خاطرهای از یک جدا شده فراخوان مجاهدین برای حضور سیاهی لشگر غیر ایرانی
فریب در لباس دیپلماسی چگونه مجاهدین خلق چهرههای سیاسی را به عنوان حامی خود ثبت میکنند
شکست پروپاگاندای رجوی آمریکایی صهیونیست: مجاهدین خلق، اپوزیسیون قلابی ایرانی است
جشن های آنچنانی مجاهدین رجوی با سنگ مفت وگنجشگ مفت!
چرا تصاویر زنده ی لیبرتی نشینان را که در کانکس ها وزیر گرمای 55درجه ی عراق، مجبورند که روزی بارها بمیرند وزنده بمانند، از سیمای آزادی؟! ات نشان نمیدهی ودرمقابل تعدادی از مردم اروپا واعضای مفتخور اروپایی خود را که ازبودجه ی تشکیلات و هم از محل مالیات مردم اروپا زندگی کرده وچهره ی شبیه چهره های اهالی لیبرتی عراق را ندارند، بارها درمعرض دید قرار میدهی؟!
بازتکرار بهره وری ناجوانمردانه از قربانیان در فرقه رجوی
عضو نابخرد رجوی با نام مستعار بی مسمای نسیم هامون اینبار دربهره وری از سالمرگ سوگ جانگدازمحسن انصاری ولیچرنشین با بکارگیری مشمئزکننده واژه گانی شعرگونه آنچنان ازمرحوم ستوده که انگاری اززمره” فدایی” رجویها بوده ونه عنصرمعترض ومنتقد وتمام عیار ضد رجوی!!
گذاشتن تراوشات ذهنی رجوی ها، بجای واقعیت مستقل ازذهن!
آقای هادی محسنی که ازاصحاب باند رجوی است، چیزهایی ابتر ازفلسفه درامور عین وذهن ونیز جبر واختیار (اراده) شنیده وخواسته است به کمک این ندانسته هایش، به نظرات عمدتا ذهنی ومالیخولیایی مسعود رجوی لباس مثلا علمی؟! پوشانده وآنها را بجای واقعیت عینی ومستقل ازذهن به خورد خوانندگان دهد که ماحصل کارش نوشته ای با نام” واقعیت مستقل از ذهن” شده ودررسانه های مجازی فرقه ی رجوی منتشر شده است!لازم به قید است که همان افکار فرقوی که باند رجوی به شدت غرق درآنست، خودبخود نافی واقعیات مستقل از ذهن بوده…
سعید ماسوری زندانی چگونه ازبرنامه ی ماهواره ای بی بی سی اطلاع پیدا کرده است؟!
جریان برنامه ی چندی پیش ماهواره بی بی سی که طی آن به طور مرموزانه ای تلاش شد که مهره ی کم ارزش پرویز ثابتی (مقام امنیتی معروف دوران پهلوی دوم) به نام فراستی و با دادن عناوین مهم دردستگاه جهنمی ساواک به خود، بی رحمی ساواک را درحد زدن ضربات سیم کابل به کف پای زندانیان – که از نظر او اهمیتی ندارد – محدود کند، سبب دادن سوژه به دست گماشته های رجوی شده تا یک دوجین مقاله ومطلب دراین باره منتشر کنند واین روند همچنان ادامه داشته باشد!
ما به ” گوش بسته ” نیازداریم!!
لابد جداشدگان به خاطردارند که سلسله نشست هایی با حیله گری مهوش سپهری (نسرین) به دستوررجوی دراشرف مضمحل شده صورت گرفت که صورت مساله جلسه” گوش بسته” بود.نسرین ازعوامل اصلی سرکوب اعضای ناراضی مجاهدین درآن جلسات درنهایت ضعف وزبونی واستیصال می گفت:” ناراحتی ما اینستکه شما گوش تان بسته است وحرف رهبری را نمی شنوید!. دراین سالیان هرچه خوردیم وسرما پایین است ناشی ازاینست که
قدرت نمائی پوشالی
رجوی و مریم قجر که دستشان خالی است و ریسمانی و دستاویزی ندارند، با بوق و کرنای فراوان و با هیاهوی تبلیغاتی باز هم از برگزاری گردهمائی چیزی بدست نیاوردند و صرفا فقط هزینه سرسام آوری را متحمل شدند. مریم قجر بعد از اینکه از بحث انرژی هسته ای و توافق آن چیزی بدست نیاورد، درمورد درگیریهای منطقه اتهاماتی به ایران نسبت می دهد، تا از این آب گل آلود کردن نفعی ببرند. از این رو خواستند شانس خود را در این گردهمائی بیازمایند و قدرت نمائی کنند.
