قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
مصاحبه سایت زنان ایران با خانم زهرا السادات میرباقری
من دقیقا از خانمی که این عمل زنان روی وی انجام شده بود سوال کردم که چی شده که تو این عمل را انجام دادی؟ وی گفت تا توی اتاق عمل من بی اطلاع بودم که می خواهند این عمل را انجام بدهند. این عمل با حیله های مختلف ومغزشویی انجام می شد حیله های مختلف مثلا چی بود اینکه شما کم خون هستید برای عمل سنگ کلیه باید عمل زنان انجام دهید،وقتی خانم جوانی که قبلا با سازمان مشکل داشت او را فریب دادند و به بهانه درمان سنگ کلیه اش عمل زنان را روی وی انجام دادند
اعلام رسمی جدایی آقای حمیدرضا سلمانی از مجاهدین
اینجانب حمیدرضا سلمانی متولد ۱۳۵۸ از استان خوزستان هستم که مدت ۹ سال در سازمان مجاهدین مستقر در عراق فعالیت می کردم، بطور رسمی جدایی خود از فرقه مجاهدین را در حمایت از خانواده های قربانیان اعلام می کنم.در سال ۱۳۷۹ از طریق ترکیه وبه دست سر پلهای این فرقه تروریستی فریب خورده و به عراق منتقل شدم ودر مورخ ۱۳۸۸ از اسارتگاه اشرف خارج شدم.به عنوان یک ایرانی وطن پرست اعلام میکنم که رجوی تروریست جوانان این مرزوبوم را چه کشته وچه اسیر خود کرده ومعتقدم این سازمان هنوز یک فرقه تروریستی است.
مرادی: مجاهدین ورود صلیب سرخ به اردوگاه را ممنوع کرده بودند
وی سرنگونی صدام را موجب ایجاد فضایی آزادتر برای اعضای مخالف با عملکرد رجوی دانست و اذعان کرد: پردههای دیکتاتوری صدام اجازه نمیداد تا ما تصویر درستی از کشور داشته باشیم زیرا به ما القا کرده بودند که در ایران هیچ نوع آزادی وجود ندارد.این عضو سابق فرقه تروریستی مجاهدین، اضافه کرد: با سرنگونی صدام و ملاقات با خانوادههای ما تصویر روشنتری از ایران به ما رسید
تبریک به همه بچه هایی که در ۳۰ آذر ۸۳ وارد خاک ایران شده اند
ما انتظار داشتیم که در زندان اوین زندگی جدیدی را شروع خواهیم کرد ولی در شهرهای خودمان مثل دیگر مردم وارد زندگی جدید شدیم در اوایل لحظه ها برای ما سخت بود چون در یک محیط کاملاً بسته و پر از استرس بزرگ شده بودیم وهنوز هوای آن محیط در وجودمان بود از حرف زدنمان گرفته تا فکر کردن، اما در هر حال آن شرایط را پشت سر گذاشتیم و دیدیم که کسی با ما کار ندارد و کاری هم نداشتند، فقط نیاز به این بود که ما خودمان را از آن القائات فکری بیرون بیاوریم.
تبریک به رضا رجب زاده و خانواده چشم انتظارش
آقای رجب زاده چند روز پیش توانسته خود را از چنگال فرقه رجوی رها سازد. این رهایی را به دوست قدیمی خودم تبریک میگویم. من با شنیدن جسارت دوست عزیزم یاد آن زمانها افتادم که در مأموریت های سحر برای پشتیبانی از واحد ها با هم بودیم و در نشست های مختلف برای فرار از گوش سپردن به حرف های بی محتوا و سرگرمی های خسته کننده درد دل می کردیم و همدیگر را دلداری می دادیم که یک روز از فضای خسته کننده و اسارتگاه خلاص خواهیم شد ولی یکی زودتر و دیگری چند سال بعدتر.
جدایی ۱۷ نفر از گروه تروریستی مجاهدین در ماه جاری میلادی
یک منبع در کمیته دولتی ویژه پایان بخشیدن به پرونده گروه تروریستی مجاهدین اظهار داشت: در ماه دسامبر 17 نفر از اعضای مجاهدین از این گروه جدا شده اند.این منبع افزود: افراد جدا شده خود را به هیئت سازمان ملل متحد در بغداد معرفی کرده و خواستار پناهندگی در یکی از کشورهای اروپایی شده اند. این افراد در انتظار انجام اقدامات قانونی برای پناهندگی در کشورهای اروپایی و ترک خاک عراق هستند.
