مجاهدین بازیچه ای برای غرب

نقش مجاهدین در صفحه شطرنج سیاسی خاورمیانه

در تاریخ سیاسی ایران نام مجاهدین اکنون مدتهاست دیگر به عنوان یک گروه سیاسی تاثیرگذار و کارآمد درسطح جامعه ایران با ابتکار عمل مشخص سیاسی یا شعارهای انگیزاننده اجتماعی و یا حتی خواست های طبقاتی مطرح نمیشود بلکه بالعکس با تعاریفی همچون برگ های بازی با ایران – شکست خوردگان بدون جنگ – مزدوران وابسته وغیره… مطرح میگردد.

سوال اول اینکه:

مجاهدین چرا و چگونه به این نقطه رسیدند؟ آیا وضعیت فعلی مجاهدین ناشی از تغییر شرایط بین المللی و منطقه ای است که بوجود آمده از جمله:

1. پایان فاز مبارزات مسلحانه وخشونت طلب برای تغییر حکومت ها درجهان پس از اوج انقلابات مسلحانه درنیمه دوم قرن گذشته،

2. فروپاشی شوروی در دهه 1990،

3. حمایت مستقیم کشورهای اروپایی از حکومت جوان ایران در رقابت با آمریکا در سیاست بین المللی از دهه1980،

4. ویا در خوش بینانه ترین شکل – از بد شانسی مجاهدین در تمامی این سالها ناشی شده است؟

جریان سیاسی که در سال 1971 با ترور 6 مستشار آمریکایی با شعارهای اساسا ضد آمریکایی (بطور فعال و نه خاموش) در صحنه سیاسی ایران ظاهر شد اکنون میرود تا نقشی را که ” شاه مسعود ” دررهبری نیروهای شمال درخاک افغانستان بر عهده داشت و در آستانه حمله نظامی آمریکا توسط (طالبان) ترور شد، آمریکا در سناریویی نو این نقش را به ” شاه مسعود “جدید ایران(رجوی) واگذار نمایید، کسی که خودش را پیوسته (کاندیدای شماره یک) وتنها آلترناتیو ممکن وقابل دسترس در تحولات آینده برای پنتاگون و دولت مردان کاخ سفید معرفی کرده است.

آیا واقعا کشور ایران با پارامترهای مشخص سیاسی – اجتماعی – فرهنگی و تاریخی و در قدم نهایی پارامتر اقتصادی کشوری هست که- آمریکا بتواند تجربه افغانستان یا عراق را درآن پیاده کند،

– آیا آمریکا آنقدر در صحنه کارزارسیاسی جهان بی تجربه و نا کارآمد است که از (شاه مسعود) ایران حمایت سیاسی و نظامی کند،

– و یا اینکه نیروهای سیاسی و تاثیرگذار در جامعه ایران میپذیرند که یک نیروی خارجی با حمله آشکار نظامی دست نشاندگان خودش را به اسم دموکراسی و آزادی خواهی در ایران مستقر گرداند.

بگذریم از این نکته که آمریکا پس از تسخیر 40 روزه عراق اکنون بیش از 4 سال که در گردابی از ناآرامی های ادامه دار دست و پنجه نرم میکند و مانور سیاسی و تبلیغاتی روی « جهش های هسته ای ایران » قبل ازهمه برای پوشاندن ضعف بنیادی اش در آرام نگاه داشتن صفحه شطرنج سیاسی منطقه و بطور مشخص نقطه شعله ور آن(عراق) است و نئومحافظه کاران بشدت در تلاش اند که حیثیت بر باد رفته آمریکا در فرونشاندن نا آرامی ها درخاک عراق (در آستانه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) رابا هجوم سیاسی به ایران به طریقی رفع و رجوع کنند و« بوش» پیوسته قول میدهد که اگر برای بار دوم انتخاب شود با ایران برخورد قاطع تری خواهد داشت وبا چنین نگرشی به اوضاع ایران است که مجاهدین مجددا به خدمت فرا خوانده میشوند تا درپروژه ای جدید خدماتی را ارائه دهند که پیوسته در هرکجا، گاه و بیگاه (ازطریق محمد محدثین) قول همکاری اش را به دولت مردان آمریکایی داده بودند همان آمریکایی هایی که در گذشته در سرودهایشان میخواندند:

(سر کوچه کمینه… مجاهد پرکینه آمریکایی بیرون شو… خون ات روی زمینه)

آری این است تاریخ وابستگی جریانی که در خدمت گذاری به بیگانگان به شهادت تمامی اسناد و فیلم های به جا مانده سر از پا نمی شناسد و راهی را که دیگران صد ساله میروند آنان یک شبه طی کنند.