پوست کلفتی سیاسی رجویها
باید به خانم قجر گفت این حرف های مشمئزکننده و تهوع آور، حال اطرافیان خودتان را بهم می زند چه برسد به مهمانانی که دعوت می شوند. این پولهای باد آورده را می توانید برای برادر و خواهرانت در لیبرتی خرج نمائید و مشکلات و بیماریشان را حل و فصل کنید. اگر در تمام این سالیان از این همه سخنرانی و میتینگ های خود یک نتیجه بدست آورده باشید و تاثیری می داشت، الان باید شرایط شما چیز دیگری می بود. خیلی تلاش می کنید در بحث های شیعه و سنی و عرب و عجم آبی در هاون بریزید اما بی نتیجه خواهد بود و این همان پوست کلفتی سیاسی شماست.
مقالۀ روزنامۀ مستقل فلسطینی در مورد شوی مریم رجوی در ویلپن پاریس
در برنامۀ امسال روشن بود که سازمان مجاهدین خلق دیگر سازمان اپوزیسیون مسلح علیه رژیم ایران نیست بلکه به ابزار یا آلت دست مسلح برای سرنگون کردن رژیم ایران تبدیل شده است و این را به خوبی می شد از همۀ سخنرانیها دریافت چرا که همۀ سخنرانان اعلام می کردند که آنها مخالف گفتگوها در مورد برنامۀ هسته ای ایران می باشند و می گفتند که نباید با این رژیم گفتگو کرد بلکه باید برای سرنگون کردن آن اقدام نمود. این کاملا در صحبتهای هیأت آمریکایی بویژه در سخنرانی تام ریج و رودی جولیانی روشن بود. رودی جولیانی به روشنی گفت که عملیات سرنگونی رژیم آخوندی ایران هم اکنون از همین سالن شروع شده است!..
عمه ی لیبرال من، آمادگی خودرا برای بازرسی مرغدانش اعلام کرد!
رسانه های باند رجوی کوچکترین فرصت برای پیشنهادات مربوط به بازرسی های همه جانبه درایران را ازدست نداده وبنوعی میشود گفت که برای تحقق این مهم! روزوشب ندارند. اظهار نظر” فیلیپ گوردون” دایر براینکه” باید بتوان از همه در ایران بازرسی کرد”، ازجمله مسائلی بوده که مورد توجه واستقبال فرقه ی رجوی قرار گرفته وآنرا رسانه ای کرده است.
علامه جان! شما ابتدا کشور های خودتان را آزاد ومستقل کنید!
شما که بااین گشاده دستی هر توقعی ازاعراب را دارید، چگونه است با این نفوذتان؟! کمکی به انتقال این اسرای رجوی به کشورهای امن تر نمیکنید؟! درجواب آن قسمت ازایراد شما باید گفت که کسی غیر از گماشتگان رجوی، بر لیبرتی نظارت ندارد واگر سرکوبی درکار است وشما معترض آن، به دوستان خود توصیه کنید که چنان نکنند!
ادعای پوچ و توخالی گردهمایی به اصطلاع عظیم ایرانیان در ویلپنت پاریس
آیا فرقه در پهنه سیاسی هیچ پیشرفتی نداشت؟!! هر چه دیدم از وزرا و پارلمانترها و وکلای از کار افتاده و سابق، مهره های سوخته ای جز برای به به و چه چه مسعود و مریم و کاسه لیسی با کاسه و بطری و نوشیدنیها و غذاهای جور واجور و میوه های رنگارنگ تا بعد از تناول دعای به جان راهبر و راهنما کنند، هواداران تشکیلاتی رجوی از مدتها قبل راهی کشورهای آلبانی و رومانی و لهستان و… شدند تا در کمپ های پناهندگی افراد را به پاریس بکشانند ماموران مریم با این شیوه افراد را با هر ملیتی جمع آوری کردند البته از پیش به آنها وعده 2 شب اقامت در پاریس و هزینه رفت و برگشت و هتل و سایر هزینه های دیگر و بعلاوه این که به هر نفری 100 یورو پول جیبی هم دادند تا با فریبکاری در تبلیغات خویش به جای ایرانیان هوادار جا بزنند!!
ویلپنت و روال تکراری هر ساله
سال ۱۳۵۱ اعدام همه اعضای مرکزیت سازمان مجاهدین و زنده ماندن مسعود رجوی، همیشه یک سئوال جدی حتی در بین اعضای سازمان مجاهدین بود. مسعود رجوی، مدعی است که به دلیل تلاشهای برادرش کاظم زنده مانده است و حکم اعدام او به حبس ابد، تقلیل پیدا کرده است. سئوال جدی، اینجا است که چگونه یک فرد مثل کاظم رجوی به تنهایی و با ارسال یکی دو نامه و دو سه تا ملاقات، توانسته حکم اعدام مسعود رجوی را تقلیل بدهد و اگر این واقعی است، چرا کاظم رجوی جان حنیف نژاد را نجات نداد. او که رهبر و بنیانگذار سازمان مجاهدین بود و البته بعضا صحبت از این می شود که مسعود رجوی بعد از دریافت حکم اعدام، بریده و به سازمان و رهبران مجاهدین خیانت می کند. به همین دلیل، او اعدام نشد. البته همه این گفته ها باید در یک دادگاه با حضور شاهدین و موکلین تعیین تکلیف بشود.

