برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
استمداد خانواده های آذربایجان شرقی از سازمانهای بین المللی
استمداد خانواده های آذربایجان شرقی از سازمانهای بین المللی: ما خانواده های امضاء کننده ذیل از صلیب سرخ و وزیر حقوق بشر عراق در خواست کمک برای آزادی عزیزان مان از دست فرقه رجوی را داریم که سالهای متعدد است که مانع ازملاقات ما با بستگانمان در اشرف شده اند.
تاملی بر نقطه نظرات خانواده ها پس از سفر به اشرف ـ قسمت پنجم
تا آنجا که ما دیدیم و برای ما ثابت شد متاسفانه مراجع بین المللی همچون صلیب سرخ در انجام وظایف شان کوتاهی میکنند. آنها باید همدل و کمک خانواده های حاضر در درب ورودی اشرف باشند. خانواده ها واقعا انتظاراتی از نهادهای بین المللی چون صلیب سرخ دارند. آنها مطالبات قانونی دارند مگر جز این است؟ مجاهدین در کمال گستاخی به ما خانواده ها مزدور می گویند امثال مادر من و مادر آقای واعظی را مزدور خطاب می کنند!؟
مادری در تب در آغوش کشیدن فرزندش جان داد
خانم سلطان صمدنِژاد مادری که در تب در آغوش کشیدن فرزندش می سوخت جان داد. احساسات زیبای مادرانه و اشتیاق او برای در آغـوش کشیدن فـرزندش کـه بـیش از دو دهـه بود در انتظار بسر میبرد، لحظه هایی ست که انگار آدمی پایانی را برای آن متصور نیست. مادر آقای محمدزاده از آن آدمهای ارزشمند و سحر آمیزی بود که وقتی حتی غایب اند بیشتر” هستند” و دیده میشوند
استمداد خانواده های استان گلستان از جوامع حقوق بشری
ما جمعی از خانوادههای آسیب دیده از این فرقه ننگین رجوی خائن میباشیم که تمامی جوامع حقوق بشری و سازمان ملل و کلیه ارگانهایی را که به نحوی در حفظ ارزش والای انسان در جهان دخالت دارند در خواست میکنیم که جلوی این حرکت غیر انسانی و غیر اخلاقی رجوی جنایتکار را گرفته و فرزندان ما را که از چندین سال پیش در چنگال ظالمانه آن شیطان انسان نما گرفتار شده اند، رها نمایند
حضور مقاوم خانوادهها در برابر فحاشیهای سران جنایتکار رجوی خائن
طی روزهای گذشته جلوی درب جنوبی محل استقرار فرقه مجاهدین شاهد حضور تعدادی از اعضاء و سرکردههای جنایتکار این فرقه بودیم که در برابر خانوادههایی که فقط برای ملاقات فرزندانشان به آنجا سفر کرده بودند به فحاشی پرداختند. ضمن محکوم کردن این حرکت مجاهدین و حمایت همه جانبه از خانوادههایی که در جلوی درب قلعه مخوف رجوی خائن حضور دارند و برای ملاقات عزیزانشان لحظه شماری میکنند از تمامی جوامع آزاد و تمامی نهادها و ارگانهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده طلب میخواهیم که در برابر این نیرنگ و برده داری نوین فرقه بپا خیزند
پیام خانواده های استان مرکزی به خانواده های مستقر در پادگان اشرف
.. با خبر شدیم که شما عزیزان در ضلع جنوبی پادگان اشرف تجمع کرده و با فریادهای تان ارکان فرقه را به هم ریختید، به طوری که سران فرقه با حیله و فریب فرزندان شما را در ضلع جنوبی مستقر کردند که بر علیه شما شعار دهند و وانمود کنند که با شما بیگانه هستند…فرقه ای ضد مردمی که ماهیت آن برای همگان روشن شده است و تنها با قربانی گرفتن می تواند بقای خودش را حفظ کند.ما نیز هم صدا و هم پیمان با شما تا فرزندان مان را از چنگال فرقه ی رجوی آزاد نکنیم از پا نخواهیم نشست.
خانواده ها: وقتی به اشرف می روی تازه می فهمی در آن جا چه می گذرد!