سوال دوم اینکه:

در شرایط کنونی استراتژی و خط آینده مجاهدین چیست؟ و چه میخواهند بکنند؟

1. درصحنه بین اللملی خروج از لیست گروههای تروریستی جهان (تصویب شده توسط آمریکا و اتحادیه اروپا)

2.در صحنه منطقه ای پیدا کردن نقش تاثیر گذار در تحولات سیاسی آینده ایران و آمریکا – طبیعی است در آرایش فعلی نیروها مجاهدین هیچ زمینی را بهتر از خاک عراق برای اینکه بتوانند چنین نقشی راهرچه بهتر بازی کنند پیدا نکرده و نمی کنند.

سوال سوم اینکه:

مجاهدین در این مسیر اشتباه محاسبه ای ندارند و برای برگزاری یک سمفونی هماهنگ همه سازها را خوب کوک کرده اند؟پاسخ به این سوال این است: خیر

واقیعت این است که حضور سیاسی مجاهدین در خاک اروپا ناشی از شکاف بین سیاست های آمریکا و اروپا بر سرچگونگی برقراری رابطه با ایران بود

کما اینکه حضور نظامی مجاهدین در خاک عراق نیز ناشی از شکاف بین حکومت ایران وعراق و شخص صدام حسین بود

بنابراین درهر دو حضور (سیاسی و نظامی) مجاهدین به عنوان یکه نیروی شکاف زی مطرح بوده و هستند و به شهادت تاریخ سیاسی ایران مجاهدین در هیچ نقطه ای بعد ازپاییزسال 1360 ابتکار عمل در صحنه سیاسی ایران را برعهده نداشتند ونمونه ها در این رابطه بسیار است و در تحولات بیشتر نقش عکس العملی را داشتند تا نقش عمل کننده.

از وقایع بهمن سال 1360 و حذف موسی خیابانی و اشرف ربیعی همسر اول رجوی گرفته تاعملیات موسوم به فروغ جاویدان، ازحمله آمریکا به عراق اصلی ترین پایگاه مجاهدین در جهان گرفته تا حتی همین امروزکه در تلاش اند به هرقیمت ممکن ازبحران و کلاف سر در گم امروزین صحیح وسالم بیرون بیایند، نشان میدهد که عقربه های زمان پیوسته به زیان مجاهدین در حرکت است

پیوسته این طوفان حوادث است که مجاهدین را با موج خود به این سو و آن سو میبرد نه اینکه آنان با تکیه بر نیروی اجتماعی و قدرت و بینش سیاسی جریان یا تحولی را در جامعه ایران نمایندگی کنند و یا بتوانند نقش مخالفت های سیاسی واجتماعی در ایران را بازتاب دهند.

این چنین بوده و هست که رهبری آنان فقط با یک بازی در صفحه شطرنج سیاسی ایران حرکت میکند

– مذاکره و مصالحه با قدرت ها و دولت ها و به قول خودشان ” انرژی گذاری از بالا ” با تکیه بر قدرت نظامی ساخته شده توسط آنان برای سرنگونی غریب الوقوع تهران

– و نه تکیه بر نیروی مردم ایران و حل قدم به قدم مسایل سیاسی و ایجاد یک جبهه وسیع با پتانسیل های اجتماعی.

– بنابراین به عنوان نتیجه گیری و پاسخ به سوال آغازین:

ناکامی ها و شکست های مجاهدین ناشی از تحولات منطقه ای و بین المللی نیست بلکه فارغ ازکج روی های ایدئولوژیک ریشه در تصمیمات رهبری جریانی دارد که چون « حافظ اسد – قذافی و صدام حسین » مادام العمر است و ثانیاهرگز شجاعت و شهامت آنرا ندارد که زبان به اشتباهات خویش که ناشی از عدم شناخت شرایط جامعه ایران بود، بگشاید.

وشکست های مستمرو نگرفتن تجربه از آن، ازیک سو و واقعیات سرسخت اجتماعی و سیاسی از سویی دیگر نیروهای آنان را به ساحل ناکامی های مستمر کشانده است.

در برآورد وضعیت فعلی، مجاهدین چون سالیان گذشته ” کوچه به کوچه – در به در ” بدنبال یک ساپورتر و حمایت کننده بین اللملی برای حضور نه صرفا سیاسی بلکه عمیقا نظامی در این گوشه از جهان هستند و در این مسیر باز هم تحولات آینده نشان خواهد داد که مجاهدین « آب در هاوون میکوبند » و نمی توانند جایگاه خودشان را که در ته صف نیروهای مخالف حکومت ایران است را بازهم یک شبه « میان بر» بزنند و خواب یگانه آلترناتیو را این بار در پناه تانک های آمریکایی و رویای شیرین آتش سنگین آنان برای فتح دروازه های تهران ببینند.

میلاد آریایی

3 آگوست 2008

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا