد؟ چیزهایی که در بیرون اشرف دیدم و توهین هایی که به دستور رهبران فرقه به ما شده برایم روشن شد که آنان جز مرگ عزیزانمان چیز دیگری نمی خواهند. به همین خاطر باید گفت که رجوی فردی پلید می باشد که با ریختن خون عزیزانمان به حیات خود ادامه می دهد.
خواهرم را راضی به جدا شدن از فرقه می کنم
با آقای احمد رضائی برادر صدیقه که در تشکیلات رجوی اسیر می باشد گپ و گفتگو خودمانی داشتیم وی با آن چهره بشاش و خندانش عنوان نمود که من خواهان این هستم که ملاقاتی با خواهرم داشته باشم این خواسته ای که حتی همه زندانیان از آن بهره می برند ولی در فرقه رجوی این حق از افراد گرفته شده است. وی عنوان نمود وقتی در سال 82 به ملاقات خواهرم صدیقه رفتم از وضعیت زندگی شان و نحوه برخورد و اینکه نمی توانم با خواهرم به تنهایی صحبت کنم دریافتم که رهبری فرقه جز شعار و عوام فریبی چیزی برای دیگران و اعضای خود نداشته است.
خدا رجوی را لعنت کند که عامل بدبختی خانواده ما شده است
وقتی برایش توضیح دادم که رجوی جنایتکار خانواده را کانون فساد می نامد و عنوان می کند خانواده ها مزدور می باشند با ناراحتی گفت که مزدور خودشان هستند که با صدامیان همکاری کردند و اکنون در ایران جایی ندارند. آیا من مادر پیر که به زور راه می روم می توانم تهدیدی برای آنها باشم که به او توضیح داده شد که شما خطرناکترین دشمن برای سران فرقه می باشید چون آنها سعی دارند که عاطفه فرزندی را از بین ببرند.
در وجود رجوی ها عاطفه انسانی اصلا وجود ندارد
وی که از خانواده های فعال استان می باشد مطرح نمود که اکنون بعد از چند سال آیا امکان ملاقات آنان در لیبرتی فراهم شده است و اگر این مسئله حل شود مطمئنا کار سران فرقه تمام شده باید فرض کرد. به او توضیح داده شد که با کارشکنی سران فرقه کار انتقال افراد به کشور ثالث هم به سختی انجام می گیرد و اگر این شرایط فراهم شود او اولین نفری خواهد بود که برای ملاقات با برادر اسیرش خواهد رفت.
چرا رجوی فریبکار از ما خانواده ها می ترسد؟
سال 82 برادر دیگرم به ملاقات مصطفی به اشرف رفت و چیزهایی که تعریف می کرد برایم قابل قبول نبود که بعد از سالیان وقتی برادرش را دیده چند نفر همراه او بودند که مبادا رابطه عاطفی بین آنها برقرار شود و او هم ترس داشت که بعد از رفتنش او را در تشکیلات زیر ضرب برده که چرا در برخورد با برادرت آنگونه که ما گفتیم رعایت نکرده است.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت پایانی
در سال هایی که من در اشرف بودم شاهد بودم خانواده ای از سازمان جدا شده بود. شوهر اهل لرستان بود با خانواده به فرقه پیوسته بودند مرد خانواده به همراه بچه از سازمان جدا شد اما زنش نیامد و در تشکیلات ماند این داستان به بعد از انقلاب مریم قجر بر می گردد وقتی آن مرد پیگیر زنش شد زنش به او گفت من دیگر به تو تعلق ندارم مال مسعود هستم این فاکت گواه این است زن را راحتر می شود استثمار کرد رجوی هم به همین دلیل روی این موضوع انگشت گذاشت. در مقایسه زنهای اروپائی وابسته نیستند صاحب اراده و اختیار هستند” خوب یا بد”خودشان انتخاب می کنند اما در درون فرقه به او دیکته می کنندچه بکند و چه نکند. چرا ما باید اجازه بدهیم یک آدم همه خواسته ها و اندیشه های ما را بدزد؟ اگر آزادی وجود داشت آیا رجوی قادر بود اعضای فرقه را استثمار کند؟ مطمئنا نمی توانست.
بررسی وضعیت زنان در فرقه رجوی – قسمت اول
آقای مجید محمدی در پاسخ اظهار داشت: زن ها در سطح پایین بودند، رجوی با زرنگی به این نتیجه رسید که زنان می توانند در درون مناسبات خط رجوی را بهتر پیش ببرند آنها مطیع ترند شاخص انقلاب مریم قجر همین بود که زنان مسئله حل کن و راه بازکن هستند زیرا در طول تاریخ آنها تحت ستم بوده اند به همین جهت انگیزه آنها در رابطه با سرنگونی حکومت ایران بیشتر است، البته هدف فرقه آزادی زنان نبود هدف بندگی و بردگی بود تا از آنها به عنوان وسیله ای برای رسیدن به هدفش استفاده کند.
ملاقات با خانواده مرحوم ابوئی
در پی اطلاع یافتن از فوت آقای ابویی راد از خانواده های فعال انجمن نجات استان مازندران توسط چند تن از دوستان بازگشته برای عرض تسلیت به دیدار خانم ابویی به منزل شان در بابل رفتیم. وی با دیدن بچه ها بسیار خوشحال شد و تشکر نمود. ابتدا خانم ابویی مقداری از همسرش صحبت کرده و در ادامه نیز هر کدام یک از بچه ها از وضعیت فرقه رجوی و نفراتی که در لیبرتی اسیر می باشند صحبت نمودند.

