جهنمی به نام لیبرتی خاطرات تلخ حملات موشکی معارضین عراقی به کمپ لیبرتی
یادداشتی از بنیاد هابیلیان عملیات چلچراغ؛ روایت خیانت مجاهدین خلق
از سی خرداد ۱۳۶۰ تا سی خرداد ۱۳۹۰، سه دهه خشونت
سی خرداد 1360 را می توان نقطه آغاز بالفعل شدن انحرافات سازمان دانست. پایه ای ترین خط اشتباه رهبری منفعت طلب و خائن که با شعار مبارزه مسلحانه و خصیصه خشونت گرایانه فرقه ای تا به امروز در تمام سر فصلهائی که سازمان پشت سر گذاشته خودش را نشان داده است که این نکته در نگاهی اجمالی به همه مواضع و عملکرد سازمان پس از سی خرداد 1360 به وضوح هویداست.
آغاز یا پایان جنگ مسلحانه مجاهدین
حاصل جنگ مسلحانه و سی خرداد این شد که هزاران عمل تروریستی انجام پذیرد و هزاران بیگناه کشته شوند و همچنین اشرف تبدیل شود به گوانتاناموی اشرفیها البته از طرف سران سازمان. یعنی گذر زمان جز بی آبرویی برای سران مجاهدین و رهبری آن چیز دیگری بر جای نگذاشته به صورتی که دشمنان ایران و ایرانی نیز آنها را جزو فرقه های تروریستی قلمداد می کنند
در سی خرداد ۱۳۹۰، رجوی همچنان می گوید مرغ یک پا دارد
آنان هم اکنون با اشتباهی که در 30 خرداد سال 1360 مرتکب آن شده و هیچگاه قیمت اعتراف به اشتباه را نیز نپرداختند، هم اکنون نه راه پیش و نه راه پس برایشان باقی مانده است و با وقاحت و بی شرمی تمام، همچنان ناچارند تنها و تنها به خاطر حفظ جان و غرور رهبران سازمان، راه رفته را همچنان به پیش بروند و آنچه که اشتباه و خیانت 30 خرداد سال 1360 شمرده می شود و همه جهانیان به جز اندکی لابی های جنگ طلب و زرادخانه ها و دلاربگیران، صحت و سقمش را قبول دارند.
۳۰ خرداد ۶۰، آغاز مبارزه مسلحانه و تروریسم کور
رهبری این سازمان که خود را محور عالم و همه کاره این تشکیلات می داند در نگاه محافل سیاسی دنیا جایگاهی برای ابراز نظر ندارد زیرا تروریسم را تبلیغ و ترویج می دهد. تشکل های سیاسی دنیا امروز بر گفتمان سیاسی و مبارزه صحیح اعتقاد دارند و تاکید می کنند اندیشه ی تروریستی مجاهدین خطرناک است. اما مسعود رجوی با ادعای آگاهی سیاسی فقط به یک راه نادرست و طرد شده پافشاری می کند و از درک مسائل روز دنیا عاجز است
سی امین سی خرداد: سالگرد فروپاشی یک رؤیا
سی خرداد به واقع آغاز برهه ای تاریخی در سازمان بود که صدمات جبران ناپذیری به آن وارد کرد، سازمان به لحاظ سیاسی و اجتماعی کاملاً طرد شد و پایگاه های آن در میان مردم به طور کامل از میان رفت. واقعه سی خرداد درست هنگامی رخ داد که ایران درگیر جنگ تحمیل شده از سوی عراق بود و روزهای سختی در جبهه ها به رزمندگان ایرانی می گذشت. تصمیم رجوی برای اعلام قیام سی خرداد، خیانت آمیز ترین تصمیم ممکن بود.
