جمعه, ۱ اسفند , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت دوم 28 اسفند 1395

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت دوم

سران جنایتکار فرقه مخرب رجوی در حدی نیستند که من بخواهم به آن ها پیام بفرستم، این نفرات قاتل ملت ایران و جوانان ایران هستند، آن ها جنایت هایی کردند که در تاریخ بشر دیده نشده، سران فرقه می دانند که ما خانواده ها همراه با جداشدگان از فرقه رجوی، دست از مقاومت و پشتکار برنخواهیم داشت، چرا که عزیزان ما را با انواع دروغ ها و نیرنگ ها در زندان های خود اسیر و گرفتار کرده اند

نامه جمعی از خانواده های خوزستانی به رئیس جمهور آلبانی 25 اسفند 1395

نامه جمعی از خانواده های خوزستانی به رئیس جمهور آلبانی

فرزندانمان درنهایت بعد ازطی کردن سالهای پرفرازونشیب درعراق به این منظور به کشورشما منتقل شدند که بتوانند دراسرع وقت تحت نظر کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد بعنوان پناهنده به دیگرکشورهای اروپایی منتقل شوند تا آزادانه آنطورکه خود دوست می دارند زندگی جدیدی را برای خود انتخاب کنند.

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت اول 25 اسفند 1395

مصاحبه با خانم ثریا عبداللهی به مناسبت روز مادر – قسمت اول

نگهبانان از ما با سنگ و آهن و فحش پذیرایی می کردند و ما تنها به دنبال گم شده خودمان بودیم، با گریه، ضجه، آه، ناله و التماس که ما خانواده هستیم و می خواهیم عزیزانمان را ببینیم. ولی چه فایده، انگاری در گوش سنگ و آهن حرف می زدی.

نامه برادری چشم انتظار به برادر اسیرش در آلبانی 24 اسفند 1395

نامه برادری چشم انتظار به برادر اسیرش در آلبانی

برادرعزیزم عیسی طاهرخانی سلام امیدوارم که حالت خوب باشد و زیر سایه خداوند متعال سلامت باشی برادرم غرض از نوشتن این نامه برای شما اولا که دلم خیلی برایت تنگ شده ودوم اینکه تا کی باید دوریت را تحمل کنیم ما وخانواده ات اینطرف و تو در دیار غربت باشی برادر جان این همه سال از ما دور بوده ای

نامه خانم نرگس بهشتی به برادرش مصطفی بهشتی 24 اسفند 1395

نامه خانم نرگس بهشتی به برادرش مصطفی بهشتی

داداشم، هر روز که می گذرد امیدم به رهایی تو بیشتر می شود. می دانم روزی می رسد که تو در کنار ما سر سفره عید می نشینی و سال جدید را با هم جشن می گیریم. داداش گلم، روزی که تو برگردی دنیای ما بهشت می شود. اینجا جای تو خیلی خالی است

نامه ای از پدری چشم انتظار به گزارشگر سازمان ملل 24 اسفند 1395

نامه ای از پدری چشم انتظار به گزارشگر سازمان ملل

به تازگی مطلع شده ام که تمام افراد اسیر در سازمان فوق به اجبار و گروهی به کشور آلبانی انتقال پیدا کرده اند. لذا از آن مقام محترم که همواره وقت خود را صرف رسیدگی به امور حقوق بشر نموده اید عاجزانه تقاضا دارم اقداماتی را بعمل آورید تا اینجانب بتوانم فرزندم را بدون هیچگونه ممانعتی ملاقات داشته و او را از اسارت نجات بدهم.

حضور مهندس علینقی (مهدی) مهرورز در دفتر انجمن نجات گیلان 22 اسفند 1395

حضور مهندس علینقی (مهدی) مهرورز در دفتر انجمن نجات گیلان

آقای پوراحمد مجددا ازشما عذرخواهی وپوزش می طلبم وبهترینها روبرایتان وخانواده تون آرزومیکنم ودعا میکنم که همواره درصحت وسلامت باشید وعوضش روازخدا بگیرین

به بهانه شادی روح مرحومه خانم سرخی 19 اسفند 1395

به بهانه شادی روح مرحومه خانم سرخی

به انرژیش، به انگیزه اش، به تند تند حرف زدن وغذا خوردنش، به شوخی ها ولبخند هایش، به گوشیش که همیشه برای عکس گرفتن از یک دوست آماده بود. به رنگ چشمانش که حالا چه فرقی می کند آبی بود یا سبز، سبز آبی یا میشی. به تنهایی وغربت که دلیل همراهی شد، به درد دلها، به مشکلات..

نامه خانم نگار عباسی به پدرش مظفر عباسی در آلبانی 19 اسفند 1395

نامه خانم نگار عباسی به پدرش مظفر عباسی در آلبانی

امید دارم که با خواندن این نامه بازگردی و این امانتی را خودت بزرگ کنی و از این پس بر سر سفره عید تو نیز باشی و از محبت خانواده برخوردار شوی و همین طور نیاز خانواده ات را برطرف کنی و بدان که دخترت به تو نیاز بیشتری دارد.

پای سخن خواهری درد فراق کشیده 15 اسفند 1395

پای سخن خواهری درد فراق کشیده

چندین سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق ونهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق برادرم وهمسر برادرم نیز حضورداشتیم ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت!

پیام تشکر خانواده احمد سرخی به انجمن نجات و دیگر خانواده ها 14 اسفند 1395

پیام تشکر خانواده احمد سرخی به انجمن نجات و دیگر خانواده ها

ما ازاین فرصت استفاده کرده وضمن درود به روح بلند خواهر عزیز ازدنیا رفته خود به او می گوئیم که خواهرعزیز مطمئن باش که ما خواهران و برادرانت ادامه تلاش های تو را برای نجات برادرمان احمد از دست گروه رجوی پی خواهیم گرفت

نامه ای از طرف پدر و مادر پیر و دلشکسته 11 اسفند 1395

نامه ای از طرف پدر و مادر پیر و دلشکسته

سلام پسرم حسین شجاعی من ومادرت از اینکه ازکشور عراق و آن زندان مدرن نجات پیدا کردید و به کشور آلبانی منتقل شدید واکنون یک قدم به آزادی نزدیک شدی بسیار خوشحالیم.البته انتظار داشتیم در حین انتقال شما اعلام جدایی کرده و از فرصت استفاده کنی و خودت را نجات بدهی و این همه از ما دور نشوی.

blank
blank
blank