تلاش خانواده مساعدی ادامه دارد پیام حاج حسن مساعدی برای برادرش یونس در کمپ اشرف ۳
نامه زهرا قلیزاده به برادرش پیام خواهری دلتنگ در پاییز غم انگیز
پیگیری وضعیت برادر دربند حضور محمدرضا فروغی در دفتر انجمن نجات اراک
نامه خانم نرگس بهشتی به برادرش مصطفی بهشتی
داداشم، هر روز که می گذرد امیدم به رهایی تو بیشتر می شود. می دانم روزی می رسد که تو در کنار ما سر سفره عید می نشینی و سال جدید را با هم جشن می گیریم. داداش گلم، روزی که تو برگردی دنیای ما بهشت می شود. اینجا جای تو خیلی خالی است
نامه ای از پدری چشم انتظار به گزارشگر سازمان ملل
به تازگی مطلع شده ام که تمام افراد اسیر در سازمان فوق به اجبار و گروهی به کشور آلبانی انتقال پیدا کرده اند. لذا از آن مقام محترم که همواره وقت خود را صرف رسیدگی به امور حقوق بشر نموده اید عاجزانه تقاضا دارم اقداماتی را بعمل آورید تا اینجانب بتوانم فرزندم را بدون هیچگونه ممانعتی ملاقات داشته و او را از اسارت نجات بدهم.
حضور مهندس علینقی (مهدی) مهرورز در دفتر انجمن نجات گیلان
آقای پوراحمد مجددا ازشما عذرخواهی وپوزش می طلبم وبهترینها روبرایتان وخانواده تون آرزومیکنم ودعا میکنم که همواره درصحت وسلامت باشید وعوضش روازخدا بگیرین
به بهانه شادی روح مرحومه خانم سرخی
به انرژیش، به انگیزه اش، به تند تند حرف زدن وغذا خوردنش، به شوخی ها ولبخند هایش، به گوشیش که همیشه برای عکس گرفتن از یک دوست آماده بود. به رنگ چشمانش که حالا چه فرقی می کند آبی بود یا سبز، سبز آبی یا میشی. به تنهایی وغربت که دلیل همراهی شد، به درد دلها، به مشکلات..
نامه خانم نگار عباسی به پدرش مظفر عباسی در آلبانی
امید دارم که با خواندن این نامه بازگردی و این امانتی را خودت بزرگ کنی و از این پس بر سر سفره عید تو نیز باشی و از محبت خانواده برخوردار شوی و همین طور نیاز خانواده ات را برطرف کنی و بدان که دخترت به تو نیاز بیشتری دارد.
پای سخن خواهری درد فراق کشیده
چندین سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق ونهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق برادرم وهمسر برادرم نیز حضورداشتیم ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت!
پیام تشکر خانواده احمد سرخی به انجمن نجات و دیگر خانواده ها
ما ازاین فرصت استفاده کرده وضمن درود به روح بلند خواهر عزیز ازدنیا رفته خود به او می گوئیم که خواهرعزیز مطمئن باش که ما خواهران و برادرانت ادامه تلاش های تو را برای نجات برادرمان احمد از دست گروه رجوی پی خواهیم گرفت
نامه ای از طرف پدر و مادر پیر و دلشکسته
سلام پسرم حسین شجاعی من ومادرت از اینکه ازکشور عراق و آن زندان مدرن نجات پیدا کردید و به کشور آلبانی منتقل شدید واکنون یک قدم به آزادی نزدیک شدی بسیار خوشحالیم.البته انتظار داشتیم در حین انتقال شما اعلام جدایی کرده و از فرصت استفاده کنی و خودت را نجات بدهی و این همه از ما دور نشوی.
آیا رجوی تروریست برادرم را تا ابد در چنگال فرقه جهنمی خود نگه خواهد داشت؟
و گفت چندین بار برای دیدار برادرم به اشرف سابق و لیبرتی رفتم ولی هر بار با توهین و زدن سنگ از جانب اعضای فرقه تروریستی رجوی مواجه شدم. این چه فرقه مخوفی است که سعی دارد مانع از ملاقات من با برادرم شود؟ تا کی می تواند این محدودیت را ایجاد نماید؟
رجوی ملعون به چه دلیل مانع از انجام ملاقات خانواده ها می شود؟
آقای ایمن طبری که همیشه دل به دیدار برادرش دارد از نفرات انجمن خواست که اگر اروپا هم باشد وی حاضر است برای رهایی برادرش سید جلال به آنجا برود چون با چند برخورد بد از فرقه تروریستی رجوی برایش کاملاً روشن شد که رهبران آن به دنبال منافع خودشان می باشد تا به زندگی نکبت بار خود ادامه دهند و اصلاً به فکر نفرات خود نیستند.
ملاقات صمیمی با آقای احمد گلعلیپور
آقای احمد گلعلیپور یکی از پدرانی میباشد که برای دیدار با فرزندش دل تنگی میکند و حتی برای لحظه ای شنیدن صدایش نیز ساعتها به تلفن خانه چشم میدوزد و منتظر است تا از آن طرف صدایی دل او را شاد کند
نگرانی خانواده های ایلامی از بی هویتی فرزندانشان در درون فرقه رجوی
جای تعجب است که نه دولت عراق کنترلی بر لیست و اسامی افراد انتقالی داشته و نه صلیب سرخ و کمیساریای عالی پناهندگان اشراف بر این موضوع داشته و نه کشور آلبانی جوابگوی این سوال است، پس باید گفت که آنان جزو مفقودین و مردگانند.