رجوی ها که خود ید طولایی در خود فروشی و وطن فروشی دارند و برای دریافت حمایت مادی و تبلیغاتی از هر کسی یا هر کشوری وطن خود را می فروشند، بعد از عمری مزدوری برای صدام و سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها، برای پوشاندن جنایات خود به فرافکنی روی آورده و ما خانواده ها را فامیل فروش می نامیدند. در حالی که از سوی دیگر اعلام می کردند ما هیچ نسبتی با افراد درون اشرف نداشته و ماموران نیروی قدس سپاه پاسداران یا وزارت اطلاعات ایران هستیم!!!کدام را باید باور کرد؟ این که ما مزدوران دولت ایران هستیم و هیچ نسبتی با نفرات اشرف نداریم یا این را که ما اقوام این افراد بوده و برای پول آن ها را فروخته ایم؟!
قصه تلخ خانواده ها و فرقه ویرانگر رجوی – قسمت سوم
خانواده ها برای زمستان آماده میشوند. از قرار معلوم استقرار آنان تا رسیدن به خواسته هایشان طولانی خواهد بود. رجوی هنوز فکر میکند که خانواده ها بزودی خسته شده و بر میگردند. او قطعا نمیتواند و هرگز نخواهد توانست انگیزه و احساس یک مادر را درست درک کند. اعضای سابق فرقه رجوی نیز برای نجات دوستانشان و یاری رساندن به خانواده ها به جمع آنها پیوسته اند. آنان شرایط داخل اشرف را با تمام وجود لمس کرده و لذا به جای رفتن به دنبال زندگی و راحتی خود بدون کوچکترین چشمداشتی وقت خود را وقف خانواده ها نموده اند.
اعتصاب ۱۵۰ خانواده ایرانی در برابر پادگان اشرف
150 خانواده ایرانی در مقابل پادگان اشرف تحصن کرده و خواهان متقاعد کردن فرزندانشان در اردوگاه اشرف جهت بازگشت به کشور هستند. این خانواده ها تاکید کردند تنها در صورتی به ایران بازخواهند گشت که فرزندانشان را همراه خود به کشور بازگردانند. این در حالی است که تعدادی دیگر از خانواده های ایرانی از 7 ماه پیش در برابر پادگان اشرف به سر می برند و اعلام کرده اند تا زمانی که فرزندانشان به همراهشان نیایند به ایران باز نخواهند گشت.
تظاهراتی علیه حضور سازمان مجاهدین خلق
تنها در مسافتی اندک از اردوگاه اشرف وابسته به سازمان ایرانی و معارض مجاهدین خلق در استان دیالی، خانواده های ایرانی به تحصن خود که از یک سال پیش آغاز شده ادامه می دهند. آنها خواهان آزادی فرزندانشان هستند که به اعتقاد آنها از چندین سال پیش به دستور رهبران این سازمان اسیر شده اند. شرایط بد آب و هوایی روز شنبه مانع از پیوستن اعضای سازمان جامعه مدنی از استانهای مختلف عراق به این خانواده ها نشد.
گردهمائی بزرگ خانواده های متحصن در برابر دروازه پادگان اشرف
روز شنبه 11 دسامبر 2010 (20 آذر 1389) هزاران تن از خانواده های اعضای گرفتار در فرقه رجوی در داخل پادگان اشرف، سران عشایر و مقامات و شخصیت های عراق، خبرنگاران عراقی و بین المللی و نمایندگان احزاب و گروه های عراقی که از نقاط مختلف کشور عراق گرد آمده بودند در برابر درب جنوبی پادگان اشرف تجمع نموده و نسبت به نقض اولیه ترین حقوق انسانی توسط فرقه اعتراض کردند.
اطلاعیه برگزاری همایش کمیته حمایت از خانواده ها
به گفته پزشکان پارازیت های ارسالی فرقه برای مختل کردن ارتباطات خانواده ها بر سلسله اعصاب انسان اثر سوء می گذارد و خصوصا امواج قوی آنها برای افراد بیمار بسیار خطرناک است. هر چند اکثر خانواده ها مسن و بیمار هستند اما حاضر شده اند برای نجات فرزندانشان این اقدام ضد بشری را هم از جانب مسعود رجوی تحمل کنند.