از سی خرداد ۶۰ تا سی خرداد ۹۰
رجوی با تصمیم عجولانه و دیوانه وار اعلام آغاز جنگ مسلحانه علیه جمهوری اسلامی کرد چون در این فکر بود که می تواند این انقلاب نو پا و جوان را شکست بدهد. رجوی بعد از 30 خرداد 60 به همراه بنی صدر به فرانسه گریخت و جان خود را حفظ کرد ولی در مقابل جان هزاران جوان فریب خورده را قربانی خود کرد و چون می خواست در سطح جهانی و بین المللی مطرح شود نیاز به خون داشت. خون
سی خرداد، آغاز خشونت افسار گسیخته فرقه ی مجاهدین
سی خرداد و آغاز جنگ مسلحانه از سوی دارودسته ی رجوی نمود عینی دوگانگی در پارادایم تفکر (ایدئولوژیک و سیاسی) سردمداران مجاهدین بود. دچار توهم شدن و تحلیل های نادرست سیاسی از وضعیت و شرایط داخلی و اجتماعی و نیز آگراندیسمان موقعیت فرقه ی مجاهدین از سوی رهبر عقیدتی آن در سال 60 ـ حکایت تلخ و درخوری از پسرفت فکری و سیاسی یکی از مهمترین و خشن ترین مخالفین نظام سیاسی ایران است
چند نکته درباره خارج شدن مجاهدین از لیست تروریستی آمریکا
بعد از 11 سپتامبر سازمان خیلی تلاش کرد که با استفاده از لابی های اسرائیلی در آمریکا خودش را از لیست سیاه ایالات متحده در آورد اما این گروه اگرچه لابی های اسرائیلی موجود در آمریکا، در هر دو حزب نفوذی زیادی دارند ولی فرقه رجوی از آن گروههایی نیست که آنها بتوانند از عملکرد منفی فرقه رجوی طی این سال ها دفاع کنند.
خلق فاجعه دیگری توسط سران فرقه رجوی
حال چه شد که در مقابل ارتش عراق که صاحب خانه است، ملک و سرزمین خودش میباشد و براحتی میتوان از این کشتار و درگیری پرهیز کرد شما با پرداخت بهای کله شقی و خود پرستی از جیب نیروهای رده پایین تشکیلات و همانهایی که پدران و مادرانشان یک سال است در مقابل پادگان اشرف منتظر دیدار فرزندان خود نشسته اند دنبال سوء استفاده تبلیغی از خون آنان هستید؟ و آیا نمیشد با خویشتن داری و مذاکره از وقوع چنین خونریزی جلوگیری نمود؟
آیا راه حلی پراتیک برای جلوگیری از تکرار خونریزی و خشونت در اشرف وجود دارد؟
راه حلهای زیادی از طرف جداشدگان که خود سالیان در بند و اسارت ایدئولوژی و افکار فرقه ای رجوی بوده اند مطرح شده است که راه حلهای بسیار پراتیک و مطلوب هستند چون افراد جداشده با گوشت و پوست و استخوان خود این مشکل بزرگ را در درون پادگان اشرف حس میکنند و به نظر من پراتیک ترین راه حلها را میتوان در مقالات و سخنان جدا شدگان از فرقه رجوی جستجو کرد.
طراحی شوم رجوی های جلاد برای گسترش خونریزی در اشرف
بخوبی مشخص می شود که او نه تنها می خواهد اسیران اشرف را در همان اسارتگاه تا روز مرگ نگه دارد (کاری که تابحال با آنان کرده) بلکه با توهین و فحاشی به مقامات دولت عراق که حاکمیت آن کشور را در دست دارند، بر هیزم این درگیری ها نفت می ریزد تا کار را به درگیری و کشتار کشانده و از خونریزی اطمینان حاصل کند، والا اگر او قصد مذاکره و صحبت و بحث دارد چرا مخاطبش را با فحش و توهین مورد هتاکی قرار می دهد؟
نقش سازمان مجاهدین خلق ایران در گروگان گیری امریکائی ها در سال ۱۳۵۸
سازمان مجاهدین خلق ایران در سال 1358 در موضوع گروگان گیری دیپلمات های سفارت امریکا در تهران نقش اصلی را به عهده داشت، در این رابطه یکی از مسئولین سازمان که در تسخیر سفارت امریکا جزء همان افراد بود، در مصاحبه ای که دارد اعلام می کند که تعداد 25 نفر از اعضاء سازمان مجاهدین در این ماجرا هستند. و این مصاحبه از تلوزیون ملی ایران در سال1358 فقط یک بار پخش شد.