نشست صمیمی جداشده ها با دانشجویان با موضوع فرقه ها و تروریسم – قسمت دوم
بعد ازانقلاب ایدئولوژیک درونی سازمان وجدایی زنان ازمردان یک استبداد وخفقان مطلق برمناسبات حاکم شد. اعضا از بدیهی ترین حق و اصول اساسی حقوق انسانی یعنی آزادی بیان وعقیده محروم گشتند. درحقیقت این رجوی بود که با تکیه بر اهرم نشست های موسوم به عملیات جاری وتفتیش عقاید وگماردن اعضا به مراقبت از یکدیگر و دادن راپورت روزانه،این اسارتگاه را بوجود آورد.
مترجم شخصی رجوی: مجاهدین به علمیات مسلحانه اعتقاد داشته و دارد
مجاهدین هنوز هم مترصد فرصتی برای ضربه زدن به مردم و کشور هستند. با این حال سرکردگان سازمان می دانند که هرگونه عملیات مسلحانه علیه مردم ایران بهترین بهانه برای اخراج آنها از عراق خواهد بود. از طرف دیگر اسم سازمان از لیست تروریستها حذف شده و آنها نمی خواهند فعلا بهانه ای جدید به دست دولت ایران بدهند. به این ترتیب دستشان بسته شده و الا توقف عملیات تروریستی مطلقا خواست خود اشرف نبود.
رهایی رضا رجب زاده از تشکیلات مخوف رجوی
آقای رضا رجب زاده با تحمل بیش از23 سال اسارت در اسارتگاه رجوی خائن با یک تصمیم قاطع و کوبنده با جدایی ازفرقه تروریستی رجوی به دنیای آزاد گام گذاشت. مادرسالمند ایشان با شنیدن خبر رهایی جگرگوشه اش ازفرط شعف و شادمانی اشک شوق ریختند و در تماس با مسول انجمن نجات گیلان به رجوی خائن لعن و نفرین کردند
نامه ای به ارزین دیاله و فرزندانش از اعضای جداشده فرقه مجاهدین
چندروز قبل مطلع شدم که تعدادی از دوستان قدیمی ام به نامهای ارزین(عیسی) و محسن (کیانوش) و پیمان (سعید) با تصمیمی عاقلانه و شجاعانه، خود را از اسارت رجویها رها کردند. جا دارد همین جا خوشحالی قلبی و چشم روشنی خودم را به دوستان رها شده ام و خانواده محترمشان تبریک عرض نمایم. براستی که هیچ لحظه ای، با شکوهتر و زیباتر از لحظه جدایی از فرقه منحوس رجوی نیست. لحظاتی که انسان طعم شیرین آزادی را احساس میکند.
در فراق دوست
ازصمیمیت و دوستی که بین ما بوجود آمده بود هردو احساس خطر کردیم که مبادا ما را ازهم جدا کنند به همین خاطرحسین پیشنهاد داد درنشست های عملیات جاری ما هم مثل بقیه به همدیگر انتقاد کنیم تا مسئولین سازمان شک نکنند پیشنهاد خوبی بود پس پذیرفتم از آن روز به بعد انتقادها را با هم می نوشتیم و در نشست همدیگر را مخاطب انتقاد قرار میدادیم تا مسئولین سازمان شک نکنند
خودکشی دردناک حسین بلوجانی در کانادا
یکی از کسانی که او را درکمپ آمریکاییها درعراق دیده بود و درحال حاضر در ونکوور زندگی میکند، میگوید: برای اولین بار حسین را در کمپ JITIF در عراق دیدم. اواخر سال ۲۰۰۷ و تا اوایل سال ۲۰۰۸ بود که پس از آن هرکدام جداگانه اقدام به فرار از کمپ آمریکاییها کردیم و از طریق ترکیه خود را به یونان رساندیم. در جولای سال ۲۰۰۸ بار دیگر او را در آتن دیدم. در شهر آتن پانسیونهایی بود که با پرداخت ۳ دلار، شب را به روز میرساندیم. وضعیت مالی همهمان اسفناک بود

